میز گرد رادیو همبستگی

نگاهى به جنبش هاى اجتماعى در ايران

با حضور مريم خراسانى، محسن حكيمى و مازيار رازى

 

1- در باره مسئله کارگری

 

خانم مریم خراسانی در سال 2005 مسئله ی تغییر دولت در ایران وجود داشت و برنامه هائی که کاندیداهای مختلف روی آن مانور می کردند می خواستم ببینم این برنامه ها و عده های کاندیداهای مختلف تا چه حد توانست مطالبات کارگری و دانشجوئی را تحت شعاع قرار دهد و اساساً دانشجویان، کارگران و جنبش زنان به این بازی قدرت کشیده شدند یا نه نظاره گر این واقعه بودند؟

 

مريم خراسانى

 

مسائل جنبش کارگری در سال پیش بدنبال مسائل سالهای اخیر همچنان مطرح است و متناسب با سطوح مختلف آگاهی های کارگران درخواستهای مختلفی وجود دارد. از جمله اینکه در محافظه کارترین و اقتدارگراترین لایه های این جنبش مثل بقیه جنبشها، در ایران و سایر کشورها نمایندگان اقتدارگری خواهان ورود به مجلس بودند و همینطور طرح مسئله ی پارلمان کارگری که در کنار پارلمان دانشجوئی و پارلمان زنان و پارلمان ..... مطرح بود و همچنان هست. کارگران به هرحال یک نماینده در مجلس دارند که متناسب با سایر نماینده ها در مجلس به لایه های اقتدارگرای گروه های مختلف اجتماعی مربوط است.

در لایه های میانی تر و در خواستهای صنفی کارگران برای مطالبات موقعه ی خود مانند حقوق عقب افتاده و قراردادهای موقت کار و تنظیم آئین نامه های مربوط به قراردادهای موقت کار و مبارزه علیه پیمانکاری که بدترین نوع کار است که کارگران به شکل روزمزد به کار گمارده می شوند و این درخواستهای صنفی و محدود به خود کارگران به نظر من لایه های میانی را تشکیل می دهند و  در لایه های بالائی تر مسئله ی اداره ی کارخانه ها توسط کارگران مطرح شده که از 11 محور کارگری در شهر تهران بعضی محورهای غرب در بعضی کارخانه ها کارگران مسئله ی اداره ی کارخانه را طرح کردند و اکنون چند کارخانه در شرایط بحران فعلی بدست کارگران و شورای کارگری اداره می شود و بعضی از این نمایندگان کارگری در بعضی از این کارخانه ها موفق شده اند که از طرف کارخانه که به شکل خودگردانی اداره می شود در غیاب کارفرمای دولتی و کارفرمای خصوصی خود قرارداد ببندند.

در حال حال این نمونه های بالاترین درخواستهای کارگری در میان کارگران ایران کمتر وجود دارد و بیشترین تقاضاها مربوط به قشر میانی است، ولی به هرحال چشم اندازی که باز شده این امکان بوجود آمده که در بحران مالکیت و بحران تولید فعلی و در غیاب کارآمدی از طرف بخش خصوصی و هم بخش دولتی کارگران کم کم به این فکر بیافتند که سهام کارخانه ها را بگیرند و یا اداره ی کارخانه ها را بعهده بگیرند که البته تجارب کارگران در مقطع انقلاب و تجارب کارگران جهان در این مقطع به این مسئله یاری رسانده.

و اما در مورد وضعیت دولت جدید در رابطه با شرکتهای کارگری کار تازه ای نکرده و سیاستهای خود را مشخص بیان نکرده و نمایندگان کارگران با یک وضعیت بلاتکلیفی مواجه هستند و حتی در مورد اضافه دستمزد سال آینده هم تحرک خاصی کارگران انجام دادند از جمله در آبان ماه گذشته حدود 400 نماینده کارگری در اصفهان تشکیل جلسه دادند و به وزارت کار هم اطلاع دادند که اگر می خواهد می تواند نماینده ی خود را در این جلسه بفرستد اما وزارت کار امتناع کرد از پذیرش این مسئله و آن 400 نماینده کارگری انتخابات کانون شوراها را انجام دادند.

