يادداشت هايی در باره ی
حزب
پيشتاز انقلابی بين المللی
م. رازی
Razi@kargar.org
با آغاز تدارک تشکيل نطقه های اوليه حزب
پيشتاز انقلابی در ايران؛ بررسی و توجه
به سابقه تاريخی احزاب بين المللی کارگری،
حائز اهميت است. کارگران پيشروی کمونيست
ايران می بايد به يافتن متحدان بين المللی
خود مبادرت کرده و تدارک انقلاب جهانی سوسياليستی
را همراه با آنها سازمان دهند. زيرا در
وضعيت کنونی گرايش های بورژوا و خرده بورژوا
در حال سازماندهی و يافتن متحدان بين المللی
خود بوده که همراه با آنها استثمار کارگران
جهان را با هماهنگی با يکديگر تسهيل بخشند.
کارگران پيشرو کمونيست نيز برای مقابله
با اين اتحاد نامقدس یورژوازی عليه کارگران،
بايد خود را در سطح بين المللی سازمان داده
و همراه با ساير هم نظران مقابله با کل
نظام سرمايه داری جهانی را در درون يک حزب
پيشتاز انقلابی بين المللی تدارک بينند.
مقاله
زير نخستين بار تحت عنوان «انترناسيوناليزم»
در شهريور 1376 در نشريه «کارگر سوسياليست»
انتشار يافت. اين مقاله با اصلاحاتی در
اختيار کارگران پيشرو کمونيست، در راستای
باز کردن بحث پيرامون اين مسئله، قرار می
گيريد.
آبان
1382
***************
بخش 1: تجارب بين
الملل اول
در سال 1847 مارکس
و انگلس با پيوستن به «اتحاديه کمونيستها»
شعار محوری آن، «همه مردان برادرند»، را
به «کارگران جهان متحد شويد» تغيير دادند.
اين تغيير ناشی از يک سياست مهم در مبارزه
کمونيست ها عليه سرمايه داری در سطح جهانی
بود. سياستی که راه را برای تشکيل يک سازمان
بين الملل انقلابی (بين الملل اول) فراهم
آورد. در «مانيفست کمونيست» آنها تأکيد
کردند که کمونيست ها "در مبارزه ملی
پرولتاريا در کشورهای مختلف، بر منافع مشترک
کل پرولتاريا، صرفنظر از مليت آن، تأکيد
کرده و اين مسئله را برجسته می کنند."
البته در عين حال آنان اين امر را قبول
داشته که "مبارزه پرولتاريا با بورژوازی،
در شکل و نه در محتوا، در وهله نخست يک
مبارزه ملی است. پرولتاريای هر کشور البته
بايد در ابتدا تکليف خود با بورژوازی خود
را تعيين کند."
تشکيل بين الملل
اول و پس از آن بين الملل دوم و سوم و نهايتاً
چهارم براساس چنين سنتی بنا نهاده شدند.
اما همانطور که بين الملل های اول و دوم
و سوم با موانع ای روبرو شدند، بين الملل
چهارم، نيز نتوانست از عهده تعهدات خود
برآيد. انزوای سياسی طولانی، سياست های
فرصت طلبانه در سطح جهانی را به دنبال آورد.
گرچه تئوری های اوليه پاسخگوی بسياری از
معضلات جنبش کارگری بود، اما به تدريج عدم
تکامل تئوری ها، مواضع فرصت طلبانه و يا
فرقه گرايانه را به همراه آورد. تاجايی
که می توان اذعان داشت که امروز در سطح
جهانی سازمانی که بتواند حامل سنت ها و
تجارب مبارزات کارگری و ادامه تئوری های
انقلابی جنبش کارگری را دربر داشته باشد،
وجود ندارد.
برای تدارک ايجاد
چنين تشکيلاتی بررسی تجارب و سنن بين الملل
ها انقلابی ضروری است.
تأسيس بين الملل
اول
«انجمن بين المللیِ
کارگران» (بين الملل اول)، در سال 1864
عمدتاً به ابتکار فدراسيون سازمان های کارگری
در اروپای غربی و مرکزی (به ويژه کارگران
سوسياليست لندن و پاريس)، پس از تجربه ی
شکست انقلاب های 49- 1848، تأسيس شد. مارکس
و انگلس در رهبری و سازماندهی بين الملل
اول نقش تعيين کننده ايفا کردند.
تجارب عمده ی
«بين الملل اول» از اين قرار هستند:
«بين الملل» و
انقلابات «ملی»
برخلاف برداشت
و تفسير نادرست برخی از واژه «انترناسيوناليزم»
که گويا پذيرش انقلاب بين المللی، به مفهوم
رها کردن انقلابات ملی است، « بين الملل
اول» خود در همبستگی با قيام مسلحانه «ملی»
لهستان عليه روسيه تزاری (1863) بوجود آمد.
