مصاحبه با يک کارگر کارخانجات فولکس واگن در آفريقای جنوبی

 

«شرايط کاری ما اکنون بدتر از دوران آپارتايد شده است.»

 

 

بينيزيل مزکو، يکی از 1300 کارگری است که کارخانجات ماشين سازی فولکس واگن آفريقای جنوبی اخيراً اخراج کرده است. او توضيح می دهد که که کارگران به اين دليل دست به اعتصاب زدند که می خواستند عليه بيرون انداختن نمايندگان کارگران از اتحاديه اعتراض کنند. نمايندگان اين کارگران از 13 کارخانه، در سال گذشته بوسيله کارگران انتخاب شده بودند.

بينيزيل مزکو، به عنوان نماينده اين کارگران در مصاحبه زير شرکت کرده است.

س. وضعيت کنونی در رابطه با کشمکش و بحث با مسئولان فولکس واگن چيست؟

ج. بدنبال اخراج يکسوم ازنيروی کار، توليد کارخانه 10 درصد افت نمود و بخش رنگرزی و بدنه سازی کارخانه کاملاً خوابيد. در اصل قصد مديريت از تعطيل اين بخشها بمدت 2 يا 3 ماه اين بود که از امکانات برای آموزش افرادی که قرار بود اعتصاب شکن باشند، استفاده شود. وقتی اين خبر پخش شد، کارگرانی که شاغل بودند، تصميم گرفتند که افراد جديد را که بجای کارگران اخراجی أمده بودند، آموزش ندهند. درنتيجه آن،مديريت مربوطه پيشنهاد را بی سروصدا و مسکوت گذاشت. آنها از پشتيبانی و اتحاد بين کارگران شاغل و اخراجی و از حمايت کارگران ساير کارخانجات آن محدوده می هراسيدند.

س. چه بسر کارگران بيکار آمده است؟

ج.  اکنون دو ماه می شود که ما کار نداشته ايم. در پايان ماه مارس قرار بود يک جلسه از طرف کميسيون صلح برای حل و فصل اختلافات ترتيب داده شود. در اين جلسه بنا بود تا هر دو طرف موقعيت و خواسته های خود را ارائه دهند. اما مديريت کارخانه از قبول اين پيشنهاد از طرف کميته صلح، سر باز زد و اکنون قرار است که ملاقات به روز 5 آوريل موکول گردد.

س. دليل اصلی اختلاف چه بود؟

ج. در درجه اول اختلافی بود که درون خود اتحاديه پيش آمد. اتحاديه ما «اتحاديه سراسری کارگران فلزکار آفريقای جنوبی»، مقام نمايندگان 13 کارخانه را از آنها گرفته و سپس آنها را از اتحاديه بيرون انداخت. اينها کسانی بودند که ما سال پيش بعنوان نماينده انتخاب کرديم، چون نمايندگان قبلی، در مقابل مديريت همه گونه سرفرود آورده بودند. کارگران اعتراض توده ای براه انداختند و در نتيجه آن، نمايندگان ما به کار خود در اتحاديه بازگشتند. اما بعد از کمی، آنان را  در سمتشان معلق گذاشتند، زيرا که اين 13 تن کارگر مبارز در برابر سياست رهبری اتحاديه ايستاده بودند و رهبری را به دور شدن از نقش خود در اتحاديه و پنهانی نزديکتر و نزديکتر شدن به مديريت کارخانه، متهم کرده بودند. رهبری اتحاديه با مديريت کارخانه نشست داشته و بدون گوش کردن به نظرات کارگران و کارگران مبارز کارخانه با مديريت به توافقهايی رسيده بودند.

س. محتوای اين توافق بين اتحاديه و مديريت کارخانه چه بود؟

ج.  شامل خراب تر شدن وضعيت کارگران در موارد بسياری است که در عين حال باعث حفظ منافع کارخانه در سطح رقابت با رقبايش در داخل کشور می گردد. در توافقنامه آمده که روزهای کار در هفته دوباره به 6 روز بازگشته واز وقت استراحت روزانه کارگران نيم ساعت کاسته شده و حق انتخاب زمان مرخصی کارگر از آنها گرفته شده و کارگر مجبور است زمان تعيين شده برای مرخصی را بپذيرد. بطور کلی بايد گفت که وضعيت کارگران اکنون از زمان رژيم آپارتايد بدتر شده است.

س. می توانيد يک مثال مشخص بزنيد؟

ج.  البته. معمولاً کارگری که روز يکشنبه کار می کرد، دو برابر حقوق می گرفت. اما حالا دو ساعت از شيفت يکشنبه، يعنی از ساعت 22 تا 24 جزو ساعات کار معمولی بشمار می آيد. به اين ترتيب، 2 ساعت دستمزد از کارگران ربوده می شود.