اما در سطح انتخابات کانون شوراهای استان تهران عملاً کارشکنی شد از سوی وزارت کار و نگذاشتند این انتخابات برگذار شود که قرار بود حدود 2 هفته پیش برگذار شود که این اتفاق نیافتاد.

تحلیل کارگران از این مسئله این است که چون مسئله ی اضافه حقوق شب عید هرسال که برای بودجه بندی سال آینده ی کارگری از طرف نماینده های کارگران اعمال می شود، اینها را تا 3 ماه دیگر نگه دارند و انتخابات برگذار نشود تا مسئله ی افزایش حقوق شب عید هم با توافق از طرف وزارت کار و این نماینده ها که با دولت همسو هستند زمان آن بگذرد. به هر حال باید دید که تا عید چه اتفاقی خواهد افتاد.

البته شایعاتی هست که دولت فعلی در نظر دارد که مسئله ی شوراها را ملغی کند و در یک اصلاحیه ای که از طرف خود می خواهد روی قانون کار بنویسد لغو شوراها را هم در کنار لغو سندیکاها اعمال کند و  مسئله ی انجمنهای صنفی را طرح نماید.

 

 

 آقای محسن حکيمی آن چيزی که در جنبش کارگری سال 2005 بسيار به چشم می آمد و قابل تقدير بود، رشد فزاينده ی اعتراضات کارگری و هم چنين تلاشی که فعالين کارگری و کارگران جهت ايجاد تشکلات مستقل کارگری از خود نشان دادند که نقداً می شود به کميته ی پيگيری و کميته ی هماهنگی که خودتان هم از فعالينش هستيد اشاره کرد. آيا می شود اميدوار بود يا اصلاً اين تلاش در سال گذشته شد که از طرف همين کميته های مستقل کارگری که ايجاد شده يا در آينده گسترش پيدا خواهد کرد اين اعتراضات کارگری سازماندهی بشود و از آن شکل منفرد و انفعالی خودش در بياد.

 

محسن حكيمى

 

اين انتظار را البته می توان داشت به شرطی که به هر حال فعالان کارگری همت بگمارند آستين ها بالا بزنند و در جهت اين موج اعتراضی که وجود دارد اقدام بکنند، برای سازماندهی اين حرکت.

در سال گذشته، پيرو سال های قبل هم به هر حال يک اعتراضات کارگری افزايش، صورت تصاعدی داشت و در جهت همان اعتراض نسبت آن تشديد استثماری که از نيروی کار ارزان می شود که به صورت کار قراردادی، که خود کارگران آن را نوعی بردگی مدرن می نامند. در جهت بی حقوقی مطلقی که حاکم است بر جنبش کارگری، به هر حال اعتراضات صورت گرفت، منتها آن واکنشی که از طرف فعالان کارگری داده شد، کفاف و برخورد مناسبی که بايد صورت می گرفت انجام نشده هنوز به نظر من يعنی هنوز هم ما به هر حال رهبری اين حرکت ها در سطح جريان هايی که واقعاً نماينده واقعی طبقه کارگر باشند نيست، ما نمونه هايی، الآن همين صحبت هايی که خانم خراسانی نشان می دهد که ما باز هم، به هر حال با اين روبرو هستيم که، گويا اين شوراهايی که شوراهای اسلامی کار گويا اين ها نمايندهای کارگری هستند در حالی که چنين نيست، و اين مسأله ای که در اصفهان اتفاق افتاده ايشان اشاره کردند، اين از تضادهايی است که بين شوراهای اسلامی کار و خانه کارگر اتفاق افتاده و اين هيچ ربطی به نمايندگی نيروهای واقعی و نمايندگان واقعی طبقه کارگر ندارد.

