قبول مسئوليت به تعويق افتاده
در پی حمله اخير آدمکشان رژيم به کردستان
ايران و کشتار مردم محروم و ستمديده آن خطه از کشور، بحث های زيادی
پيرامون چگونگی مبارزه به ميان آمده است. صرف نظر از مقاومت ها و مبارزات
خود به خودی مردم، در حقيقت هيچ جريانی در آن منطقه اقدام به دعوت
توده ای در مبارزات سيستماتيک و با برنامه انقلابی نکرده است.
اختلافات گروهی در راه کسب منافع گروهی و کيش شخصيت رهبران جريانات
موجود در کردستان بيش از منافع طبقاتی و ماليدن پوزه رژيم به خاک اهميت
داشته است.
متأسفانه اين راه تنها باعث سرد شدن آتش مبارزات
توده مردم زحمتکش کردستان شده و در نهايت برگ برنده ای برای دشمن
خواهد شد. کمبود رهبری انقلابی در مبارزات توده ای اخير و
بلاجواب گذاشتن حملات وحشيانه رژيم به کردستان، رژيم را به قدری پُررو کرد
که بلافاصله به دستگيری برهان ديوانگر پرداخت. اين در حالی است که عده
زيادی در جريان حمله رژيم به کردستان در آن منطقه کشته و مجروح و دستگير شده
اند. کسانی مانند رويا طلوعی، بهاء الدين شجاعی، سعدی
خادمی، لقمان مهری، پيمان مهری، جعفر شريفی، حسين زينتی،
محمد صالح نصری، محی الدين آزادی، فريدون فرج پور، عطا محمدزاده،
شهرام انصاری، کيوان قهرمانی، رضا عزيزی و... هنوز در زندان
بسر می برند.
در مقابل اين کشتار و دستگيری ها که بر جهان
طنين انداخت، هيچ جريانی تا کنون دست به اقدامی موثر و با برنامه نزده
است. دادن خبر اين که شيردلانی همچون نامبردگان بالا را رژيم دستگير کرده، در مبارزات امروز کافی نيست. نامه
سرگشاده همسر بحران ديوانگر که نامه ای موثر است، به تنهايی
کافی نيست. اکنون زمان آن رسيده که اقداماتی برنده، راديکال و کارساز
ديگری در پی اين قبيل اقدامات صورت بگيرد که همواره تا رسيدن به هدف
نهايی پی گير بوده و ساکت ننشيند.
همه زحمتکشان و ستمديدگان ايران به خوبی
می دانند که حمله به کردستان، سرآغاز حمله به ساير زحمتکشان ايران است. حمله
و کشتار مردم زحمتکش و مبارز کرد ايران را که بدون سازماندهی و پشتوانه
ای از جانب مدافعان طبقه کارگر، با قدرت تمام در برابر رژيم مقاومت کردند،
ما حمله و کشتار به خود و يا هر اقليت ملی ديگری در ايران می
دانيم.
در راستای مبارزات مردم کرد در برابر سرکوب
و کشتار اخيررژيم، زنان کرد همپای مردان آن خطه (و حتی در
مواردی بيش از مردان) در اين مبارزه فعال بوده اند و همانند مردان در اين
حمله آسيب ديده و دستگير شده اند، ما تشکيل "کميته دفاع زنان" را بر
پايه دفاع از کليه دستگير شدگان حمله به کردستان و بر پايه دفاع از همسر و خانواده
های تمام دستگير شدگان، مانند همسر ديوانگر پيشنهاد می دهيم. کار اين
کميته همراه با کمک کمپينی برای کسب پشتيبانی داخلی و بين
المللی آغاز شده و تا رسيدن به هدف نهايی به فعاليت پی گير
ادامه خواهد داد.
اگر چه اين کميته متشکل از زنان مبارز و
انقلابی ای است که در اين مقطع فعاليت سازماندهی شده را وظيفه
خود می دانند، اما اين کميته به هيچ وجه اهداف فمينيستی نداشته و با
آغوش باز پذيرای مردان مبارزی است که می خواهند به اهداف اين
کميته کمک کرده و يا از آن حمايت کنند؛ از جمله محمود صالحی در سخنان اخيرش درک اقدام به ساختن تشکل های مستقل
کارگری (مانند تشکل های مستقل زنان، دانشجويان، بيکاران...) که قدم
اولی در جهت ايجاد همبستگی کارگری است، يکی از
اساسی ترين اقدامات امروز برای طبقه کارگر ايران بشمار می رود.
وجود اين گونه تشکلات مستقل در رابطه با هر قشر مبارزی در جامعه، ارتباط
سيستماتيک و سازنده را ما بين تشکلات مستقل هر قشر فراهم ساخته و در نتيجه
"کميته زنان" نيز موفق به ارتباط مستقيم با اين تشکلات خواهد شد.
"کميته زنان" کردستان همزمان می
تواند به شکل گيری تشکلات مستقل زنان در ساير نقاط ايران دامن زده و فعاليت
زنان را حتی المقدور متشکل و سراسری سازد. از جمله وظايف "کميته
زنان" کرد، کمپين دفاع از دستگيرشدگان اخير در جهت آزادی آنها و
جلوگيری از اعدام آنها، شناسايی اوباش و عناصر فعال رژيم که در اين
حمله دست داشته و دستگيری آنها برای محاکمه و يا محاکمه غيابی
آنها، سازماندهی های محلی برای توده ای برای
آماده کردن مردم در صورت حمله مجدد رژيم و بالاخره، تبليغات داخلی و بين
المللی و کسب حمايت از جريانات بين المللی می تواند باشد.
زنان مبارز کرد و ساير مناطق ايران که در
رودررويی با رژيم هميشه پيشتاز هستند، اکنون نياز به يک سازماندهی و
پياده کردن سيستماتيک اهداف انقلابی خود دارند.
سارا قاضی
4 سپتامبر 2005