در گذشته، معمول بود که هر کارگری يکربع قبل از پايان وقت کاری روزانه، دست از کار می کشيد تا بتواند دوش گرفته و لباس عوض کند. حالا اين يکربع را به نفع خط توليد از کارگران گرفته اند. چنين وضعيتی در گذشته در مورد کارگران خط توليدات صادراتی وجود داشت و وضعيت کاری را بر آنها دشوارتر می ساخت. حالا در تمام کارخانجات اين قانون اجرا می شود.

تغيير ديگر در رابطه با تعطيلات عيد نوئل و سال نوی مسيحی می باشد. در گذشته بعلت اهميت اين تعطيلات در فرهنگ و کشور ما از روز 11 دسامبر تعطيلات رسمی آغاز می شد.

حالا مديريت خواهان شروع تعطيلات در درروز 23 يا 24 دسامبر است و در اين رابطه نمايندگان قبلی کارگران زير چنين قراردادی را مطابق خواسته مديريت امضاء کرده بودند، ولی ما خبر اين موضوع را از طريق روزنامه ها دريافت کرديم.

س. شما در باره پشتيبانی ساير کارگران صحبت کرديد، آيا گروه های ديگری هم هستند که شما را حمايت می کنند؟

ج.  خير! حمايت در داخل کشور فقط از جانب محله ها، مردم و اتحاديه های کوچک که زير چتر سازمانهای بزرگتر نيستند، می آيد. درست قبل از سفر من به آلمان، دو تن از کارگران مبارز ماشين سازی تويوتا، از دو منطقه ديگر به کارخانه ما آمدند. آنها از جانب کارگران فرستاده شده بودند تا از نزديک با جريانات آشنا شوند.

ما از جانب دولت يا سازمانهای وابسته چيزی نشنيده ايم. نه حتی از «آ ات ث»، فدراسيون اتحاديه های کارگری يا حزب کمونيست. خيلی از منشی های اين اتحاديه ها، حالا جزو  وزرای کابينه دولت هستند. برای آنها اتحاديه های کارگری صرفاً سکوی پرتابی بود برای رسيدن به موقعيتهای اجتماعی شخصی خودشان.

انتقاد کنندگان اتحاديه های کارگری يا اخراج شده و يا تنبيه می گردند.

س. منظور شما از اين حرف چيست؟

ج. وقتی شرکتی برعليه کارگرانش اقدامی می کند، بايد يک سری قوانين را رعايت کند، مثل تشکيل دادگاه اوليه و مقرراتی که شامل اتحاديه ها نمی شود.

در ماه ژانويه گذشته، اين اتحاديه بود که عليه کارگران اقدام کرد تا بتواند نمايندگان کارگران اپوزيسيون را از مراکز خود بيرون اندازد. باين منظور، اتحاديه برای روز 17 ژانويه برای اعضاء فراخوانی فرستاد. همزمان با آن جلسه ای بود برای گرفتن وام جهت تهيه روپوش بچه های مدرسه ای کارگران. به دليل اهميت موضوع برای خانواده های کارگری و با توجه به اينکه اتحاديه موضوع جلسه را تعيين نکرده بود، حدود 50 نفر بيشتر در اُن جلسه حضور نيافتند. بعداً ما متوجه شديم که منشی اول اتحاديه در اين جلسه حضور داشته و دستور معلق گذاشتن سمت نمايندگان ما را صادر کرده است.

روز 20 ژانويه، نمايندگان ما بايستی برای تخليه دفاتر خود به محل می رفتند.

س. اتحاديه شما در کارخانجات فولکس واگن چند عضو دارد؟

ج.  پيش از اين اختلاف تعداد اعضاء به 4500 نفر می رسيد که در واقع حدود کل نيروی کار می شد. حالا قسمت بزرگی از اين تعداد اتحاديه را ترک کرده اند. ترک اتحاديه بمنظور يافتن امکان برای داشتن وکيل بوده است.

س. آيا از جانب بزرگترين اتحاديه صنعتی آلمان بازتابی صورت گرفته است؟

ج. تا کنون آنان از اعلام موضع خويش خودداری کرده اند. رئيس کميته اتحاديه جهانی کارگران فولکس واگن، «هانس اول»  در همان روزهای نخستين اختلاف، سه روز به آفريقای جنوبی آمد. در آن سه روز، او با ما حرف نزد و بجای آن با مديريت کارخانه صحبت کرد و از آنها خواست تا با ما جلسه ای بگذارند که البته در جو آنروزها مديريت خواهش او را نپذيرفت. او بعد از سه روز و بدون هيچگونه حرفی با ما، به آلمان بازگشت.

نامه های همقطاران آلمانی ما را هم کميته پاسخ نداده است. بجای آن، دکتر شوستر نماينده فولکس واکن به اين نامه ها رسيدگی کرده است.

