تحريم
انتخابات: چرا؟ چگونه؟
با نزدیک شدن
زمان برگزاری انتخابات هفتم مجلس شورای
اسلامی آنچه بیش از پیش در اذهان عمومی
طرح می گردد این است که: چگونه می توان
برموانع بر سر راه گذار به يک «نظام دمکراتيک»
در ایران غلبه کرد؟
آیا با شرکت در انتخابات، امکان حل مسالمت
آمیز مسئله دمکراسی در چارچوب نظام حقوقی
– سیاسی سرمايه داری موجود وجود دارد؟ اگر
چنين است، چرا “اصلاح طلبان“ حکومتی علیرغم
حمایت بخش گسترده از مردم و بدست گرفتن
قوای مجریه و مقننه در چند سال پيش نتوانستند
حداقل تغییرات را عملی سازند؟
پاسخ به اين سؤالات روشن است. شرکت در انتخابات
که از اساس غير دمکراتيک پی ريزی شده است،
بهيچوجه جايز نيست. شرکت در انتخابات هايی
که همواره تنها دو جناح از يک حکومت ديکتاتوری
در مقابل يکديگر قرار می گيرند؛ در انتخابات
هايی که حتی از شرکت برخی از «خودی» ها
نظير ملی- مذهبي ها جلوگيری به عمل می آيد؛
در انتخابا ت هايی که تمام گرايش های نظری
غير مذهبی مانند کمونيست ها، سوسياليست
ها ، سوسيال دمکرات ها و غيره حذف می گردند؛
غيراصولی است. گرچه در انتخابات پيشين رياست
جمهوری خاتمی، شرکت وسيع مردم در جهت انتخاب
بين «بد» و «بدتر» بود. اما؛ اکنون با تجربه
بی عملی “اصلاح طلبان“ در پيشبرد حتی سياست
های نيم بند خود؛ مردم می توانند به يک
بديل «خوب» دسترسی پيدا کنند.
کارنامه عملکرد خود را ارائه دهيد!
برخی از “اصلاح
طلبان“(حزب مشارکت) کماکان تصميم گرفته
است که در انتخابات شرکت کرده و همانند
پيش خود را در مجلس به اسير بی اراده دست
حزب الله مبدل کند. برخی ديگر از “اصلاح
طلبان“«آينده نگر» و «معقول» (توده ای ها،
اکثريتی ها، سوسيال دمکرات ها، ليبرال ها
و ملی- مذهبيون و غيره)، انتخابات را تحريم
کرده و در مقابل، خواهان «رفراندوم» شده
اند. و برخی ديگر از گرايش های فرقه گرای
چپ تنها شعار «تحريم» را می دهند. موضع
سوسياليست های انقلابی با اين روش ها مغايرت
دارد.
گرچه تحريم انتخابات در وضعيت کنونی امری
است اصولی، اما؛ تنها «تحريم» انتخابات
«به خودی خود» بديل «خوب» نيست. امتناع
از شرکت در انتخابات نبايد به مفهوم بی
برنامگی و بی عملی قلمداد شود. مردم ايران
در دوران حساسی قرار گرفته و از طريق دخالتگری
در سياست می توانند سرنوشت خود را رقم زنند.
همانطور که طرح شعار «تحريم» بدون سازماندهی
امر دخالتگری حول يک سلسله مطالبات مشخص،
بی تأثير است؛ طرح شعار «رفراندوم» در وضعيت
کنونی گامی به پيش بر نمی دارد. در مورد
طرح شعار رفراندوم در ايران در دهه اخير،
چند نکته قابل ذکر است:
اول، بايد توضيح
داده شود که چه تفاوتی بين انتخابات رياست
جمهوری دوره اول و دوم، انتخابات شوراهای
شهر و روستا و انتخابات اخير مجلس ششم و
پيشنهاد «رفراندم» برای دوره هفتم وجود
دارد؟ آيا دو انتخابات رياست جمهوری و شرکت
وسيع توده های ميليونی در آن، يک «رفراندوم»
عليه «ولايت فقيه» نبود؟ آيا مردم آگاه
ايران از طريق رأی دادن به خاتمی ی ناشناخته،
يک پاسخ «نه» به جمهوری اسلامی ندادند؟
آيا در انتخابات مجلس ششم ميليون ها نفر
از مردم ايران با آرای خود در مقابل خامنه
ای و باند حزب الله نياستادند؟
واضح است که در
انتخابات دوران پيش بخش تعيين کننده ی مردم
ايران با درايت و آگاهی، در چند «رفراندوم»
شرکت کرده و آرای منفی خود را به ولايت
فقيه دادند. اينکه نام اين انتخابات «رفراندوم»
نبود، تغييری در اصل مسئله نمی دهد. حداقل
از ديدگاه بخش قابل ملاحظه ای از مردم آگاه
ايران همه اين انتخابات در واقع رفراندوم
هايی عليه ولايت فقيه بوده اند.
