در آستانه انتخابات:
«درگيری جناحی کاری به ما ندارد»!
م.
رازی
Razi@kargar.org
کمتر از يک هفته به انتخابات
رياست جمهوری مانده است. نه از شور و هيجان انتخاباتی در ميان مردم خبری است و نه
از تبليغات انتخاباتی ميان هيئت
حاکم. اصلاح طلبان همه سر درگم و بی تاثير شده اند. اختلافات ميان آنان حتی قبل از
انتخاب رياست جمهوری بالا گرفته است. بسياری از انجمن های اسلامی دانشجويی و دفتر
تحکيم وحدت از شرکت در انتخابات امتناع خواهند کرد. برای نمونه «شورای مرکزی انجمن
اسلامی دانشجويان دانشگاه علم و صنعت ايران» با انتشار بيانيه يی خود را از صحنه
انتخابات انجمن کنار کشيد (ايسنا، 1 خرداد 80)؛ اختلافات ميان جنبش دانشجويی و
«دفتر تحکيم وحدت» و «حزب همبستگی ايران اسلامی» و «مشارکت اسلامی» تشديد يافته
است، حتی برخی از طرفداران جبهه مشارکت (در استانهای فارس و اصفهان) به نامزدهای
جبهه مشارکت رای نخواهند داد (روزنامه سياست روز، 29 ارديبهشت 80). سناريوهايی تلخ
انتخاباتی در مقابل ديدگاهای اصلاح طلبان ابدا اميدوار کننده نيستند. در بهترين حالت
چنانچه خاتمی آرای بيش از 10 ميليونی را به خود اختصاص دهد (هيچ فردی از جمله خود
خاتمی توقع ندارد که همانند دوره پيش 20 ميليون رای بياورد)، وضعيت همانگونه که در
چهار سال پيش بوده است ادامه خواهد يافت، با اين تفاوت که خاتمی از قدرت بسيار کمتر
از سابق برخوردار بوده و بی اراده تر از پيش نمايان خواهد يافت. اما چنانچه آرای وی
زير 10 ميليون باشد و يا به دور دوم (کمتر از 50 درصد) کشيده شود، وی نه تنها در
ميان مردم بلکه حتی در ميان طرفداران
پرو پا قرص خويش بی اعتبار خواهد شد. در هردو حالت مرگ اصلاح طلبی و «جامعه مدنی»
آغاز شده
است.
بر خلاف
اصلاح طلبان که توجه خود و جامعه را بر انتخابات متمرکز کرده اند، کارگران ايران
کوچکترين توجه و يا علاقه ای به اين انتخابات فرمايشی ندارند. زيرا نه آنرا مرتبط
به خود می پندارند و نه در پيوند با مسايلشان. در تظاهرات اخير کارگران کارخانه
بافناز اصفهان که دو ماه نيم است که حقوق دريافت نکرده اند، يکی از شعارهای آنها:
«درگيری جناحی کاری به ما ندارد»! بود (روزنامه کار و کارگر، 2 خرداد 80). همچنان
اعتراضها ی ساير کارگران همچنان ادامه دارند. برای نمونه؛ تجمع اعتراضی کارگران چيت
ری در مقابل بنياد مستضعفان به علت عدم دريافت حقوق سه ماهه و خارج شدن کارخانه از
خط توليد و واگذاری سهام اين شرکت به بخش خصوصی، در 6 خرداد 80 صورت پذيرفت.
کارگران کامراد نيز به علت مشکلات حقوق و وضعيت نا مطلوب ايمنی و بهداشتی در مقابل
ساختمان استانداری قم دست به اعتراض
زدند (ايسنا، 28 ارديبهشت 80). اخيراً نيز صدها نفر از کارگران کارخانه چيت ری به
دليل فروش کارخانه به بخش خصوصی و بيکاری 1700 تن در سه ماه گذشته و عدم دريافت
حقوق و ُبن کارگری در مقابل ساختمان بنياد مستضعفان در تهران؛ و کارگران جامکو تهران به علت عدم پرداخت
دستمزدهای خود در 10 ماه گذشته در مقابل وزارت صنايع جمع شده؛ و گروهی از کارگران
کارخانه «ايران چيکا» که اکثر آنان کارگران زن هستند به علت عدم دريافت مزايا و
حقوق يکسال گذشته, دست به تظاهرات و بستن خيابان مقابل استانداری گيلان زدند.
اينها تنها چند نمونه از
اعتراضات کارگری در چند هفته اخير بوده است. کارگران ايران که به تجربه دريافته اند
که هيچ يک از جناح های هيئت حاکم درد آنها را دوا نمی کنند، خود مستقيماً وارد دفاع
از حقوق خود شده اند. آنها از سياست بازی های جناح های حکومتی و سياستهای غير عملی
اصلاح طلبان به تنگ آمده اند (ساير قشرهای تحت ستم جامعه مانند جوانان و زنان نيز
از اين وضعيت رنج برده و به ايجاد تشکل های مستقل خود مبادرت می کنند). امروز در آستانه انتخابات رياست جمهوری
کارگران وارد دوره نوينی از تعرضات و اعتصابات عليه نظام سرمايه داری شده اند.
کارگران ايران تنها به اتکا بر نيروی خود و
تشکل های مستقل خود قادر خواهند بود که تعرضات کنونی خود را هم آهنگ کرده و عليه کل
نظام سرمايه داری متمرکز کنند (و اتحادی با ساير قشرهای تحت ستم جامعه ايجاد کنند).
شعارهای محوری کنونی کارگران همانند
«تشکل مستقل ايجاد بايد گردد!»، «حقوق کارگران با در صد تورم تعيين بايد گردد!»،
واگذاری کارخانه ها با وام بانکی به کارگران! (رجوع شود به اطلاعيه های «کانون
مستقل کارگری») و همچنان کنترل کارگری بر توليد و توزيع! و باز کردن دفترهای دخل و خرج! از جمله
مطالباتی هستند که کارگران با طرح آنها به خود سازماندهی نوينی در مقابل رئيس جمهور
فرمايشی آتی (هيچ تفاوتی ندارد که کدام يک از 10 نفر انتخاب شوند), خواهند رسيد.
کارگران ايران در هفته های
اخير در عمل نشان داده اند که هيچ توهمی نسبت به هيچ يک از باندهای هيئت حاکم
نداشته و انتخابات رياست جمهوری برای آنها بی ارزش است. آنان مانند هم قطارانشان
در کارخانه بافناز اصفهان به صدای
بلند اعلام می دارند: «درگيری جناحی کاری به ما ندارد»!