خاتمی انتخاب شد! اکنون چه؟
م.
رازی
Razi@kargar.org
اما مسايل
به اينجا ختم نمی شود. حتی چنانچه اصلاح طلبان قادر به دست گرفتن قدرت سياسی شوند (که چنين امری
فعلاً قابل تصور نيست)، هنوز مسايل اساسی جامعه تحت نظام حاکم لاينحل باقی می ماند.
تدارک برای حل مسئله دمکراسی (و جمهوری)، مسئله ارضی، مسئله ملی و زنان حتی با حضور
يک دولت «اصلاح طلب» قدرتمند قابل تحقق نمی باشد (چه رسد به يک حکومت بی رمق و بی
لياقت از قماش حکومت خاتمی).
تا تدارک
برای حل ريشه ای مسايل اساسی جامعه هيچ نيرويی (حتی با آرای چندين ميليونی) قادر حل
مسئله اقتصادی نخواهد شد.
از اينرو
در آتيه نه چندان دور، گرايش های گريز از مرکز که به نقد در دوره پيش به عنوان يک
«جبهه سوم» شکل گرفته اند (مانند نطفه های اوليه تشکلهای مستقل کارگران، جوانان و
زنان) در صدد پاسخگويی به مسايل جامعه بر خواهند آمد. آرای ميليونی خاتمی در دوره
آتی به ضد آن مبدل خواهد شد. زمانی که مردم ايران با پوست و استخوان ناتوانی اصلاح
طلبان را تجربه کنند مسلماً در پی بديلهای نوين روانه خواهند
شد.
کارگران و
دانشجويان ايران در دوره انتخاباتی نشان دادند که توهم ناچيزی نسبت به نمايش
انتخاباتی و اصلاح طلبان دارند. آرای آنها به خاتمی بهيچوجه به معنای تأييد عملکرد
چهار ساله و سياستهای وی نيست. اصولاً کارنامه چهار ساله خاتمی و اصلاح طلبان
تماماً منفی بوده است. و اين امر را مردم ايران نيک می
دانند.
تعارض های
مردم ايران و در رأس آن طبقه کارگر به اشکال مختلف و در سطح عالی تری از پيش تداوم
خواهد يافت. اين حرکتهای اعتراضی تنها همراه با ايجاد تشکلهای مستقل کارگری، جوانان
و زنان به نتيجه مطلوب خواهد رسيد.
با تحولات
آتی يکی از مسايل مرکزی قشرهای تحت ستم جامعه نيز در دستور روز قرار خواهد گرفت.
آنهم ايجاد يک حزب پيشتاز انقلابی است. بدون دسترسی به يک سازمان سراسری، که تمامی
تجارب قشرهای تحت ستم را جمع بندی و خدمت سايرين قرار دهد؛ و بدون تشکيلاتی که امر دخالتگری سياسی
مستمر در جامعه، را سازمان دهد،
مبارزه برای رسيدن به يک جامعه نوين و به دور از ستم و استثمار قابل تحقق نمی باشد.
در آخر
بايد متذکر شد که اين انتخابات همچنان درسی است برای احزاب و سازمان هايی که بدون ارتباط
تنگاتنگ و بدون دخالتهای روزمره و ملموس در درون جامعه، از خارج از کشور برای مردم
ايران قيم مآبانه نسخه «تحريم انتخابات» صادر می کنند. اين سازمانها همه در عمل
نشان دادند که هيچ توجهی به مسايل و مشکلات مردم نداشته اند. آرای مردم به خاتمی همچنان نشان داد که
گروهای موجود خارج از کشور از کوچکترين اعتباری ميان مردم ميليونی برخوردار نيستند.
طرح شعار تحريم تنها از جانب کسانی می تواند مؤثر واقع شود که در درون جنبش های
کارگری و جوانان حضور داشته و همراه با آنها در سردی و گرمی مبارزات بوده باشند.
کارگران و جوانان ايران نيازی به قيم ندارند!