گرامی باد اول ماه مه 1385

پیش بسوی اتحاد عمل کارگری بر محور برنامه اقدام کارگری

 

مازیار رازی

 

حدود 120 سال پیش، یعنی سال 1886، تظاهراتی از طرف کارگران آمریکایی در شهر شیکاگو صورت پذیرفت. این تظاهرات به دست پلیس آمریکا به خاک و خون کشیده شد و 4 تن از کارگران در این تظاهرات کشته شدند. متعاقباً  روز 4 ماه می یعنی 3 روز بعد از این واقع تظاهرات وسیع تری توسط کارگران در اعتراض به خشونت پلیس آمریکا در شیکاگو ترتیب داده شد؛ واز سوی مزدوران سرمایه داری بمبی در میان این تظاهر کنندگان پرتاب شد که منجر به کشته شدن عده زیادی از کارگران شد و در ضمن یک پلیس هم در این میان به قتل رسید. پس از آن دولت سرمایه داری آمریکا بسیج گسترده ای علیه کل طبقه کارگر آمریکا انجام داد و موج درستگیریهای کارگران و محاکمه رهبران جنبشهای حق طلبانه  کارگران در سراسر آمریکا صورت گرفت. تعداد زیادی از رهبران جنبش کارگری را دستگير، محاکمه و سپس به اعدام محکوم کردنند . در پای چوبه دار یکی از این رهبران کارگران فریاد کشید که «صدای کارگران را نمی توان خفه کرد»! این شعار پس از 120 سال همچنان هر سال  در روز اول ماه در جهان طنین می افکند. سه سال پس از این واقعه،  در کنفرانس نخست  بین الملل دوم که یکی از همراهان کارل مارکس ، انگلس در آن شرکت داشت، بزرگداشت تظاهرات اول ماه می را به عنوان گرامیداشت کشتار کارگران در شيگاگو، به عنوان روز جهانی کارگر اعلام کردند، و از آن پس این روز «روز کارگر» نام گرفت و در سراسر جهان توسط کارگران جشن گرفته شد.

 

در ایران هم چنین بود.  روز اول ماه می ،11 اردیبهشت، در حدود 86 سال است که در ایران  به عنوان روز کارگر، توسط کارگران زحمتکش ایران  جشن گرفته شده است. برای اولین بار در سال 1299 شمسی روز اول ماه می جشن گرفته شد. ودر دوره هایی که شرایط مناسب تری از نظر سیاسی وجود داشته، توده های بیشتری در این روز به خیابانها آمده اند. در سال 1325 که شرایط مساعد تری در ایران وجود داشت، چیزی در حدود 250 هزار نفرکارگر در تظاهرات اول ماه می شرکت کردند.  البته بعد از 28 مرداد کودتای سیا در ایران در سال  1332، رژیم شاه سعی به سرکوب کردن و ارعاب طبقه کارگر گرفت وجشنهای نمایشی توسط سندیکاها واتحادیه های زرد سازمان داد. اینها هیچ ارتباطی به طبقه کارگر نداشت و کارگران خود تحت پوشش عروسی ویا مراسم دیگر ، دور هم جمع شدند و در سراسر ایران جشن ماه می را گرفتند. 

 

این جشن های کارگری پس از قیام بهمن 1357 تا کنون ادامه یافته است.

 

در اول ماه 1381  نيز جشنهای مختلف وتظاهرات مختلفی در سراسر ایران هم از طرف محافل و تجمعات مستقل کارگری که به صورت مستقل از دولت و هم از طریق  خانه کارگر سازمان داده شد. تظاهراتی در میدان قزوین از طرف خانه کارگر سازمان دهی شد که چیزی در حدود 5 تا 10هزار نفر در آن شرکت کرده بودند. همچنین تجمعی در فرهنگسرای اسباران (هنر) و کوهنوردیهای کارگران استان تهران و همچنین در تالار یاقوت خیابان کارگر جنوبی هم مراسم اول ماه می صورت گرفت.

