کشتار بردگان مزدی در نظام سرمایه داری

جمیل محمدی

 

در نظام سرمایه داری اصل و مبنا ، انباشت سرمایه و کسب سود برای یک اقلیت است . امنیت جانی و معیشت کارگر  و رفاه و آسایش او نزد صاحبان سرمایه جایگاهی ندارد. این که صاحبان سرمایه تلاش می نمایند با کم ترین هزینه، تولید اجتماعی را سازمان دهند و تلاش جدی برای تامین امنیت جسم  و جان کارگران صورت نمی دهند، ناشی از نگاه ابزاری و ضد انسانی سرمایه به کارگر بعنوان نیروی تولید است. طبق گزارش تکان دهنده ی سازمان بهداشت جهانی که اخیرا انتشار یافته، سالانه یک صد و بیست میلیون حادثه ی شغلی در جهان اتفاق می افتد که در نتیجه ی آن سه میلیون و پانصد هزار نفر از کارگران جان خود را از دست میدهند. (یعنی روزانه حدود نه هزار و شش صد نفر)هم چنین تا یک صد و پنجاه و هفت میلیون نفر از کارگران جهان به بیماری های شغلی دچار می شوند. از سوی دیگر در کنفرانس حفاظت و ایمنی کار در آوریل 2006 با ارائه ی آماری متفاوت با منبع فوق الذکر، اعلام شد که روزانه 6000 نفر از کارگران بر اثر حوادث شغلی یا بیماری های ناشی از کار، جان خود را از دست می دهند. شمار این حوادث در کشورهای به اصطلاح در حال توسعه نسبت به کشورهای صنعتی بسیار بیشتر است. در چین، سال 2001 تعداد حوادث کاری که منجر به غیبت کارگران از محل کارشان شده به شصت و نه میلیون نفر و شمار حوادثی که منجر به مرگ کارگران شده به هفتاد و سه هزار مورد و در برزیل و مکزیک شمار حوادث مرگبار به سی و نه هزار نفر رسیده است.

 به راستی کدام جنگ چنین تلفات انسانی بزرگی دارد؟ می بینیم برای مخالفت با جنگ ها، میلیون ها نفر به خیابان می ریزند و از همه جا صدای انتقاد و مخالفت بلند می شود اما گویی کسی متوجه  جنگی که موجب مرگ روزانه شش هزار نفر انسان می شود، نیست، حتی خود کارگران.

در ایران هیچ منبعی وجود ندارد که آمار واقعی حوادث ناشی از ناامنی محیط کار را بازگو نماید و آمارهای متناقضی ارائه می شود. تنها 5 درصد از کارگران که در صنایع بزرگ کار می کنند مورد معاینه ی ادواری قرار می گیرند. اما با توجه به منابعی چون سازمان تامین اجتماعی و یا پزشکی قانونی می توان به بطور تخمینی به عمق فجایع ناشی از ناامنی محیط های کارگری در ایران پی برد.  بنابر گزارش سازمان تامین اجتماعی، سالانه شمار حوادث ناشی از ناامنی کار رو به افزایش بوده و از شانزده هزار و سی صد و هشتاد و سه مورد در سال 82، به بیست و پنج هزار مورد در سال 85 رسیده است. ( روزنامه همشهری 4/11/85)

بر اساس همین گزارش در سال 84 بیست هزار نفر در اثر حادثه ی ناشی از کار مصدوم شده و یک صد نفر نیز جان باخته اند. از میزان بیست هزار مصدومین کارگر، حدود هیجده هزار سلامت خود را باز یافته اند اما از سرنوشت دو هزار کارگر دیگر اطلاعی در دست نیست. و ضمنا موید این مسئله است که آن ها دچار آسیب دیدگی دائم یا نقص عضو شده و قادر به ادامه ی کار نشده اند.  البته لازمست یادآور شویم که این آمار تنها مربوط به بیمه شدگان تامین اجتماعی است و با راه گریزهایی که قوانین موجود دست کارفرمایان را در بیمه کردن یا نکردن کارگران باز گذاشته و نیز تنوع وضعیت استخدامی در ایران، بسیاری از کارگران مشمول بیمه ی تامین اجتماعی نمی شوند و در صورت بروز حوادث ناشی از ناامن بودن محیط کار طبعا نمی توانند به تامین اجتماعی مراجعه کرده و در نتیجه شمار حوادث شغلی بسیار بیشتر از آن می باشد که تامین اجتماعی اعلام می کند. 