اين نشان می دهد که به هر حال گرايشات و کميته هايی که شکل گرفتند هنوز به آن حد از وسعت کار و آن حد از ظرفيتی که بيانگر نماينده کارگران دارد هنوز واقعاً به آن جا نرسيده و طبيعی است که اين تلقی به وجود بياد که به هر حال اين شوراها کارگران را نمايندگی می کنند در حالی که، به نظر من چنين نيست و در واقع اين شکاف و شقاقی که اتفاق افتاده نشان دهنده ی رسوايی بيش از حد خانه کارگر است و شوراهای اسلامی به مثابه بخشی که تا حالا گره خورده بود از اين جريان دارد فاصله می گيرد، ولی متأسفانه از آن جايی که جريان راديکال و جريانی که طبقه کارگر را نمايندگی بکند، هنوز در سطح جنبش کارگری شناخته نشده، دولت و وزارت کار از اين مسأله سوءاستفاده می کنند و سعی می کنند روی موج اعتراضات کارگری سوار بشوند و همان جوری که در دولت قبلی و آن وزير کاری که عضو حزب مشارکت بود سعی می کرد بهره برداری بکند به نفع خودش الآن اين وزير جديد که به هر حال عضوی از جناح راست است همان کار را، منتها به سود جناح راست می کند.

اين بحث به هر حال اختلافاتی که به وجود آمده به نظر من از اين مقوله است. و اين بحثی که باز هم خانم خراسانی کردند که در يازده محور اين طور که اشاره کردند. کارخانه ها به دست خود کارگران اداره می شود، من اين طور طلقی ندارم، من هيچ کارخانه ای سراغ ندارم در هيچ محوری در تهران که به دست خود کارگران اداره بشود.

عرض کردم که بحث شوراهای اسلامی کار با بحث نمايندگان واقعی طبقه کارگر متفاوت است، حرکت هايی در اين جهت، در جهت استقلال جنبش کارگر از اين جريان های دولتی شروع شده ولی اين جريانات به نظر من هنوز در حالتی نيستند که خودشان را نمايندگان جنبش کارگری بدانند. در واقع به فقره می شود در سال های اخير اشاره کرد که اين ها در واقع در جهت مطرح شدن جريانات مستقل و کارگری هستند، يکی حرکت اول ماه مه در سقز بود و حرکت اخير هم، اعتصاب شرکت واحد است. که اين ها را به مثابه فراض هايی از حرکت هايی که از طرف جريان هايی مستقل از دولت صورت می گيرد اشاره کرد در غير اين صورت جريانات ديگر را من به عنوان نماينده ی طبقه کارگر نمی شناسم.

 

آقای مازيار رازی شما می دانيد که فعالين و علاقه مندان به جنبش کارگری در خارج از کشور در انعکاس خبرهای کارگری و تحولاتی که در داخل کشور بود نزد مجامع بين المللی کار و سنديکاهای کارگری کشورهای مختلف بسيار کوشا بودند، اين تلاش ها اساساً هم وزن حرکت هايی بود که در داخل کشور می افتاد، فکر نمی کنيد که خلاء يک يا چندين تشکيلات منسجم تشکيلاتی که نه حول برنامه مشترک بلکه حول اقدام مشترک در عمل های مشخص فکر نمی کنيد که احساس می شد و در اين مورد آيا کاری انجام شد يا نه؟

 

مازيار رازى

 

در ارتباط با فعاليت هایی که به عنوان فعاليت های همبستگی با جنبش کارگری در خارج از کشور شکل می گيرد واضح است که مبارزات هم وزن خود طبقه کارگر در داخل ايران نيست و به هيچ وجه مايل يا هدفش اين نيست که جايگزين کند يا اصولاً تغييرات کيفی از، خارج از کشور از طريق همبستگی برای مبارزات طبقه کارگر ايجاد کند. مسأله ای که اینست که ما اکنون از دوران بسيار حساسی گذار می کنيم. یک دوران انتقالی از يک سلسله مبارزاتی که از روی استیصال توسط طبقه کارگر صورت کی گرفت به به يک سری مبارزات برنامه ريزی شده و هدفمند و با تدارکات قبلی.