س. تا کنون نمايندگان کارگران اخراجی چه اقداماتی کرده اند؟

ج.  در اوائل ماه مارس، کارگران کارخانجات فولکس واگن، دو نماينده به جلسه کميته جهانی اتحاديه های کارگری در برزيل فرستادند. اما «اول» رئيس کميته و دستيار او، «فولکرت» حتی حاضر نشدند که مسئله آفريقای جنوبی را در دستور کار خود بگذارند. اين در حالی است که يکی از کالج های آفريقای جنوبی به اين کميته تعلق دارد. در خواستهای همقطاران برزيلی ما در مورد گنجاندن مسئله آفريقای جنوبی هم از طرف رئيس کميته در شد. اما بعد از آن جلسه ای غير رسمی با «اول» برای دو تن از رفقای ما ترتيب داده شد. در اين نشست غير رسمی رفقای ما بجای آنکه احساس کنند که دارند با يک همکار خود صحبت می کنند، احساس می کردند که «اول» در واقع نماينده فولکس واگن می باشد. هيچ فرقی در رفتارش در مقايسه با مديريت کارخانه نبود. اين جريان مرا به ياد تجربه خود من با او انداخت. ما با او جلسه ای در ماه اکتبر سال گذشته هم داشتيم. پس از مدتی گوش دادن به حرفهای او، من به او گفتم که دارد وقت ما را تلف می کند و مانند نماينده مديريت با ما حرف می زند.

س. آيا از رفتار دولت در اين مورد متعجب هستيد؟

ج.  بلی. با پايان رژيم آپارتايد و انجام انتخابات برای روی کار آمدن دولت جديد، دولتی که ما براستی به آن رأی داديم، ما اميد زيادی داشتيم که وضع بهتر شود. بجای آن چه در کارخانجات فولکس واگن و چه در سطح کشور ما مورد حملات شديدتر کارفرمايان قرار گرفته ايم. اختلاف ما با رهبری اتحاديه هم از همين جا آغاز گرديد. اتحاديه ها هيچگونه اقدامی در برابر اين حملات نکرده و حتی به بدتر شدن شرايط هم توافق کرده بودند. اين مسائل همان اوائل ماه ژوئيه سال پيش شروع شده و دولت جديد برای دخالت وقت بسيار داشته است. اما اصلاً دخالت نکرد. مسئولان دولت درعوض اطلاعات خود را يک جانبه کسب می کردند، يعنی از طريق اتحاديه.

بهبود اندکی را هم که ما توانسته بوديم در دوره آپارتايد بطور تدريجی کسب نماييم، اکنون از ما گرفته اند. دستمزدها و شرايط کاری در کارخانجات فولکس واگن، اکنون بدتر از دوره آپارتايد می باشد.

س. برخورد حزب کمونيست چگونه بوده است؟

ج. بخشی از دولت اعتلافی کنونی را حزب کمونيست تشکيل می دهد. آنها هم در اين مورد کاملاً سکوت اختيار کرده اند. ما انتظار يک پاسخ از جانب آنها را داشتيم، اما هيچ خبری نشد. من شخصاً بسيار مأيوس شدم. منشی اول حزب، سال گذشته به ديدن ما آمد. مديريت کارخانه نمی خواست که او وارد بخش کاری بشود. کارگران بلافاصله تهديد به اعتصاب می کردند و بر اثر اين تهديد، او اجازه  ورود به محل کارگری را گرفت. ولی اينهم به دوران قبل از انتخابات برمی گردد.

در آفريقای جنوبی يک تبليغ در مورد يک نوع شکلات هست. در اين تبليغ، دو دوست با هم نشسته اند و يکی اين قطعه شکلات را در دست دارد. أن ديگری از او کمی شکلات می خواهد. اين يکی می گويد: «دوستی امان را خراب نکن!» اين دقيقاً مثل وضعيت ما در اين کشور است. ما اکنون پا از گليم خود پا فراتر گذاشته ايم و در اين مسير است که دوستان خود را مييابيم.

س. آيا برای شنوندگان بين المللی خود مطلبی داريد؟

ج.  فقط می خواهم بگويم که پشتيبانی بين المللی در اين زمان برای ما بيش از هر زمان ديگر اهميت دارد. اوضاع همه چيز در آفريقای جنوبی در حال حاضر بسيار بدتر شده است. بيکاری در سطح توده کشور گسترش يافته است. چند موقعيت شغلی بوجود آمده، مثلاً استخدام چند کارگر جديد، اما اينها کارگران جوان و مجرد هستند. برای کارگرهای قديمی وضع بدتر و بدتر و کار پيدا کردن بسيار مشکل شده است. حتی کارگران جوان هم مطمئناً در اين مورد همنظر هستند. تجمع از 3 نفر بيشتر ممنوع است، درغير اينصورت مفهوم جلسه پيدا می کند. سه کارگر جوان در کارخانجات فولکس واگن تا کنون به همين دليل اخراج شده اند. دو کارگر هم  در رهبری کميته پشتيبانی کارگری در کارخانجات فولکس واگن فوراً اخراج گشتند. آنها برای فولکس واگن کار نمی کردند، آنها در استخدام «گودير»  و «استاندارد ملی» بودند. شرکتها در برابر کارگران با هم متحد می شوند. ما کارگران هم بايد با هم متحد شويم.

 

مقاله از: خبرنگاران wsws- ترجمه سارا قاضی

آوريل 2000