 

اول ماه مه 1382  حتی راهپيمايی «خانه کارکر» هم با ممانعت روبرو شد. اما تجمعات کوچک کارگری در سراسر ايران روز کارگر را جشن گرفتند.

 

در سال 1383 در سقز راهپیمایی اول ماه مه مورد تهاجم نیروهای ضربت دولت سرمایه داری قرار گرفت و عده ای از فعالان کارگری دستگیر شده و پس از چند ماه احکام سنگینی علیه 5 تن از آنها  آنها صادر شد. البته این احکام به علت مقاومت خود کارگران درگیر و فشارهای بین المللی هنوز اجرا نگشته است.

 

در سال پیش با توجه به تهاجمات لجام گسیخته  نیروهای ضربت سرمایه داری بر بدنه جنبش کارگری، دستآوردهایی مهمی داشته ایم. اعتصابات و اعتراضات کارگران اتوبوسرانی شرکت واحد و اعتراضات بین المللی  و یک پارچه در حمایت از کارگران شرکت واحد و سایر کارگران  نشانگر روند تغییر تناسب قوا به نفع کارگران بود.

 

به سخن دیگر دولت سرمایه داری و صاحبان سرمایه، در راستای همسویی با نظام سرمایه داری بین المللی و نجات خود از بحران عمیق اقتصادی؛ و استقامت و پیگیری کارگران در دفاع از خواست هایشان، مجبور به عقب نشینی در مقابل اقدامات کارگران و همقطاران بین المللی کارگران در سطح جهان شده است. منصور اسانلو و برخی دیگر از کارگران هنوز در زندان بسر می برند؛ اما روحیه کارگران زندانی و هم قطاران و خانواده های آنها بسیار بالا است؛ و مقاومت و مبارزه تا تحقق مطالبات شان در راستای ایجاد سندیکای مستقل و آزادی زندانیان سیاسی و لغو اجحافات ادامه دارد!

 

مهمترین ضعف جنبش کارگری عدم هماهنگی و پراکندگی بوده است. کارگران پیشرو مبارز برای دفاع از دستآوردهای تا کنونی و تقویت موقعیت شان، می باید خود را متحدانه متشکل کنند. امروز پیش از هرزمان کارگران پیشتاز و جوان باید سکان سیاسی فعالیت های ضد سرمایه داری را خود بدست بگیرند.

 

اما وقایع سال پیش نشان داده است که افتراق و پراکندگی ناشی از فرقه گرایی و انحصارگرایی در درون بخش هایی از سخنگویان کارگران کماکان به قوت خود باقی است.  لازم به ذکر است که فرقه گرایی و حذف گرایی مخالفان سیاسی و انحصاگرایی همه ریشه در ایدئولوژی هیت حاکم و نظام سرمایه داری داشته که در درون جنبش کارگری رخنه کرده است. طبقه کارگر در مجموع به علت موقعیت اجتماعی اش، همواره خواهان وحدت و رعایت حقوق دموکراتیک سایرین است. گرایش های کارگری که امروز به جای تبلیغ اتحاد عمل کارگری بر محور مطالبات کارگری؛ تخم نفاق و افتراق می کارند؛ نا خواسته آب به آسیاب دشمن طبقاتی می ریزند.

 

در تظاهرات اول ماه مه 1384 شعارها وحدت طلبانه ای مانند:

اتحاد، اتحاد علیه سرمایه دار؛ اتحاد تشکل، تشکل اتحاد؛

اتحاد رمز ماست، تشکل عزم ماست؛ کارگر، کارگر، وحدت، وحدت؛

اتحاد، تشکل، قدرت اصلی ما؛ همسنگران، چاره ما وحدت است.

کارگران چاره ما وحدت است ..............در میان سایر شعارها در خیابان ها و سالن های سراسر ایران طنین افکند.

