کمیته اقدام
کارگری

درسهای اول ماه
مه:
فرقه گرایی را
کنار گذاریم! اتحاد عمل را تقویت
کنیم!
تظاهرات
یک پارچه کارگران در اول ماه مه دستآوردی بزرگی برای کل طبقه کارگر محسوب شد. حضور
مشترک کارگران با گرایشات و تعلقات سیاسی و تشکیلاتی متفاوت، تمامی محاسبات نهادهای
وابسته به دولت سرمایه داری را درهم ریخت. در
تظاهرات اول ماه مه شعارها وحدت طلبانه مانند: اتحاد،
اتحاد علیه سرمایه دار؛ اتحاد تشکل، تشکل اتحاد؛ اتحاد رمز
ماست، تشکل عزم ماست؛ کارگر، کارگر، وحدت، وحدت؛ اتحاد،
تشکل، قدرت اصلی ما؛ همسنگران، چاره ما وحدت است. کارگران چاره ما وحدت است .... و
غیره، در میان سایر شعارها در خیابان های و سالن های سراسر ایران طنین افکند و
احساسات اکثر کارگران ایران را منعکس کرد.
کارگران
ایران در 11 اردیبهشت نشان دادند که خواهان وحدت عمل علیه سرمایه داری هستند. آنها
با شعارهای خود با صراحت اعلام کردند که بهیچوجه خواهان افتراق و چند دستگی و
پراکندگی نمی باشند!
در
چنین وضعیتی در اول ماه به جای سازماندهی یک مراسم مشترک ضد سرمایه داری مراسم تکه
تکه شده کارگری شکل گرفتند. مسئولان
«کميته
ی پيگيری آزادی تشکل های کارگری» مراسم مستقل خودش را بدون کوشش کافی برای
همسوئی با سایر کارگران سازمان داد. این کمیته از فرط فرقه گرایی حتی از انعکاس
اطلاعیه های حمایت از خود، توسط
«کمیته اقدام کارگری»، در نشریه و سایت «شورا» خوداری کرد. دوستان «کمیته
همآهنگی برای ایجاد تشکل کارگری» که موضع رادیکالی نسبت به «کمیته پیگیری» گرفته
اند؛ با یک ارزیابی نادرست و فرقه گرایانه
از شیوه نامه نگاری آن کمیته؛ دامن به اختلاف کاذبی زدند که وحدت کارگری را
زودرس به انشقاق کشاند. مراسم روز اول ماه مه که می توانست به یک مراسم کارگری واحد با
نظریات مختلف و با شرکت صدها تن از کارگران شکل گیرد؛ تکه تکه شد و انعکاس منفی ای
در اذهان کارگران وحدت طلب به جا گذاشت.
اول
ماه مه بار دیگر نشان داد که مسئله سازمان یابی طبقه کارگر یکی از مهم ترین مشکلات
جنبش کارگری در ایران است. یا به سخن دیگر، عدم سازمان یابی طبقه کارگر به بحران
مرکزی کنونی جنبش کارگری مبدل شده است. به ویژه در وضعیتی که دولت سرمایه داری با
کمک و همکاری سازمان بین المللی از چندی پیش در تدارک ایجاد یک بدیل تشکل کارگری
برای کارگران است. بدیهی است که چنانچه گرایش های رادیکال و ضد سرمایه داری جنبش
کارگری در راه حل این بحران گام های مؤثر و سریع برندارند؛ بحران توسط دولت سرمایه
داری و متحدان بین المللی اش به صورت دیگری (به نفع سرمایه داری) یا گرایشات مماشات
جو حل می گردد؛ به صورت ایجاد تشکل کارگری وابسته به دولت سرمایه داری و تحمیق توده
های کارگری برای یک دوره طولانی؛ اینبار به نام «دمکراسی» و «آزادی» و با حمایت
سازمان های بین المللی وابسته به امپریالیسم.
بنابراین
گرایش های رادیکال و ضد سرمایه داری جنبش کارگری بایستی گام هایی در راستای حل این
بحران بردارند. اما ؛ برای برداشتن نخستین گام یک پیش شرط وجود دارد. این
پیش شرط اعتقاد داشتن به دموکراسی کارگری است. این پیش شرط به مفهوم به
رسمیت شناختن حق گرایش است. یعنی گرایش های رادیکال جنبش کارگری باید
بپذیرند که در درون جنبش کارگری اختلاف نظر و تنوع عقاید و تعلاقات تشکیلاتی و
سیاسی وجود دارد (تعلاقات سیاسی و تشکیلاتی کمونیستی و سوسیالیستی؛ آنارشیستی؛
سندیکالیستی، آنارکوسندیکالیستی؛ رفرمیستی؛ مذهبی و غیره). برای برداشتن گام نخست
باید بتوان تمامی کارگران را صرفنظر از اعتقادات سیاسی و تشکیلاتی آنها؛ در درون یک
ساختار تشکیلاتی دموکراتیک متشکل کرد. این ساختار دموکراتیک یک نهاد حزبی و یا تشکل
مستقل ضد سرمایه داری کارگری نیست؛ بلکه یک اتحاد عمل کارگری است. تنها
نهادهایی از درون این اتحاد عمل کارگری کنار گذاشته می شوند که مستقیماً در خدمت
دولت سرمایه داری قرار گرفته باشند. مابقی گرایشات نظری نباید حذف
گردند.
