برگزيده سبزهای اروپا برای تقويت سرمايه داری در ايران

گنجی در «زندان» در محيطی آرام به نوشتن کتابش«مانيفست جمهوريخواهی» مبادرت کرد!

م. رازی Razi@kargar.org

فدراسيون سبزهای اروپا، اکبر گنجی روزنامه نگار زندانی ايرانی را نامزد دريافت جايزه معبتر ساخارف در دفاع از حقوق بشر و آزادی کرد.


انتخاب اکبر گنجی به عنوان نامزد دريافت جايزه معتبری که نام آندره ساخارف فيزيکدان برجسته روسی و مدافع حقوق بشر را بر خود دارد، به دبنال جلسه روز چهارشنبه اول اکتبر در کميسيون خارجی پارلمان اروپا صورت گرفت که در آن، نام سه نفر برای نامزدی مطرح بود و از ميان آنها اکبر گنجی برگزيده شد.


در علت انتخاب اکبر گنجی برای نامزدی دريافت اين جايزه، در بيانيه فراکسيون سبزهای پارلمان اروپا به چالش آقای گنجی با حکومت اسلامی ايران برای جلوگيری از آنچه نقص حقوق بشر و افشای خطاهای سياسی دانسته اشاره شده است. )بی بی سی)


در حاشيه حمايت فدارسيون سبزها از اکبر گنجی؛ در آستانه انتخابات هفتم مجلس رژيم؛ ذکر چند نکته حائز اهميت است:


اول، بديهی است که در وضعيت اختناق و سرکوب آزادی های دمکراتيک، هر زندانی سياسی مورد تحقير، ارعاب و شکنجه قرار می گيرد. نقش نيروی آزادی خواه نيز همواره دفاع و حمايت از آزادی بيان و رهايی تمام زندانيان سياسی از زندان ها بوده است. فرياد اعتراضی همواره عليه نظام سرکوبگر هدايت می شود و از حق دمکراتيک هر فرد و گروهی صرفنظر از اعتقادات و نظريات سياسی آنها بايد دفاع شود.


اما سؤال اينجاست که چرا فدراسيون سبزهای اروپا چنين حمايتی را از صدها و هزار تن از کارگران و جوانانی که امروز زير شکنجه و فشار دولت هستند؛ نمی کنند؟ چرا از افراد غير دولتی مخالف مانند سوسياليست ها و کمونيست ها که تعداد نوشتجات آنها به مراتب از گنجی ها بيشتراست نامی برده نمی شود که به دريافت جايزه ساخارف يا جوايز ديگر نايل آيند؟ علت ساده است سبزهای اروپا خود بخشی از نظام سرمايه داری اصلاح طلب اروپايی است و اميد دارد که هم نظران خود مانند گنجی ها به مصدر قدرت قرار گيرند تا سرمايه داری ايران با هماتايان بين المللی خود با هم به چپاول کارگران و زحمتکشان ايران بپردازند.

دوم، قابل ذکر است زندانيان «اصلاح طلب» کنونی، يا خود از زندانبانان سابق بوده اند (مانند اکبر گنجی ها و آغاجری ها) و يا اگر در مقابل سرکوب ها، ارعاب ها و کشتار آزادی خواهان در طی دو دهه پيش خود مستقيماً دخالت يا نظارت نداشته، سکوت اختيار کرده اند.


پرسيدنی که اين حضرات «اصلاح طلب» در مقابل دستگيری و کشتار کارگران جوان در اسلام شهر؛ زندانی کردن کارگران بارش اصفهان؛ به گلو له بستن کارگران شادانپور؛ سرکوب و دستگيری دانشجويان دانشگاهها؛ ارعاب زنان ايران و غيره چه واکنشی نشان دادند؟ آيا از حق دمکراتيک مردم ستم ديده ايران در دو دهه پيش دفاع کردند؟ مگر کليه دستگير شدگان و به قتل رسيدگان، خواهان مطالباتی فراتر از حقوق دمکراتيک مانند «سرنگونی» و يا اعتقادات کمونيستی بودند؟ چرا زمانی که کارگران و جوانان پيشرو به اتهام جاسوسی برای کشورهای غربی به زندان فرستاده شده و مورد شکنجه قرار گرفتند؛ سخنی از دهان اين «اصلاح طلبان» بيرون نيامد؟ چرا زمانی که رهبران و کادرهای نيروهای سياسی را «قضات» رژيم به دادگاه می کشاندند و از آنها ندامت نامه می طلبيدند، اعتراضی از اين حضرات شنيده نشد؟ فداسيون سبزها چگونه می تواند يکی از اين حضرات را به دريافت جايزه ساخارف معرفی کند و هم زمان مدافع آزادی های دمکراتيک برای مردم ايران باشد؟ اين دو روش با هم در تناقض است.

سوم، بهرو «اصلاح طلبان» همواره از زندانيان صاحب امتياز بوده اند. برای نمونه اکبر گنجی يکی از «راديکال» ترين شان که حتی ندامت نامه ارائه نداده و عذر خواهی نيز نکرده، سال پيش از زندان مرخصی گرفت تا کتاب 121 صفحه ای را که در زندان اوين نگاشته بود؛ انتشار دهد! در صورتی که کارگران و جوانان امکان ارسال حتی يک نامه چند خطی به خانوادهايشان را ندارند! بديهی است که مسئله اين «زندانيان سياسی» با ساير زندانيان سياسی گمنام متفاوت است. فداسيون سبزهای اروپا بايد بداند که «اصلاح طلبان» خود بخشی از هيئت حاکم هستند. آنها خواهان بزک کردن نظام اند و نه تغيير آن و برقراری دمکراسی. در نتيجه «مبارزه» آنها در مقابل رژيم محدود و نا کارا بوده است. اينها چندين سال است، رئيس جمهور و اکثر نمايندگان مجلس را با خود دارند، اما اقدام ريشه ای انجام نداده اند. اينها در عمل نشان داده اند که از مبارزات مستقل جوانان و کارگران هراس و وحشت دارند. زيرا

اعتراضات مستقل کارگران و جوانان منجر به مخاطره افتادن نظام و در نتيجه موقعيت خود اين حضرات می گردد.
اقدامات و «مبارزات» چند ساله «اصلاح طلبان»، نه تنها «اقتدارگرايان» را تضعيف نکرده که آنها را تقويت نيز کرده است. تجربه نشان داده است که آزادی زندانيان سياسی (مانند ساير حقوق دمکراتيک) توسط اين عده قابل تحقق نيست. مجموعه اصلاح طلبان شريک در قدرت برای حفظ همين نظام و به دليل حفظ خويش در قدرت اصلاحات خود را در چارچوب انتقاد پيش می برند.

فدراسيون سبزهای اروپا با اين اقدام نشان داد که در کنار توده های زحمتکش ايران قرار ندارند و به آلتی در دست سرمايه داران اروپايی مبدل گشته است.

12 مهر 1382

 

مبدا