نقدی بر چپ سُنتی

 

آیا در صورت ترس از گام برداشتن  بسوی سوسیالیسم  می توان  به پیش رفت؟

 

بطور كلی در جرائد چپ های سُنتی ما متاًسفانه اندیشه های اپورتونیستی متداول بچشم می خورد و معمولاً اعتراضات پیش پا افتاده در جرائد آنها از مطالب معمولیست، منتها با شكل های مختلف و دفاع ارتجاعی از سرمایه داری عقب مانده.

چپ های سنتی می گویند كه ما و جامعه ما هنوز برای سوسیالیسم نضج نیافته ایم و معمول می دارند سوسیالیسم هنوز زود است، انقلاب ما انقلاب بورژوآ دموكراتیك است و اعلام می كنند تشكل مستقل كارگری فقط اعلام نیت خیر است و بجائی نمی رسد، لذا بقول آنها باید چاكر بورژوازی بود.

اگر پایه های تئوریك عقاید چپ های سنتی و اپورتونیست را مورد بررسی قرار دهیم، امپریالیسم به چه معنا است ؟

- انحصار سرمایه داری به چه معناست ؟

- دولت به چه معنا ا ست ؟

- و دموكراسی انقلابی یعنی چه ؟

زیرا اگر كسی اینها را بفهمد ممكن نیست به این موضوع معترف نشود كه بدون گام برداشتن بسوی سوسیالیسم نمی توان به پیش رفت. از امپریالیسم همه می نویسند و سخن می رانند ولی امپریالیسم چیزی نیست جز سرمایه داری انحصاری. گواه بارز اینكه، در اكثر كشورها نیز سرمایه داری جنبه انحصاری بخود گرفته است. وجود بنگاه ها و شركت ها بطور یقین بما نشان می دهد كه سرمایه داری انحصاری در جریان رشد خود به مرحله سرمایه داری انحصاری دولتی رسیده است.

- و اما دولت چیست؟

- دولت سازمان طبقه حاكم است؟

ـ مثلاً در آلمان دولت، سازمان طبقه یونكرها و سرمایه داران بود. بدین جهت آنچه را كه پلخانف های آلمان  (لنج، سیدمان) «سوسیالیسم نظامی» می نامند در حقیقت همان سرمایه داری انحصاری دولتی یا بعبارت ساده تر و روشن تر اعمال شاقه نظامی برای كارگران و حمایت نظامی از سود های سرمایه داران بوده است، که برای آزمایش می آمدند و بجای دولت یونكرها و سرمایه داران یعنی بجای دولت ملاكین و سرمایه داران دولت دموكراتیك یا بعبارت دیگر دولتی را قرار می دادند كه هر گونه امتیازی را بشیوه انقلابی  براندازد و از اجرای انقلابی كاملترین دموكراتیسم نهراسد.

ما خواهیم دید كه سرمایه داری انحصاری دولتی در صورت وجود یك دولت واقعاً انقلابی دموكراتیك بطور حتمی و ناگزیر نه فقط یك گام و حتیٰ گامهائیست كه بسوی سوسیالیسم برداشته خواهد شد!. زیرا اگر بزرگترین بنگاه سرمایه داری ـ انحصاری شود معنایش آنست كه به تمام مردم خدمت می كند. اگر این بنگاه انحصاری دولتی شد، آنگاه معنایش آن است كه دولت یعنی در صورت وجود دموكراتیسم «انقلابی» سازمان مسلح اهالی و در نوبه اول كارگران و دهقانان و توده های محروم جامعه، تمام بنگاه ها را اداره می كنندـ ولی بنفع چه كسانی ؟

بنفع ملاكین و سرمایه داران كه در این صورت ما با دولت ارتجاعی و بوروكراتیك و جمهوری امپریالیستی روبرو هستیم نه با دولت انقلابی ـ دمكراتیك و یا بنفع دموكراسی انقلابی كه در این صورت این «همان گام بسوی سوسیالیسم» است. زیرا سوسیالیسم چیزی نیست جز گام بلاواسطه ایكه از انحصار سرمایه داری دولتی به پیش برداشته می شود یا بعبارت دیگر:

سوسیالیسم چیزی نیست جز انحصار سرمایه داری دولتی كه «بخدمت خلق گذارده شود» و از این لحاظ دیگر جنبه ی انحصار سرمایه داری خود را «از دست داده است».

اینجا حد وسطی وجود ندارد سیر ابژكتیف تكامل طوری است كه بدون گام بر داشتن بسوی سوسیالیسم «نمی توان» گامی از «انحصارها» (كه جنگ تعداد و نقش و اهمیت آنها را ده برابر نموده است)  فراتر نهاد. یا باید دمكرات انقلابی در كردار بود و در اینصورت از گام برداشتن بسوی سوسیالیسم نهراسید و یا باید از گام برداشتن بسوی سوسیالیسم هراسید و بشیوه پلخانف، دان، چرنف، براهینی و از این قبیل كه انقلاب ما انقلاب بورژوائی است و «معمول داشتن» سوسیالیسم ممكن نیست و غیره و غیره این عمل را تقبیح كرد. و در اینصورت ناگزیر بجانب كرنسكی و امثالهم در غلطید. یعنی شجاعت و از جان گذشتگی انقلابی دموكراتیك كارگران و توده های دهقانان را بشیوه «ارتجاعی بوروكراتیك» سركوب نمود. حد وسطی وجود ندارد. و همین است كه تضاد اساسی انقلاب را تشكیل می دهد.