 

کارگران ایران در 11 اردیبهشت 1384  نشان دادند که خواهان وحدت عمل علیه سرمایه داری هستند. آنها با شعارهای خود با صراحت اعلام کردند که بهیچوجه خواهان افتراق و چند دستگی و پراکندگی نمی باشند!

 

از اینرو نقش تمامی نهادهای کارگری ضد سرمایه داری در پاسخ گویی به مطالبات وحدت طلبانه کارگران سال پیش؛ یک اتحاد عمل کارگری برای اول ماه مه سال جاری است. اتحاد عمل کارگری متکی بر مطالبات مشخص و عملی ضد سرمایه داری. اتحادی از تمامی گرایش های کارگری برای مقابله با دولت سرمایه داری. این اتحاد می تواند زمینه مساعدی برای ایجاد یک تشکل مستقل کارگری را بوجود آورد.

 

معیار اتحاد کارگران نه باید متکی بر عقاید و نظریات کارگران باشد و نه تعلقات سیاسی و تشکیلاتی آنها. ملاک اتحاد باید اشتراک عمل بر محور مطالبات مشترک کارگری باشد. توافق بر محور عمل مشخص همراه با تحمل و احترام متقابل به نظرگاه ها و تعلقات تشکیلاتی سایرین تنها روش دموکراتیک و درستی است که می توان اتحاد عمل کارگری را شکل داد.  مطالبات محوری کنونی می تواند «آزادی زندانیان سیاسی»،«حق تشکل مستقل کارگری»  و به ویژه و  «حق اعتصاب» باشد.

 

این اتحاد با رعایت اصل دمکراسی کارگری و حق گرایش برای تمام نظریات موجود شکل می گیرد. به سخن دیگر هیج فرد و گرایشی به علت داشتن اعتقاد؛ نظر و برنامه و تشکیلات حذف نمی گردد (مگر کسانی که مرتبط به دولت سرمایه داری هستند). تصمیمات پیشبرد فعالیت های نظری و عملی به شکل جمعی و اتنخاب یک شورای هماهنگی صورت می پذیرد.

 

اول ماه مه، 11 اردیبهشت  1385،  می تواند آغازگر تشکیل این اتحاد عمل کارگری درازمدت  باشد.

 

 

«برنامه اقدام کارگری» زیر پیشنهاد ما برای یک اتحاد عمل درازمدت کارگری است.

 

 

*******

 

برنامه اقدام کارگری

طرح پيشنهادی

 

 

برنامه و سياست های دولت ایران، برنامه ای برای اقدام سرمایه داری است.

هدف آنان حراست و حفاظت از نظام سرمایه داری و احیاء روابط نزدیک با سرمايه داری جهانی است.

نقشه آنان اعمال استثمار مضاعف بر طبقه کارگر و زحمتکشان ایران است.

 قصد آنان اخذ ارزش افرونه و انباشت ثروت از طريق خريد نيروی کار زحمتکشان به بهايی ارزان تر از ارزش واقعی آنست.

در تقابل با برنامه آشکار و پنهان سرمايه داران برای استثمار کارگران، ضروری است که زحمتکشان نیز برنامه اقدام خود را داشته باشند. برنامه ای که آنان را برای مقابله روزمره با دولت سرمایه داری آماده کرده و شرایط را برای استقرار حکومت کارگری آماده کند. اکنون با پيوند آشکار نظام سرمايه داری جهانی با دولت سرمايه داری ايران؛ کليه قشرهای استثمارشونده جامعه: کارگران؛ زحمتکشان؛ مليت های تحت ستم؛ جوانان مبارزو زنان مبارز، می توانند برنامه اقدامی که آنان را زير يک پرچم واحد ضد سرمايه داری  و برای مبارزات روزمره ضد سرمايه داری گرد آورده و متحد کرده؛ تدوين کنند. مفاد اين برنامه می تواند متکی برمطالباتی باشد که از آگاهی کنونی قشرهای تحت ستم آغاز شده و آنان را برای مقابله روزمره با سرمايه داری تا سرحد کسب حکومت کارگری؛ رهنمود دهد.