اين دوران، دوران حساسی است. از سوی ديگر، دولت سرمايه داری ايران سال هاست که گرايش هايی به طرف دول غربی پيدا کرده، و اگر اين جدال و جنگ زرگری فعلی را کنار بگذاريم، گرايش به سوی هماهنگی با غرب در حال تدوين است. از اين رو نقش فعالين خارج از کشور و هم چنين ارتباط آن ها با اتحاديه های کارگری و نيروهای مترقی و هم چنين نيروهای فعال کارگری در سطح جهانی بسيار مؤثر می تواند باشد. برای کمک رسانی، برای ايجاد تسهيلات برای مبارزات جنبش کارگری، و نه جايگزينی آن. از اين نقطه نظر يک سلسله فعاليت هايی در گذشته انجام شده در سال پيش، در سال 2004 يک کمپين بين المللی در دفاع از کارگران و فعالين سقز و فعالين اول ماه مه صورت گرفت که در سه قاره جهان در يک روز معين ده ها تظاهرات صورت گرفت در مقابل سفارت جمهور اسلامی در کشورهای مختلف و اين تأثيرات مؤثری گذاشته (همچنین چند ماه پیش کمپین «کارگران ایران تنها نیستند» بر اساس یک اتحاد عمل نیروها و افراد اپوزیسیون چپ شکل گرفت – این قست اضافه شده است). 

البته ارتباط گیری با اتحاديه های کارگری، صرفاً  امضاءگيری ها نيست. واضح است که اتحاديه های کارگری در کشورهای مختلف، دچار انحرافات رفرميستی  و اين ها وابسته به دول سرمايه داری هستند، ولی کماکان در خارج از کشور، اذهان عمومی نقش مهمی دارد و دولت هايی بورژوا دموکراتيک در این کشورها ،  می توانند تحت تأثير اذهان عمومی فشارهايی به کشورهايی نظير ايران که در حال مذاکره و تبادل نظر هستند و می خواهند روابط اقتصادی ايجاد بکنند، فشار بگذارند. از اين نقطه نظر اين امضاء ها و اين نوع تظاهرات و اين نوع فعاليت ها صرفاً يک سلسله تسحيلات ايجاد می کند که می تواند توازن قوا را که در داخل ايران در شرف انجام است را بهتر کند.

از اين گذشته دولت هايی هستند که در سطح جهانی ارتباط تنگاتنگ و نزديک با دولت ايران دارند از جمله دولت ونزوئلا است. ما در خارج از کشور کوشش کرده ايم از طريق شبکه همبستگی کارگری که اين اقداماتی صورت دهيم که اتحاديه های کارگری در ونزئلا را رأساً ببينيم و تمام گزارش های کارگری را به زبان های اسپانيولی ترجمه کرده و به آنها بدهيم. يکی از بزرگ ترين اتحاديه های کارگری در ونزوئلا قرار گذاشته که قطع نامه ای عليه دولت سرمايه داری ايران صادر کند و در سطح جامعه ونزوئلا، که روابط حسنه ای که دولتش با دولت ايران دارد تبليغ بکند و از اين نقطه نظر فشارهايی بر دولت ايران وارد بيايد که به اين شکل و به اين ترتيبی که در گذشته مشاهده کرديم طبقه کارگر را سرکوب نکند. و  اين آغازی باشد برای اين که تناسب قوا، را که ما مديون خود طبقه کارگر هستيم و دست تمام کارگران ايران را به گرمی می فشاريم برای از خودگذشتگی ها و مبارزات که در طی يک سال گذشته انجام دادند و اين فعاليت های خارج از کشور تنها برای کمک رسانی برای ايجاد تسهيلات برای اين تغيير قوا خواهد بود.

 

 

2- در باره مسئله زنان

 

نقش زنان در جنبش کارگری و اینکه اساساً زنان چه جایگاهی در جنبش کارگری دارند؟ واقعیت این است که ما فعال کارگری زن بسیار کم داریم و تشکلات کارگری زنان هم کم داریم و اساساً مشکل در کجای قضیه قرار دارد که زنان زیاد خودشان را در گیر مسائل روزمره ی کارگری نمی کنند؟

 

مريم خراسانى

 

قبل از اینکه به این سئوال شما جواب دهم در رابطه با صحبتهای قبلی خودم توضیح بیشتری داده که در واقع پاسخی به مسئله ای است که آقای حکیمی طرح کردند.

