فرزند خلف يا ناخلف

خلاصه ای از آمار مقاله پيشين

 

کل کمکهای آمريکا به اسرائيل از سال 1949 = 200، 827، 854، 84 دلار

کمکهای جنبی (2/12 درصد) = 200، 227، 547، 9 دلار

ميزان بهره بانکی تحميل شده به دولت آمريکا = 000، 680، 936، 49 دلار

ميزان بهره بانکی پرداخته شده به اسرائيل = 000، 000، 650، 1  دلار

جمع کل مبلغ تحميل شده به شهروندان آمريکايی = 200، 507، 791، 134  دلار

خرج يک اسرائيلی برای دولت آمريکا = 240، 23 دلار در سال

درآمد ساليانه يک اسرائيلی از کمکهای آمريکا = 630، 14 دلار درسال

 

 

عملکردهای استراتژيکی کمکهای آمريکا به اسرائيل

 

از: استيون زونزـ  استاديار دانشکده علوم سياسی دانشگاه سان فرانسيسکو

 

آمريکا از سال 1992 تا کنون، 2 ميليارد دلار ديگر به اسرائيل عطاء کرده است. محققان امور مجلس سنای آمريکا، اخيراً فاش نموده اند که بين سالهای 1947 و1989، 4/16 ميليارد دلار وام نظامی به اسرائيل داده شده بود. اين وامها برطبق عرف در معاملات بين دو کشور، اکنون بعنوان «کمکهای مالی» بخشش خورده است. در حقيقت کنگره آمريکا نهايتاً تمام وامهای داده شده به اسرائيل را ميبخشد. با اين وجود اسرائيل هميشه مدعی بوده است که وامهای دريافتی از آمريکا را هميشه بازپرداخت کرده است! سياست آمريکا از سال 1984 به بعد در مورد کمک مالی به اسرائيل اين بوده است که ميزان کمکهای مالی هميشه ميبايد بيش از بدهی های ساليانه آن کشور باشد. اسرائيل علاوه براين،  ساليانه يک ميليارد دلار از افراد خصوصی کمک مالی دريافت ميکند. اين افراد با اين کمک، خود را از پرداخت ماليات معذور ميدارند.

اين نوع جمع آوری کمکهای مالی که ابعاد آن چنين گسترده است که اين اشخاص، ديگر مجبور به پرداخت ماليات نميشوند، فقط از طريق فعاليت سازمانها يهوديان آمريکا ممکن است و بس! هيچ کشور ديگری چنين کاری نميکند. البته اين سوای کمکهای کوتاه مدت يا دراز مدت بانکهای آمريکا به ميزان يک ميليارد دلار در سال ميباشد.

جمع کل کمکهای مالی به اسرائيل برابر يکسوم کل هزينه کمک مالی آمريکا در سطح جهانی است. در حاليکه جمعيت اسرائيل فقط يکهزارم جمعيت جهان را در برميگيرد و درآمد ساليانه هر اسرئيلی در رده کشورهای ثروتمند جهان است. در حقيقت درآمد ملی اسرائيل از جمع درآمد سرانه مصر، لبنان، سوريه، اردون ونوار غربی هم بيشتر ميباشد. با 000، 14 دلار درآمد ساليانه هر فرد اسرائيلی، اسرائيل در رده شانزدهمين کشور ثروتمند جهان قرار ميگيرد. درآمد ساليانه هر فرد اسرائيلی حتی از درآمد ساليانه يک فرد از کشورهای نفت خيز منطقه (مثل عربستان سعودی) هم بالاتر است و در واقع فقط اندکی از کشورهای اروپای غربی پايين تر قرار دارد.

 

آنچه که شهروندان آمريکايی ميبايد بدانند

خيلی از آمريکايی ها خبر ندارند که چقدر از درآمد مالياتی که پرداخت ميکنند به اسرائيل فرستاده ميشود. در سال مالی 1997 آمريکا 72/6 ميليارد دلار به اسرائيل فرستاد. از اين مبلغ 194/6 ميليارد دلار کمک مستقيم و 526 ميليون دلار بقيه کمکهای ارگانهای دولتی مثل وزارت تجارت، پنتاگون و وزارت اطلاعات آمريکا به اسرائيل بوده است. اين مبلغ البته شامل وامها و بهره های بانکی آنها نميشود که خود، 122/3 ميليارد دلار ميباشد و نيز شامل ميزان معافيت از ماليات افراد کمک کننده که در واقع لطمه به خزانه دولت است، نميشود (معافيت مالياتی به يک ميليارد دلار در سال ميرسد و در مقابل برای آنانکه ماليات پرداخت ميکنند بين 280 و 390 ميليون دلار تمام ميشود). وقتی تمام کمکهای مالی، وامها، بهره ها، معافيت مالياتها را برای سال مالی 1997 در نظر بگيريم، رابطه خاص بين آمريکا و اسرائيل برای ماليات پردازان آمريکايی 10 ميليارد دلار تمام شده است.

از سال 1949 تا کنون، آمريکا205/83 ميليارد دلار خرج اسرائيل کرده است. ماليات آن بر دوش شهروندان آمريکايی برابر 937/49 ميليارد دلار ميشود. اين رقم ميتواند گويای اين باشد که آمريکا برای هر شهروند اسرائيلی بيش از يک شهروند آمريکايی سرمايه گذاری کرده است.»

پروفسور زونز ميگويد: «دليل اينکه آمريکا اينگونه عمل ميکند، اينستکه اسرائيل دست راست آمريکا در منطقه است. اسرائيل در از بين بردن نيروهای ملی راديکال در منطقه نقش موثر و فعالی داشته است. در ضمن، با کمک اسرائيل آن منطقه زمين آزمايش خوبی برای سلاحهای آمريکايی بوده است. درعين حال آمريکا هر وقت بخواهد معامله ای غير مستقيم و بی سر و صدا انجام دهد (مثل فروش اسلحه به آفريقای جنوبی، گوآتمالا و ايران) اسرائيل به نمايندگی آن، مسئوليت را بعهده ميگيرد.

از طرف ديگر، بقول يکی از افسران ارتش اسرائيل، هرچه ميزان سلاح در اسرائيل بالا رود، کشورهای عربی مجبور ميشوند که سلاح بيشتری از آمريکا بخرند.

در پاييز سال 1993 که اميد ميرفت تا در منطقه صلح برقرار گردد، 78 تن از نمايندگان سنای آمريکا به کلينتون رئيس جمهور وقت، نامه داده و اصرار داشتند که از ميزان کمکهای مالی به اسرائيل کاسته نشود.»

پروفسور زونز سپس ادامه ميدهد: «با وجود اينکه من به هيچوجه منکر قدرت سازمانهای يهودی نيستم، اما از آنها پر قدرت تر را «موسسه صنايع فضايی» آمريکا ميدانم که بدنبال صادرات توده ای سلاحهای خود ميباشد. در غير اينصورت، تصور کنيد که با صنعت فلسطين، تکنولوژی اسرائيل و سرمايه کشورهای نفتی منطقه، آن منطقه از جهان به چه عظمتی تبديل خواهد شد!