کارگران و زحمتکشان می توانند پيرامون مفاد اين برنامه؛ مبادرت به خود سازماندهی کرده و در هر حوزه مبارزاتی با معرفی نمايندگان واقعی خود، وارد صحنه عمل گردند.  

 

 

سازمانيابی کارگری

کارگران ایران تنها با اتکاء به نيروی خود و از طریق مبارزات، سیاست و برنامه مستقل خود قادر به دست یابی به حقوق خود خواهند شد. کارگران می باید تحت هر وضعیتی خود را سازمان داده و با ابزار مبارزاتی خود علیه رژیم سرمایه داری مقاومت کنند. قدرت تصمیم گیری در مورد سرنوشت کارگران هیچ گاه نباید به این و یا آن نیرو و یا رهبران و سیاستمداران دولتی واگذار شود.

پیروزی نهایی هر حرکت اجتماعی تنها با مبارزه مستقل توده ها و سازماندهی مستقل این اقدام تضمین خواهد شد. شکل های نهادهای کارگری که توسط خود پیشگام کارگری سازمان یابد در تحلیل نهائی پاسخ گوی نیازهای آنان خواهد بود- نهادهایی که می تواند توده ها و یا پیشروی آنان را بطور دموکراتیک و جدا از هرگونه افتراق حول مبارزات مشخص و عملی علیه دولت سرمایه داری بسیج کند.

 

محافل مخفی کارگری

پس از انقلاب بهمن ماه 1357، با افزایش فشارها علیه کارگران و زحمتکشان و تغییر تناسب قوا به ضرر کارگران، تشکل های مشخصی بر اساس نیاز مبارزاتی کارگران پیشگام در مراکز صنعتی توسط محافل کارگری مبارز شکل گرفت. این شکل از تشکل مستقل کارگری، محافل مخفی کارگران پیشرو بوده است.

محافل مخفی کارگری که متناسب با تجربیات مبارزات شورائی دوره قبل از قیام و در تداوم آن شکل گرفت و توسط پیشگام کارگری (مبارزینی که به اتکای تجربه انباشت شده گذشته به درک تکالیف روزمره و مسائل سازماندهی مبارزه دست یافته و در اکثر اوقاف جدا از گروه ها و سازمان های مدافع طبقه کارگر و روشنفکران) سازمان یافته اند.

گسترش و هم آهنگ کردن فعالیت های این محافل و کمیته های عمل در درون يک تشکيلات سياسی، ابتدا در سطح ملی و سپس در سطح سراسری ضامن پیروزی نهائی طبقه کارگر عليه سرمایه داری است. وظایف این کمیته ها سازماندهی کلیه جوانب فعالیت های کارگری است (سازماندهی اعتصاب، تحریم نهادهای دولتی، مبارزات اقتصادی و صنفی و غیره).

 

شوراهای کارگری

در وضعیت اعتلای جنبش کارگری، شوراها در هر شهر و هر روستا می توانند؛ از طریق انتخابات نمایندگان کارگران و زحمتکشان؛ ایجاد گردند و بر کلیه امور منطقه خود نظارت کنند. وحدت کمیته های کارخانه، محلات، سربازان، بیکاران، روستائیان و کلیه زحمتکشان پایه های اصلی شوراها را بنیاد می گذارند. اين نهاد اوليه برای تشکيل حکومت کارگران و زحمتکشان است. شوراها محدود به برنامه خاص یک حزب و یا یک گروه نمی  باشند. درهای شوراها  بر روی کلیه استثمار شدگان و یا نمایندگان منتخب آنان باز است. تمام گرایش های سیاسی قادر به شرکت در شوراها هستند.