در محیط های کارخانه ای و دانشگاهی و سایر محیط ها ی ایران همانطور که همه اطلاع دارید بدلیل اینکه انواع تشکل وجود نداشت فعالان حقیقی دانشجوئی اجباراً در انجمنهای اسلامی وارد شدند و بتدریج در انتخابات آن شرکت کردند و این انجمنها در واقع ماهیتشان دگرگون شد به طوری که اخیراً 5 انجمن اسلامی در پنج دانشکده را از جمله دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران، دانشکده مدیریت، دانشکده روانشناسی، هنرهای زیبا و غیره تعطیل شدند و بطور موقت لغو امتیاز شدند بدلیل اینکه تشخیص داده شد که دیگر فعالیتهای اینها اسلامی نیست.

به همین روال شوراهای اسلامی کار که بعد از انقلاب ابتدا نه به عنوان اسلامی بلکه به عنوان شوراهای کارخانجات مثل شوراهای مدارس و شوراهای دانشگاهها و بقیه شوراها که بعد از انقلاب اداره ی امور این واحدها را در دست گرفته بودند ایجاد شده بودند، بعد ها در قانون کار تحت عنوان شوراهای اسلامی کار مشغول به کار شدند ولی بتدریج با افزایش آگاهی کارگران و نفوذ کارگران مطلع تر و آگاه یعنی در این شوراها، برخی از این شوراها مثل انجمنهای اسلامی دانشجویان تغییر ماهیت دادند و عملکردشان دیگر منطبق بر خواستهای وزارت کار و دولت نبود. از جمله این شوراها می توان بعنوان مثال از شورای صنایع فلزی در محور جاده ی قدیم کرج را که توسط کارگران حدود 6 ماه است اداره می شود و 33 درصد سهام این کارخانه را قبلاً کارگران گرفته بودند و بقیه در دست یک کارفرمای خصوصی بود که اکنون 6 ماه است که این کارفرما را از این کارخانه بیرون کرده اند و همه ی کارخانه توسط کارگران اداره می شود و قراردادها را شورای کارگران با جاهای دیگر می بندد البته مالکیت رسمی بقیه سهام کارخانه همچنان در دست آن کارفرما است ولی در کارخانه هیچ نقشی ندارد و حتی از ورود او جلوگیری شده.

البته علیرغم کارشکنی هائی که اداره ی دارائی کرده که بعضی از این حسابهای کارخانه را مسدود کند و یا شهرداری که در این کارخانه را پلمب کنند به دلیل بدهی های کارخانه، با مبارزه ی شورای کارگران کرده اند. فعلاً کارخانه سرپاست و کار تولید خود و بستن قراردادها را ادامه می دهد.

کارگران دیگری هم در همین محورهای غرب از این تجربه و تجربه های مشابه در کارخانه های خود استفاده می کنند و در جهت قدرتمند شدن شوراها ی خود واداره ی کارخانه بتدریج از طریق خرید سهام و یا در دست گرفتن کارخانه به همین تجربه بپیوندند که من این تجربه را از تجارب کارگران در ابتدای انقلاب که توسط شورای کارخانه ها اعمال می شد،  جدا نمی دانم و همینطور جدا نمی دانم از تجربه ی کارگران در سایر کشورها مانند آرژانتین و بعضی کشورهای آمریکای لاتین که در بحران فعلی مالکیت کارخانه ها و بحران فعلی تولید که بعد از اجرای پروژه ی لیبرالیسم نو و جهانی سازی سرمایه داری در کشورهای به اصطلاح جهان اتفاق افتاد در چنین موقعیتهای بحرانی این امکان بوجود آمده که کارگران اداره ی کارخانه ها را در دست بگیرند و این تجربه به ایران هم منتقل شده بعلاوه ی تجاربی که در ابتدای انقلاب بوده.