به عنوان مثال می توان به آماری که توسط سازمان پزشکی قانونی ارائه شده مراجعه کرد  (که البته باز هم نمی توان گفت گویای کل واقعیت است). سازمان پزشکی قانونی اعلام نموده که در سال 83 ششصد و نود و هفت نفر و در سال 84 هشتصد نفر در اثر حوادث و بیماری های ناشی از کار جان باخته اند. اما در آخرین اظهار نظر که توسط مدیر کل بازرسی وزارت کار که اخیرا در کرمان بیان داشته طی یکسال گذشته هزار و یکصد نفر از کارگران ایران بعلت حوادث ناشی از ناایمن بودن محیط کار جان خود را از دست داده اند. سازمان تامین اجتماعی علت بروز 53 درصد از حوادث شغلی را بی احتیاطی کارگر می داند. در شرایطی که کارگران در ایران امنیت شغلی ندارند و برای حفظ شغل خود و راضی نگهداشتن کارفرما دائما دچار استرس هستند فشار کار  و ترس از زیان دیدن کارفرما یا انجام کار برخلاف خواست کارفرما، آن ها را وادار می کند که تنها به فکر حفظ موقعیت کاری خود بوده و خود و امنیت جسم و روان شان را فراموش کنند. از طرف دیگر مجهز نبودن کارگاه ها به وسایل ایمنی و حتی ابزار مناسب تولید، و نبود آموزش در زمینه ی ایمنی کار و هم چنین فشار کارفرما برای انجام کار در کوتاه ترین زمان ممکن باعث می شود که حوادث کاری رشد فزاینده ای داشته باشد. با هر سانحه ی شغلی که اتفاق می افتد، نه تنها جان کارگران بلکه هستی و معیشت آن ها و خانواده هایشان مورد تهدید قرار می گیرد. چون بعد از نقص عضو یا آسیب دیدگی، کارگران کار خود را از دست می دهند و بلا تکلیف در جامعه رها می شوند. اما صاحبان سرمایه تنها به فکر جیب خود هستند و اگر در بعضی مراکز کاری سیستم آموزشی و ایمنی نه چندان کارآمدی را برقرار نموده باشند، بیشتر از ناحیه دلسوزی برای سرمایه و کسب سود بیشتر است و نه دغدغه ی حفاظت از امنیت انسان ها. رئیس مرکز تحقیقات و مطالعات وزارت کار و امور اجتماعی می گوید: آموزش و ایمنی و بهداشت کار طی 10 سال گذشته بیش از 500 میلیارد تومان صرفه جویی به دنبال داشته و چنان چه هزینه های درمان، دیه و فوت، زمان استراحت وکاهش بازده تولید را حساب بکنیم بطور متوسط هر سانحه ی کار ده میلیون تومان هزینه بر کشور تحمیل می کند.  تا بحثی از سوانح ناشی از کار می شود فورا دادشان در می آید که مقصر اصلی خود کارگران هستند و حادثه، بعلت بی احتیاطی کارگر روی می دهد.

کمیته ی مشترک سازمان بین المللی کار و سازمان بهداشت جهانی در تعریف از بهداشت حرفه ای و هدف از آن را این طور بیان کرده اند "بهداشت حرفه ای عبارتست از: علم و هنر تامین بالاترین حد سلامتی برای کارگران، تطببیق کار با مقتضیات روحی و جسمی کارگران، حفظ سرمایه از طریق ایجاد محیط کار سالم، انتخاب کارگر مناسب برای هر کار و پیش گیری از حوادث و بیماری ها و توجه به مسائل کارگران و افراد وابسته به آنان تا هر کارگر بتواند با برخورداری از حداکثر سلامتی و رفاه، فردی موثر برای اجتماع باشد." این تعریف با توجه به آن که حفظ سلامت کارگر و سرمایه را هم سنگ فرض نموده و بخشی ازهدف بهداشت حرفه ای را حفظ سرمایه فرض نموده وبه کارگر نگاهی ابزارگونه دارد اما حاوی استانداردهایی است که ما در ایران ردی از آنها نمی بینیم. می توان تفاوت فاحش این تعاریف و اهداف را با واقعیت های موجود در محیط های کارگری ما و آمار ذکر شده مقایسه نمود.  تنها زمانی که خود کارگران مدیریت محیط کار و جامعه ای که در آن زندگی می کنند را بدست بگیرند، می توان از بروز فجایع روزمره ای در این مقیاس جلوگیری کرد. برای هر چه نزدیک تر شدن به این هدف  و سایر اهداف انسانی، بایستی کارگران، خود را سازمان بدهند و خواسته ها و نیازهای برحق شان را یک صدا و نیرومند بیان کرده و به کرسی بنشانند. 20/12/1385