در تاریخ بطور اعمم و در زمان جنگ بطور اخص نمی توان در یك جا متوقف ماند. یا باید به پیش رفت و یا به قهقرا و كهنه پرستی در غلطید. یعنی كشوری كه جمهوری و دموكراتیسم را می خواهد از راه انقلاب بدست آورد. بدون «گام بر داشتن» بسوی سوسیالیسم و بدون انجام «اقداماتی» برای رسیدن بسوی سوسیالیسم «نمی توان» به پیش رفت. اقداماتی كه بسطح تكامل تكنیك و فرهنك مترقی وابسته است و این سطح تكامل انجام آنها را ایجاب می كند: زیرا اقتصاد بزرگ ماشینی را در زراعت دهقانان نمی توان ابتدا بساكنان معمول داشت همانگونه كه نمی توان آنرا از تولید محذوف كرد.

ترس از پیشروی معنایش به قهقرا رفتن است و این همان چیزیست كه چپ های سنتی در دوران مبارزه خود بدان مشغول بوده و خواهند بود. دیالكتیك تاریخ  چنان است كه جنگ با تسریع فوق العاده جریان تبدیل سرمایه داری انحصاری به سرمایه داری دولتی در «عین حال» بشر را فوق العاده به سوسیالیسم  نزدیك ساخته است.

جنگ امپریالیستی آستان انقلاب سوسیالیستی است و سوسیالیسم، فدراسیون سوسیالیستی را می طلبد و این بدان سبب نیست كه جنگ با مصائب خود موجب قیام پرولتاریایی می شود ـ هیچ قیامی چنانچه موجبات اقتصادیش فراهم نشده باشد، سوسیالیسم بوجود نخواهد آورد. بلكه به آن سبب است كه سرمایه داری انحصاری دولتی كاملترین تدارك مادی سوسیالیسم است و این ، پله ای از نردبان تاریخ است و بین آن پله، و پله ای كه سوسیالیسم نامیده میشود «هیچ پله وسطی» وجود ندارد .

چپ های سُنتی ما به سوسیالیسم با شیوه اصول پرستانه و از نظرگاه آئینی می نگرند كه طوطی وار آن را از بركرده، و از سوسیالیسم بد فهمیده اند. برای سوسیالیسم مرحله بندی می كنند و به تصور آنها سوسیالیسم یك آینده دور، نا معلوم و تاریك است. حال سوسیالیسم اكنون از تمام كارگاه ها و مزارع و مدارس و بطور كلی از تمام پنجره های سرمایه داری معاصر بما می نگرد، سوسیالیسم اكنون مستقیماً و «عملاً» در هر اقدام بزرگی كه حاكی از برداشت گامی بر اساس این سرمایه داری نوین باشد تجلی می كند و درك این مطلب برای چپ های سُنتی بسیار حائز اهمیت است .

سوسیالیسم؛ فدراسیون انقلابی سوسیالیستها و كار موظف همگانی را می طلبد. این گامی است كه براساس سرمایه داری انحصاری نوین بجلو برداشته شده است و گامی است كه بنابریك نقشه عمومی معین بسوی تنظیم زندگی اقتصادی تمام توده های محروم جامعه برداشته می شود. این گامی است بسوی صرفه جوئی كار در مردم و جلوگیری از اسراف بی معنائی كه سرمایه داری در آن می كند.

در بسیاری از كشور ها: مثلا آلمان یونكرها (ملاكین) و سرمایه داران كار موظف همگانی را معمول می داشتند كه در شرایط آنجا ناگزیر برای كارگران حكم اعمال شاقه نظامی را پیدا می كرد.

ولی اگر همین سازمان را در شرایط وجود یك دولت انقلابی ـ دمكراتیك در نظر بگیریم و درباره اهمیت آن بیاندیشیم، كار موظف همگانی كه شوراهای نمایندگان كارگران و دهقانان و توده های محروم جامعه معمولش كرده باشند و بتوسط آنها تنظیم و هدایت شده باشد «هنوز» سوسیالیسم نیست، ولی «دیگر» سرمایه داری هم نیست. این گام عظیمی است «بسوی» سوسیالیسم، گامی است چنانچه در شرایط حفظ دمكراسی كامل برداشته شود، دیگر بدون اعمال فشار بی سابقه بر توده های محروم جامعه نمی توان به قهقرا یعنی بسوی سرمایه داری باز گشت.

 

شه هاب گوڵا ڵان

shahab_gollallan@yahoo.se