دوم، آيا پس از
اين تجربه چند ساله، زمان «رفراندوم» ها
سپری نشده است؟ محققاً در اذهان آن بخش
آگاه از مردم ايران، چنين است. اگر تاکنون
توهمی نسبت به اصلاحات از طريق رفراندوم
و انتخابات وجود داشت، با تهديد خامنه ای
نسبت به نمايندگان مجلس ششم، نشان داده
شد که آرای ميليونی مردم و کل نمايندگان
«اصلاح گرا» در مجلس ششم، اهميتی برای هيئت
حاکم ندارند. مردم ايران و به ويژه پيشروان
جامعه، در عمل دريافته اند که مرحله رفراندوم،
تأثيری نداشته و بايد وارد شکل ديگری از
مقاومت شوند. طرح اين شعار شايد حدود 8
سال پيش، قابل تأمل بود، اما امروزه آن
يک شعار بی ارتباط با وضعيت ايران است.
سوم، چنانچه رفراندومی
نيز شکل گيرد هيچ ضمانت اجرايی برای تصميمات
آن وجود ندارد. زيرا از نقطه نظر باند خامنه
ای،«ولايت فقيه» به آرای عمومی و نظر اکثريت
ارتباطی ندارد. همانطور که نشان داده شد
آنها به آراء مردم در انتخابات رياست جمهوری
و مجلس ششم، اهميتی نشان ندادند. اگر قرار
باشد که خامنه ای (به حکم ولايت فقيه) از
بالا و حزب الله و لباس شخصی ها (با سرکوب
و ارعاب) از پائين، تمام خواست های مردم
ايران را ملغی اعلام کنند، چه تضميمی وجود
دارد که اين بار به آرای مردم در يک رفراندوم
تن دهند و آنرا اجرا کنند؟
در مقابل “اصلاح
طلبان“ که از کارگران می خواهند که يا در
انتخابات رياست جمهوری شرکت فعال داشته
باشند تا سرنوشت خود را بدين ترتيب رقم
زنند؛ و يا به رفراندوم رای دهند، پاسخ
اينست که «کارنامه چند سال عملکرد خود را
ارائه دهيد! » چگونه کارگران و زحمتکشان،
زنان و جوانان ايران که در انتخابات پيش
به خاتمی و “اصلاح طلبان“ رأی دادند؛ می
توانند مجدداً در انتخابات مجلس شرکت داشته
باشند؛ اگر قرار باشد که کارنامه عملکرد
چند ساله خاتمی و نمايندگان مجلس به صورت
علنی در رسانه های عمومی ارائه داده نشود؟
مردم ايران، پيش از رأی دادن، بايد در مورد
تمام اقدامات سياسی و اقتصادی رژيم مطلع
باشند.
مردم ايران ديگر
نمی توانند با شرکت در انتخابات، مجوز سرکوب
خود را به انصار حزب الله بدهند! چه اقدامات
مشخصی “اصلاح طلبان“ برای جلوگيری از قتل
و عام ها و دستگيری ها و سرکوب انجام داده
اند؟ چه اقدامی در مورد حضور لباس شخصی
ها در دانشگاهها انجام پذيرفته است؟ هيچ!
نه تنها اقدامات اقتصادی و سياسی وعده داده
شده اجرا نشده بلکه خسارتهای وارده بر آزادهای
سياسی مردم به مراتب بيشتر از دوره پيش
بوده است. در واقع کارنامه چند سال عملکرد
دولت خاتمی و نمايندگان اصلاح طلب منفی
بوده است.
دفترهای
دخل و خرج باز بايد گردد!