اینکه وزارت کار جلوگیری می کند از انتخابات شوراهای استان تهران در دوهفته ی گذشته دقیقاً به همین دلیل است که احساس می کند که آن هیئت نمایندگان قبلی شوراها که همسو بود با وزارت کار دیگر در این دوره انتخاب نخواهند شد و با افزایش آگاهی کارگران نمایندگان جدیدی انتخاب می شوند که برای مسئله ی اضافه ی حقوق سال آینده کارگران با دست پر خواهند آمد و قدرت چانه زنی بالاتری خواهند داشت و به همین دلیل مانع برگزاری این انتخابات شد و حتی در جهت مخالفتهائی که (آی ال او) با مسئله ی کارگری در ایران دارد، (کارگران حق اعتصاب و حق تشکیل سندیکا ندارند) چون تشکیل سندیکا در ایران طبق قانون غیرقانونی است. می خواهند که اصلاحیه ای بر قانون کار بنویسند که خیلی چیزها را در این قانون عوض نمایند از جمله اینکه شوراها را هم همانطور که قبلاً گفتم شایعه ای است که شوراها را هم ملغی اعلام کنند و نه شورا و نه سندیکا بلکه یک تشکل جدیدی به اسم انجمن صنفی ایجاد نمایند. این اطلاعاتی است که من از طرف کارگران به من رسیده و حرف من نیست و تحلیل کارگران است و آنها نظرشان براین است که شوراها هم را دیگر در بسیاری از کارخانجات مورد تآیید وزارت کار نیست و به بهانه ی انیکه ما می خواهیم همسو با (آی ال او) رفتار بکنیم ممکن است که شوراها هم تعطیل گردد. البته این به معنای آن نیست که سندیکاها قانونی گردند بلکه همانطور که گفتم تحلیل کارگران این است که انجمنهای صنفی به جای هم سندیکا و هم شورا قرار می گیرند.

امروزه کارگران به نظر من اسم تشکل نیست. بخاطر اینکه محتوای کار و محتوای مبارزه و محتوای اهدافی که کارگران پیش می برند حرف اول را می زند. وگرنه همانطور که گفتم با افزایش آگاهی در انجمنهای اسلامی دانشجویان هم این انجمنها هم دیگر انجمنهای کارخانه ها ماهیت دیگری پیدا کرده اند. بنابراین مسئله ی جنگ حیدری و نعمتی برسر شورا یا سندیکا در ایران و در محیط های کارگری به نظر من جنگ بیهوده ای است و مسئله این است که اگر انواع تشکل کارگری می توانند ایجاد شوند و با قدرت عمل کنند همانطور که شورای کارخانه ی صنایع فلزی با قدرت عمل کرده و اداره ی کارخانه را در دست گرفته، هر تشکلی با هرنامی مهم این است که کارگران و نماینده هایشان با قدرت عمل بکنند و از تهدیدها نترسند و یا تطمیع نشوند و مسائل کارگری و محتوای این مبارزات را پیش ببرند.

همانطور که من دسته بندی کردم الان سه رده درخواست وجود دارد که آن رده ها را ما به اقتدارهای شرکت کارگران در اقتدارهای رسمی و سیاست رسمی و سیاست نهادینه نظر دارد و آن سیاستهای میانی مربوط می شود فقط به حقوق صنفی و افزایش حقوق درخواست گرفتن حقوق موقعه یا شرکت نمایندگان کارگری در تنظیم آئین نامه ی قراردادهای موقت کاری در صورتی که کارگران در گذشته لغو قراردادهای موقت را اعمال می کردند امروز فقط دارند برای شرکت در تنظیم آئین نامه خودشان صحبت می کنند و این که دیگر پیمانکاری نیاید بلای جان کارگران شود.

 و درخواستهای سطح بالا همانطور که گفتم این است که در این بحران فعلی نقش کارگران در اداره ی کارخانجات فزاینده تر گردد.