گرچه پس از تهاجم به دستاوردهای جنبش کارگری، چشم انداز شکل گیری سازمان های دائمی توده ای طبقه کارگر غير محتمل گشته است، اما در شرایط اعتلای مجدد جنبش کارگری، سازمان های دموکراتیک توده ای می توانند سریعاً احیاء گردند. کارگران مبارز خود را برای تشکیل چنین وضعیتی از هم اکنون آماده می کنند.

اعتصابات دوره قیام بوضوح نشان داد که چرخ های جامعه را خود کارگران می چرخانند. کارگران و زحمتکشان، خود قادر به تعیین سرنوشت خویش هستند.

در مقابل قدرت متمرکز سرمایه داران، لازم است که توده محروم و ستمدیده جامعه قدرت متشکل خود را سازمان دهد و مبارزات خود را هم آهنگ کرده و مستقلاً تصمیمات مربوط به امور خود را بگیرد. چنین عملی صرفاً از طریق اتحاد وسیع زحمتکشان در سازمان های مستقل توده ای، یعنی شوراها، امکان پذیر است.

 

اتحادیه های مستقل  کارگری

همانند شوراها، اتحادیه های کارگری  نیز در دوره اعتلای انقلابی شکل واقعی به خود می گیرند. اتحادیه های مستقل کارگری یکی از ابزار دائمی جنبش توده ای است. اتحادیه های مستقل کارگری  چه در دوره استيلای دولت سرمایه داری و چه در دوره استيلای قدرت کارگری ضرورت خود را حفظ می کنند. اما، ایجاد اتحادیه های کارگری الزاماً یک مرحله اجتناب ناپذیر در رشد جنبش کارگری نیست. در شرايطی شوراها می توانند پيش از اتحاديه های ساخته شوند.

کارگران پیشرو در تشکیل اتحادیه های مستقل کارگری پیش قدم شده و تشکیل آنان را تسریع می کنند. اما اتحادیه های  کارگری نیز همانند شوراهای کارگری نيز یک نهاد سیاسی- صنفی هستند نه صرفاً صنفی (انحراف سنديکاليستی).

اتحادیه های کارگری  بدون در نظر گرفتن عقاید سیاسی و مذهبی، ملیت، نژاد و جنس، کلیه کارگران را برای مبارزه متحد در دفاع از منافع و خواست های خود زحمتکشان سازمان می دهد. اتحادیه های مستقل کارگری تنها از بطن مبارزه و توسط خود زحمتکشان شکل می گیرند.

 

حزب کارگران فعال ضد سرمايه داری

سنديکاهای کارگری غير مستقل در جوامع سرمايه داری توسط  نهادهای متشکل مانند احزاب سرمايه داری سازمان يابی می گردند. در ايران نيز احزابی وجود دارند که به مثابه ستون فقرات انجمن های اسلامی، شوراهای اسلامی و خانه کارگر بوده اند. در آينده نيز حزب سرمايه داری ديگری در مقام ستون فقرات سنديکاهای که با همکاری سازمان بين المللی کار در شرف سازماندهی هستند؛ قرار خواهد گرفت.

مطالبه تأسيس يک تشکل مستقل کارگری ضد سرمايه داری؛ اگر قرار باشد از سطح تبليغاتی خارج شده و جنبه عملی به خود گيرد، بايد با تشکيل يک ستون فقرات مرتبط به آن، پيوند خورد. اين ستون فقرات «حزب کارگران فعال ضد سرمايه داری» است. به سخن ديگر کارگران ضد سرمايه داری نيز، همانند سرمايه داران، بايد مجهز به حزب خود باشند و اين نهاد ستون فقرات تشکل مستقل کارگری ضد سرمايه داری را شکل می دهد. چنان چه اين ستون فقرات وجود نداشته باشد؛ يا تشکل مستقل ضد سرمايه داری شکل نمی گيرد و تنها در حد يک شعار غير عملی باقی می ماند؛ يا چنان چه شکل گيرد، پس از دوره کوتاهی زير فشار نيروهای متخاصم به انحراف می رود. 

