بنگریم چهار دیوار بی اختیار را

بنگریم اطراف دیوارهای

شكسته را

بنگریم داستان دیو و اژدها را

      . . .

آن طرف دیوار

كشیدن دست نوازش

بر سر عمو جانم

دائی جانم

تا لگام سكوت زنند

بر دهن یارانم

سد كنند

رزم جانانم

در این میان

اشك تمساح

بزبزان قندی

سبز كرد

چراغ اصطلاح توفیق

ای رفیق، ای رفیق

شكوفا شد

چهره برادرم

برادر سخنرانم

برادر سخنرانم

       . . .

این طرف دیوار

زدند مارك ترور

بر رزم یارانم

بستند عهد و پیمان

تا محكمتر كنند

پل استراتژیك دشمنانم

پل استراتژیك دشمنانم

        . . .

بنگرید حامیان را

زدند مهر تاًیید

بر مارك ترورم

تا وارونه جلوه دهند

در گوش خلایق

بار دگر

حقانیت یارانم

حقانیت یارانم

به جرم اینكه دفاع از خود می كردند

انسان بودند و بودم

می گفتم انسانم

انسان دوستی عریانم، عریانم

زدند حامیان، مهر تأیید

بر پیشانی بمبهای وحشی

خوش رقص جانیانم

      . . .

ای حامیان

من هم انسانم

حامی انسانهای با وجدانم

خواهان حامیان

بی غل وغش و عریانم

خواهان حامیان راستین جهانم

خواهان حامیان راستین جهانم

            . . .

ای حامیان

روا كی باشد

رسم حامیان

مهر تأیید زنند

بر آسمان وحشت

بر پیشانی

بمبهای خوشه ای جانیان

تا بغلتد زخون

پستانك شیر

كودكان

كودكان معصوم بی زبان

كودكان معصوم بی زبان

تا بشگفند

صاحبان  بازار جهان

شكوفا شود

بازار ظلم جانیان

بازار استثمارگران جهان

شهاب گولالان

 30.12.2004