در مورد زنان هم باید بگویم که زنان در بعضی از شوراها فعال هستند، از جمله در همین شورای صنایع فلزی یکی افراد شورا خانمی می باشد که بسیار مورد توجه کارگران قرار دارد و ضمناً با وجود اینکه تهدیدهای شده کارگران از او حمایت می کنند و این خانم در 6 ماه گذشته بسیار تلاش نموده برای اینکه کل کارخانه توسط شورا اداره شود و تلاشهای ایشان بسیار مثمر ثمر بوده و فعلا در برابر اداره ی دارائی و هم شهرداری و هم وزارت کار ایستادگی کردند و البته بخشی از کار آنها نامه نوشتن برای مراجع مختلف بوده و اینکه شرح دادند که چطور کارفرمای قبلی با اعلام ورشکستگی کاذب قصد این را داشته که کارخانه را تعطیل کند و کارگران را با بستن قرارداد جدید عملاً نشان دادند که این واحد همچنان می تواند به کار خود ادامه دهد. ولی نقش چنین زنانی در چنین شوراهائی عمومیت نداشته و کم می باشد ولی وجود همین موارد معدود نشان می دهد که زنان می توانند در سطوح بالای تصمیمات کارگری شرکت داشته باشند و با افزایش آگاهی و با موانع و سختیهائی که در پیش رو دارند از پا ننشینند و هرچه بیشتر نقش خودشان را افزایش دهند.

البته جنبش زنان در ایران درکل می تواند در زنان کارگر بسیار مؤثر باشد و همانطور که در وضعیت دختران دانشجو و یا جنبش زنان پرستار بسیار مؤثر بوده و چند روز پیش در دانشکده ی پرستاری سمیناری بود راجع به جنبش پرستاری و اینکه جنبش پرستاری در رابطه با جنبش زنان قرار دارد و اکثریت جامعه ی پرستاران ایران زن هستند و ارتقاء آگاهی پیدا نموده و مسائلی را در نظام پرستاری طرح نمودند هم در مقابل نظام پزشکی و هم در مقابل دولت. و اینها همه در مجموع رشد رو به فزونی جنبش زنان را در عرصه های مختلف پرستاری، کارگری و دانشجوئی و غیره نشان می دهد.

 

3- در باره مسئله فرقه گرایی

 

آقای حکيمی بسيار ديده و شنيده شده، تشکل های مستقل کارگری که در داخل کشور به وجود می آيند متأسفانه بعد از مدت کوتاهی دچار اختلافات و چند دستگی می شوند، جنس اين اختلافات از چه نوع است از عدم درک مشترکشان در شيوه ی سازماندهی است يا در عدم درک مشترک در گرفتن مطالبات خودشان است.

 

محسن حكيمى

 

ببينيد به طور کلی می توان 2 عامل را برشمرد برای اين که تشکل های مستقل کارگری طی اين سال های اخير نتونستند پا بگيرند. يکی اختناق و ديکتاتوری که به هر حال فضا را تنگ می کند برای اظهار نظر وجود نمايندگان مستقل کارگری و طبيعی است که آن ها نتوانند همين جور که اعضای تشکل های دولتی اظهار وجود می کنند، اين ها نتوانند به عنوان نمايندهای مستقل اظهار وجود بکنند.

يک عامل ديگر هم در درون خود فعالان کارگری وجود دارد به نظر من و آن هم در واقع انحراف يا شايد بتوان گفت بيماری فرقه گرايی است. به هر حال با وجود اين که تا حدودی زوايای مختلف اين بيماری شکافته شده ولی هنوز هم تأثيرگذار است در برخی از فعالان کارگری به طوری که با رويکرد و نگرش عمومی کماکان، گروهی به جنبش کارگری نگاه می کنند. يعنی به عنوان کسی که مأموريت دارد که فقط بياد و عضوگيری يا بهتر است بگوييم سربازگيری بکنه برای گروه مورد نظر خودش. اين گرايش هم کمک می کند بر بستر آن ديکتاتوری و خفگانی که وجود دارد، اين که به هر حال در جهت شکل گيری و شقه شقه کردن اين جنبش و متفرق کردن، عمل بکند.

اين دو عامل را من می توانم برشمارم برای شما، موانعی که بر سر راه تشکل يابی جنبش مستقل کارگران وجود دارد.

 

 

آقای رازی شما بيماری مزمن فرقه گرائی يا محفليسم يا هر چيز ديگر را چطور می بينيد؟