بانک مرکزی و دولت هموار اعلام کرده است
که وضعيت اقتصادی وخيم بوده و درآمد حاصله
از فروش نفت کفاف بهبود اوضاع اقتصادی را
نمی دهد. “اصلاح طلبان“ استدلال می کنند
که تنها با روش «آرامش فعال» و شرکت در
انتخابات مجلس و انتخاب افراد صالح (نظير
خاتمی!) می توان به بهبود اقتصادی دست يافت.
شرکت فعال در انتخابات و مبارزه برای اصلاحات
زمانی چهره واقعی به خود می گيرد، که کارگران
ايران در مورد کليه مسايل اقتصادی آگاه
باشند. پاسخ سوسياليست های انقلابی به سردمداران
رژيم اينست که «دفترهای دخل و خرج را باز
کنيد!» تا تمام مردم ايران مشاهده کنند
که درآمد و خرجهای رژيم درسال های پيش (دوره
رياست جمهوری خاتمی) چه بوده است.
سالهاست که بنيادهای
به اصطلاح مستضعفين، 15 خرداد، علوی و غيره
اقدام به جمع آوری کمک مالی از مردم کرده
اند. يکی از مطالبات کارگران در دوره انتخاباتی،
می تواند تشکيل يک کميسيون کارگری برای
رسيدگی به دخل و خرج اين بنيادها باشد.
اگر رژيم ادعا دارد که پولهای جمع آوری
شده توسط بنيادهای مذکور در راستای کمک
رسانی به کارگران و زحمتکشان (مستضعفين)
بوده است، چه باکی از علنی کردن حساب و
کتابهای آن بنيادها بايد داشته باشد؟
تشکلات
مستقل کارگری ايجاد بايد گردد!
کارگران برای شرکت در انتخابات نياز به
تشکل های مستقل خود دارند. کارگران بايد
از طريق تشکيل تجمع و جلسات به کارنامه
نمايندگان مجلس در دوره پيش رسيدگی کرده
و مطالبات و سياستهای آتی خود را به صورت
جمعی اتخاذ کرده و بر اساس آن در انتخابات
شرکت کنند. اگر رژيم به ايجاد تشکل های
مستقل کارگران تن ندهد، انتخابات بی ارتباط
به مسايل آنها قلمداد می شود. کارگران ايران
بايد از حق اعتصاب، تجمع، مطبوعات و بيان
برخوردار باشند. بدون ايجاد تشکلات مستقل
کارگری هيچ يک از اين مطالبات قابل تحقق
نخواهند بود. رعايت حقوق اوليه دمکراتيک
کارگران تنها راه ضمانت اجرای سياستهای
آنهاست. طی سال های پيش سردمداران رژيم
در عمل نشان دادند که حافظ منافع کارگران
نبوده و قابليت ادای قول و قرارهای خود
را از دست داده اند. شرکت در انتخابات بدون
داشتن تشکلات مستقل کارگری، کارگران را
مجدداً به اسرای سرمايه داران مبدل خواهد
کرد. دوباره دستمزدهای آنها پرداخت نخواهد
شد و اخراج ها و سياست ها و قوانين ضد کارگری
اعمال خواهد شد.
کارگران در پهنای
چند سال گذشته به ماهيت واقعی “اصلاح طلبان“
پی برده اند. اخراج های بی رويه، عدم پرداخت
دستمزدهای عقب افتاده، ارعاب و دستگيری
معترضان و تحميل قوانين قرون وسطايی «کار»
و معرفی نهادهای دولتی تحت عنوان «خانه
کارگر» به کارگران؛ همه از «دستآوردهای»
رياست جمهوری و مجلس بوده اند.
اکنون در مقابل
کارگران دو راه بيشتر نمانده است. يا تمکين
به کل نظام سرمايه داری و سپردن سرنوشت
خود به دست “اصلاح طلبان“ و تداوم وضعيت
موجود (يا بدتر)؛ يا مبارزه برای کسب استقلال
از کل دولت سرمايه داری و بدست گرفتن سرنوشت
خويش به اتکا به نيروی خود. تصميم آن بر
عهده خود کارگران است. عدم شرکت و يا شرکت
در انتخابات نيز بر عهده خود آنهاست. اما
در صورت تحريم انتخابات کارگران و زحمتکشان
می توانند حول مطالبات ياد شده، در راستای
بهتر کردن موقعيت اجتماعی خود گام بردارند.
اتحاديه سوسياليست
های انقلابی ايران
25 آذر 1382
http://www.kargar.org