 

مبارزه علیه تورم و بیکاری

نظام سرمایه داری ایران دچار بحران اقتصادی دائمی است. آمار دولتی از وجود بيش از 3 ميليون بيكار در ايران خبر می ‌دهد و اين غير از 700 هزار تن نيروی كار جديد است كه هرساله وارد بازار می‌ شوند و بخش بزرگ از آنان شغلی پيدا نمی ‌كنند. نرخ بيكاری حداقل 17 درصد است. تشدید تورم و بیکاری روش معمول سرمایه داران برای رفع بحران اقتصادی است. نتیجه ازدیاد تورم نیز بالا رفتن   قیمت ها است. مسبب شرایط موجود وخیم تر شدن وضع اقتصادی، سياست های دولت سرمايه داری است.

اما شيوه ی هميشگی گردانندکان دولت اينست که کليه مشکلات و فلاکت ها را بر دوش کارگران بيندازد. امروز بيش از هر زمان ديگری، بخش اعظم کارگران در خطر پيوستن به تهيدستان شهری قرار دارند. صدها هزار تن از کارگران فعال و شاغل کشور به علت سياست های دولت، بيکار و بی خانمان شده اند. بهای مواد اوليه (حتی نان و برنج) هر روز در حال افزايش است و کوچک ترين اقدام اساسی برای مهار کردن آن انجام نمی گيرد. سياست های سرمايه داران، کارگران را در معرض نابودی مالی قرار داده است. ميليون ها کارگر به نان شب خود و خانواده خود  محتاج اند. آنان نيز که هنوز بيکار نشده اند، با افزايش قّيمت ها به خيل فقرزدگان  می پيوندند.

تورم و بيکاری جزء لاينفک نظام سرمايه داری هستند. برای افزايش سود، سرمايه داران مجبورند دستمزدها را پايين بيآورند و قيمت ها را بالا ببرند. اما، اين کار باعث کم شدن قدرت خريد مردم و در نتيجه فروش نرفتن بخشی از محصولات توليد شده می شود. برای رفع اين مشکل سرمايه داران وارد رقابت شديدتر با يکديگر می شوند و عده ای را از ميدان بدر می کنند. در نتيجه عده ی زيادتری بيکار شده و قدرت مصرف جامعه پايين می آيد. بحران اقتصادی شدت می يابد. اين بحران به صورت بحران اضافه توليد نمايان می شود. يعنی اين که جامعه قدرت خريد آن چه را که توليد می شود، ندارد. در اين شرايط تورم هم به سرعت ازدياد می يابد زيرا که ورشکستگی بالا می گيرد. کارخانه ها يکی پس از ديگری يا تعطيل می شوند و يا از ظرفيت توليد خود می کاهند. پائين آوردن ظرفيت توليد به معنای بالا رفتن مخارج توليد است. در نهايت توليد اضافی خود را، به صورت پائين آوردن سطح توليد و بالا بردن قيمت ها نشان می دهد.

در چنين شرايطی نخستين سوالی که برای کارگران مطرح می شود، اينست که چه کسی مسئول و مسبب اصلی اين بحران هاست؟ پاسخ دولت روشن است: کارگران و زحمتکشان. اما، در مقابل، طبقه کارگر پاسخ خود را دارد و در جهت تحقق آن مبارزه می کند. بديهی است که نظام پوسيده سرمايه داری مسئول اصلی چنين مصيبت هايی در جامعه است. و رئوس برنامه عمل کارگران برای مقابله با تورم و بيکاری در چنين جامعه ای از قرار زير است:

در جامعه سرمايه داری حق کار، ابتدائی ترین حق کارگران است. دولت سرمایه داری موظف است که برای کلیه کسانی که نیاز به کار کردن دارند کار با شرایط زندگی متوسط ایجاد کند. سلب کار و یا اخراج بی رویه کارگران، حتی در چارچوب نظام سرمایه داری عملی است غیرقانونی. اما، در "قانون کار" رژیم، دست مدیران برای سلب کار از کارگران باز گذاشته شده است.