باید
تأکید شود که یکی از عوامل بازدارنده عمده امروزی بر سر راه سازمانیابی
کارگران عدم آمادگی خود پیشروی کارگری برای متشکل کردن کارگران است. حذف
گرایی و انحصارگرایی در درون کارگران پیشرو بی داد می کند. هیچ گرایشی چشم دیدن
مخالفان خود را نداشته و به محض بروز کوچکترین اختلاف نظری؛ به جای تحمل نظریات
مخالف و در عین حال حفظ اتحاد عمل علیه دولت سرمایه داری، در ابتدا اتهام زنی ها
آغاز می شود و سپس مسئله به حذف گرایی و نهایتاً دشمن ورزی علیه یک دیگر خاتمه می
یابد. به جای تقویت اتحاد عمل کارگری با احترام متقابل به عقاید یکدیگر؛ اقدامات
کارگری با عمده کردن اختلافات سیاسی به افتراق مبدل می گردد. به جای تدارک اقدامات
اثباتی ضد دولت سرمایه داری در اتحاد با یکدیگر و در کنار یکدیگر؛ فعالیت ها از روی چشم و
هم چشمی و در مقابل یکدیگر سازمان می یابند. این روش از کار یک انحراف عمیقی در
درون جنبش کارگری است که باید هرچه سریع تر اصلاح گردد، وگرنه عوارض مخرب و جبران
ناپذیری را به دنبال خواهد داشت.
ریشه
این انحراف البته در ماهیت
غیردمکراتیک دولت سرمایه داری است که طی دو دهه پیش کوچکترین اعتراضات کارگران را
با روش های خشونت آمیز و ارعاب گرایانه پاسخ داده است. در دوره پیش تحت فشارهای
سرکوب و ارعاب، کارگران پیشرو تجربه دموکراسی کارگری را نداشته و اکنون با تحولات
نوین؛ قادر به همزیستی با هم در مقابل یک دشمن واحد نیستند. چنانچه در دوره پیش روش
های خذف گرایانه و فرقه گرایانه کارگران پیشرو به صورت علنی و قابل لمس نمایان نمی
شد، امروز با تحولات نوین در درون جنبش کارگری این برخوردها مانند یک غده چرکین
سرطانی به چشم می خورد. کارگران جوان
و پیشتاز انقلابی باید با این انحراف مقابله کرده و سنت های نوین و دموکراتیک را
برقرار کنند. کارگران پیشرو امروز به دو دسته تقسیم می گردند. کارگران پیشرو سنتی
که در دروه پیش نقش تعیین کننده ای در تداوم فعالیت های کارگری ایفا کرده و به
مثابه رهبران عملی توسط سایر کارگران شناخته شده اند؛ و کارگران پیشتاز و جوانان
کارگر که گرچه از تجربه دسته اول برخوردار نبوده اما در صحنه سیاسی حاضر و فعال
است. بدیهی است که باید به نقش
پیشین کارگران پیشرو سنتی ارج نهاد.
آنها در دوران بسیار مشقت بار و دشواری توانستند تداوام مبارزات کارگری را با
ایثارگری و از خودگذشتگی حفظ کنند. اما با باز شدن افق ها سیاسی و گشایش های نوین؛
کارگران پیشرو سنتی همسویی را با
وضعیت کنونی نمی توانند با گام های ضروری تطابق دهند. آنها درها را برروی خود از ترس از دست
دادن موقعیت پیشین شان محکم بسته اند
و کارگران جوان را به درون خود راه نمی دهند. در نتیجه ناخواسته از مسببین اصلی
افتراق و چند دستگی شده اند. عده ای را به علت «روشنفکر» بودن حذف می کنند و برخی
را به علت اعتقادشان به ساختن حزب کارگری کنار می گذارند. عده ای را به عنوان عقاید
«سندیکالیستی» محکوم می کنند و برخی را به علت وابستگی به به سازمان خاص طرد می
کنند. به جای تمرکز بر
تقویت بزرگترین جبهه ضد سرمایه داری، آنها انرژی خود را بر تفتیش عقاید و مرزبندی
های کاذب نهاده اند.
در
وضعیت کنونی یکی از موانع اصلی در مقابل حرکت کارگران سنت های غیر دموکراتیک است که
توسط برخی از کارگران پیشروی سنتی مصرانه اعمال می گردد. مبارزه قاطع با فرقه گرایی
و انحصارگری به یکی از معضلات سیاسی کارگران تبدیل شده است. تا این مانع از سر راه
کنار گذاشته نشود؛ ندای به حق کارگران ایران برای اتحاد عمل کارگری در روز اول ماه
مه؛ متحقق نمی گردد.
به
رسمیت شمردن حق گرایش و آزادی انتخاب نظر و تشکیلات یکی از مسایل اصلی جنبش کارگری
در مرحله ی کنونی است.
مهدی ریاضی (فعال کمیته اقدام
کارگری) mehdi_riazi@hotmail.com
15
اردیبهشت 1384
![]()
مسایل نظری
شماره12
باز تکثیر
از: «کمیته اقدام کارگری»
(ایران)