حمايت از قيام «استقلال طلبانه» لهستان
انگيزه ای برای گردهم آيی کارگران اروپايی
شد. به سخن ديگر، از همان ابتدا، تشکيل
نخستين سازمان «بين المللی»، با مبارزه
و حمايت از قيام «ملی» پيوند خورد.
پيشاپيش آن، مارکس
و انگلس در «مانيفست کمونيست» تأکيد کردند
که کمونيست ها در مبارزه ملی پرولتاريا
در کشورهای مختلف، بر منافع مشترک کل پرولتاريا،
صرفنظر از مليت آن، تأکيد کرده و اين مسئله
را برجسته می کنند"، اما،
"مبارزه
پرولتاريا با بورژوازی، در شکل و نه محتوا،
در وهله نخست يک مبارزه ملی است. پرولتاريای
هر کشور البته بايد در ابتدا تکليف خود
با بورژوازی خود را تعيين کند".
اين بدين مفهوم
است که کمونيست ها ضمن مبادرت کردن برای
تشکيل جامعه سوسياليستی جهانی بايد در عين
حال از مبارزات «ملی» پرولتاريا برای براندازی
بورژوازی کشورهای خود نيز حمايت کنند. ايجاد
يک سازمان بين المللی برای ايجاد يک جامعه
سوسياليستی با ساختن يک حزب پيشتاز انقلابی
در سطح ملی برای سازماندهی انقلاب سوسياليستی
نه تنها مغايرتی ندارد که مکمل يکديگرند.
از سازماندهی يک انقلاب جهانی، بدون انقلابات
ملی صحبت به ميان آوردن، همانقدر تخيلی
است که ناديده گرفتن انقلاب جهانی و تأکيد
بر ساختن «سوسياليزم در يک کشور».
سازماندهی حزب طبقه ی کارگر
گرچه بين الملل
اول ابتدا با انگيزه ايجاد يک سازمان بين
المللی آغاز به کار کرده بود، اما تا قبل
از «کمون پاريس» در سال 1871، هنوز به مفهوم
اخص کلمه به يک حزب بين المللی مبدل نشده
بود . در تجربه کمون پاريس نقطه عطفی در
تاريخ بين الملل اول بود. انگلس در نامه
ای نوشت که کمون "بدون ترديد فرزند
بين الملل بود، گرچه خود بين الملل قدمی
در به راه اندازی آن بر نداشت" (نامه
به «سورژ»، 17-12 سپتامبر 1874). در واقع
طرفداران فرانسوی بين الملل (پُردونيست
ها) نقش مهمی در کمون پاريس ايفا کردند.
اين واقعه، درس های اساسی ئی برای بين الملل
به همراه آورد. جمع بندی اين تجربه در مقاله
ی مارکس تحت عنوان «جنگ داخلی در فرانسه»
انتشار يافت. مارکس در کنفرانس لندن بين
الملل (سپتامبر 1871) برای نخستين بار اعلام
کرد که پرولتاريا بايد خود را در يک حزب
سياسی متشکل کند. در پی آن در کنفرانس لاهه
(1872) ماده نوينی به اساسنامه بين الملل
افزوده شد مبنی بر اينکه "تسخير قدرت
سياسی به يکی از وظايف اصلی پرولتاريا تبديل
می شود".
در اين زمان،
تجربه کمون پاريس، بين الملل اول را به
يک سازمان انقلابی بين المللی که برای تسخير
قدرت سياسیِ پرولتاريا گام بر می داشت،
تبديل کرد.
مبارزه ی با خرده
بورژوازی
ايده ی "تسخير
قدرت سياسی" توسط پرولتاريا در کنگره
لاهه 1872، با مخالفت شديد «با کونين»،
رهبر گرايش آنارشيست ها در درون بين الملل،
مواجه شد. با کونين اعتقاد داشت که بين
الملل بايستی از دخالت در «سياست» امتناع
ورزد. اما اختلاف اصلی ئی که از بدو الحاق
آنارشيست ها به بين الملل (1869) بروز کرد،
پيرامون مسئله سازماندهی بين الملل بود.
با کونين به تمرکز رهبريت ايراد گرفته و
«آتوريته»ی «شورای عمومی» (رهبری بين الملل)
را زير سوال می برد. او تمايل داشت که بين
الملل تحت نظارت مستقيم «انجمن های سرّی»
و «انجمن»هايی که زير کنترل خود او بودند،
قرار گيرد. اين گرايش خرده بورژوايی تحت
«مبارزه» با «آتوريته» و «مرکزيت»، می خواست
رهبريت خود را بر بين الملل تحميل کند.
کنگره ی لاهه
شيوه های مخرب با کونين را تحمل نکرد، او
و همفکرانش را از بين الملل اخراج کرده
و «شورای عمومی» را تقويت کرد.
*******************************
به علت فروکش
جنبش کارگری در سطح بين المللی، آخرين کنگره
بين الملل اول در سال 1876 در فيلودلفيا
صورت گرفت.
ادامه دارد