اگر نظام سرمايه داری قادر به تامین کار برای کسانی که خواهان کار کردن هستند، نمی باشد، وظیفه دولت تامین زندگی آنان است. به جای اعطای وام به سرمایه داران، دولت باید به کلیه بیکاران بیمه بیکاری پرداخت کند.

حداکثر40 ساعت کار در هفته و دو روز تعطیل هفتگی و یک ماه مرخصی در سال با حقوق، باید برای کلیه کارگران توسط دولت تضمین گردد، 44 ساعت کار هفتگی مفید در "قانون کار" باید فوراً لغو گردد.

تحت هيچ شرايطی کارگران نباید اخراج گردند. اگر رژیم سرمایه داری قادر به نگهداری کلیه نیروی کار نیست، باید به جای اخراج، کار موجود را بدون کسری حقوق، میان کارگران تقسیم کند.

کاهش متناسب ساعات کار، همراه با پرداخت حقوق کامل به کارگران، تنها راه اساسی مقابله با بیکاری اجباری است.

تبليغات دولت مبنی بر کمبود کار نا درست است. کار به انداز، کافی در جامعه موجود است. اما کاری که جیب سرمايه داران را پرتر کند، کم است. زحمتکشان ایران نیاز مبرم به خدمات، مسکن، پارک برای تفریح، کتابخانه، بیمارستان، مدرسه، دانشگاه و مهدکودک.... دارند. دولت باید بلافاصله با اتخاذ مالیات های تصاعدی از شرکت های بزرگ و تجار پولدار و به کار انداختن معقول منابع عظیم نفت، دست به اجرای وسیع برنامه های عمرانی و خدمات اجتماعی بزند. از این طریق هم نیازهای جامعه بر آورده می شود و هم کار برای مدتی طولانی ایجاد می شود.

بايد برای کليه کارگران حداقل دستمزد متناسب با مخارج تعیین گردد. حداقل دستمزد كارگران مشمول قانون كار از ابتدای سال 82 روزانه 28446 ريال و ماهانه معادل 85 هزار و 338 تومان تعيين شد. این رقم در شرایطی که طبق آمار خود دولت هزینه متوسط یک خانواده شهری بيش از اين رقم  در روز می باشد، ناکافی است.

کليه کارگران بايد از پرداخت مالیات معاف گردند. مالیات غیرمستقیم که از مواد اولیه غذائی اخذ می گردد، باید فوراً لغو گردد. باید نظام مالیاتی درجه بندی شده ای که با افزایش در آمد به صورت تصاعدی افزایش می یابد، اعمال گردد.

 

لغو اسرار معاملاتی و استقرار کنترل کارگری

در مقابل خواست های به حق کارگران و زحمتکشان برای رفع مشکلات زندگی خود، وزیران  و مدیران دولتی صرفاً وعده و وعید می دهند. به کارگران می گویند که "در نتیجه تحریم اقتصادی اوضاع نابسامان است و درآمد دولت کفاف مطالبات کارگران را نمی دهد". می گویند که باید " صبر انقلابی" داشت و فداکاری کرد. می گویند "کارخانه ها باید «بازسازی» و «نوسازی» شوند و نیاز به میلیون ها دلار ارز دارند. می گویند "کارخانه ها سودآور نيست و در آنها بايد بسته شود و کارگران بازنشسته شوند".

 پاسخ کارگران و زحمتکشان به نمایندگان سرمایه داران بسیار ساده است: "اگر اوضاع وخیم است بگذارید حساب دخل و خ&