اپورتونیستها
درجنبش ملی
شههاب
گوڵاڵان
فراخوان
اعتصاب
عمومی
حزب
كمونیست ایران ( كومه له )
چه سیاستی را پشت سر دارد ما دیدیم كه آقای
ابراهیم
علیزاده لیدر حزب
كمونیست ایران یكی از آتو های عمده خود را در
مبارزه بر ضد ماركسیستها،
این برهان را
ثابت
میكرد
كه
شناسائی حق تعیین
سرنوشت ملت
ستمدیده كُرد
مساویست با پشتیبانی از
بورژوازی لیبرال ملت ستمكش خودی، رجوع
شود به تبریك
آقای ابراهیم
علیزاده به آقای
جلال طالبانی
رئیس جمهور
موقت عراق!
(1) آقای
علیزاده گناه گرایش
ناسیونالیسم خود را در لفاف
سوسیالیست بگردن دیگران
میاندازد زیرا از ترس
ناسیونالیسم ملت ستمكش عملا (
شاید در حرف) بنفع
امپریالیزم و
ارتجاع
وابسته به آن در منطقه عمل
مینماید ، در شرایطی
كه
حركت
انقلابی مردم آگاه
كردستان بر علیه رژیم جنایتكار جمهوری
اسلامی از نقطه ای
در
كردستان شروع و
با سیر
صعودی
و قدرت
مردمی
سازمان یافته خود ، دور از
هرجریان سیاسی
تقریباً سراسر
كردستان را فرا میگرفت
و قدرت جمهوری اسلامی را در
كردستان به وحشت
انداخته بود ،
اعلام
اعتصاب عمومی ازطرف
حزب كمونیست
ایران چه
سیاست ومعنائی
رادربرداشت
این حزب بدون
پیشروان كارگر و
بجا مانده از سهند وقتی كه قدرت و
سازماندهی مردمی را می بیند
،
وحشت
زده
به
تكا پو میافتد و
برای
راه
حل
بحران
و سر
درگمی
داخلی خود،
فراخوان
اعتصاد عمومی را اعلام میكند كه مردم سا زمان یافته گام به گام دقیق و
درست و بموقع اما با برنامه ریزی خود مد نظر
داشتند كه آنرا كامل با چشم انداز قدرت مردمی ، نه بطور ناقص به اجرای
عمل درآورند
ولی حزب
كمونیست ایران با درك این موضوع تا بلكه
بتوانند از آب گل
آلود
ماهیها را شكار كند و از بن
بستی كه
دامنگیر
آنهاست خود را رها نماید چاره ای جز
فراخوان
اعتصاب عمومی را ندارد .آقای
ابراهیم علی
زاده طبق سنت دائمی خود و
حزبش ،
مبارزات بر حق مردم
رنجدیده
كردستان را فدای افكار
خرده
بورژوازی و
لحظات
شادی
خود و حزبش
مینماید و
با
هیاهو
و
غوغا
در
رسانه
های
خود
و در اطاق پالتاك برای كسب برداشت سیاسی حزب خود در میان بی
خبران
از
وقایع
كردستان برای
پشتبانی از
فراخوان
اعتصاب عمومی خود نه از حركت
انقلابی مردمی و
قدرت
مردمی
كردستان ،
جار و جنجال بر پا میكنند و
به
مخالفین فراخوان حزب در پالتا ك اجازه بحث و
سوال و
افشاء
این
سیاست
را
نخواهند داد ،
اگر
سوالی
در
این
مورد
مطرح
میشود
كاملا
طفره
میروند واز دادن به پاسخ مستقیم به پرسش های نامطبوع مرتب
فرار میکنند
عجبا از این مدعیان «
آزادی
بیان و
قلم و
دمكراسی » كه حتیٰ یكبار هم برای مثال نوشتههای عقاید مخالف
را در رسانه های خود درج نكرده
اند ازطرف دیگر
حزب
كمونیست
كارگری دو، سه روز قبل از اعلام
اعتصاب عمومی
،
تظاهرات و
اعتراضات مردم بستوه آمده سنندج را بر علیه رژیم
جنایتكار و خون آشام جمهوری
اسلامی با
اطلاعیه ای
بوسیله كمیته
كردستان خود
تظاهرات جوانان را محكوم و
ناسیونالیستی
قلمداد میزند و
بدین
شیوه
چراغ
سبز
را
برای
شئونیست
های
همرزم خود روشن مینماید
از
طرف
دیگر
با
اعلام
فراخوان آقای علی
زاده
این حزب
اولین
جریانی است كه مهر
پشتیبانی را بر فراخون
: فرصت طلبانه
میكوبند ، تا از غافله بر جا نمانند
، انگار
مردم
كردستان چند روز دیگر این رژیم
جنایتكار را در كردستان بیرون
خواهند كرد تا بلكه جا پائی برای خود
دوباره باز كند و
بتواند سیاست فرصت
طلبانه و
تفرقه
اندازی
را
بار
دیگر
در
كردستان
انقلابی
باجرای
عمل
در
آورد
چون
این
حزب
كاملا
آگاه
است
كه
دیگر
جائی
در كردستان
انقلابی ندارند و
نخواهد
داشت. هر چند حركت
انقلابی مردم در
كردستان بر علیه رژیم
جنایتكار كاملا بجاست و
وظیفه
هر
جریان
و انسان
شرافتمند و
انقلابیست با تمام وجود و عملا از آن
پشتیبانی كند و
نیروهای
انقلابی باید با تمام توان دور از
انحصار طلبی حزبی در
خدمت
مردم
زحمتكش و
ستمدیده باشند كاملا درست و بجاست ولی بدون اینكه دور نمائی و
چشم اندازی
برای
این
حركت
مردمی
داشته
باشد
و بی آنكه در میان مردم باشند و بدون دور
اندیشی
از
حركت
مردمی
، رهبری خود را بمردم تحمیل كردن كا ملا خطاست و
زیرا
حركت
توده
ای
را
كُند
و به ركود خواهد كشا ند.
چنانچه
نتیجه
این
فراخوان
برای با خبران
از وقایع
كردستان
کاملاً
نمایان گشت
باید
از
آقای
علیزاده چند سوال كرد
1- بر
اساس
چه
مبنیٰ
و
شناختی و
دور اندشی
اعتصاب
عمومی
را اعلام میكند
2-
بر اساس چه زمینه سازی از طرف حزب ایشان این
اعتصاب عمومی ، روال صعودی و
موفقیت آمیز
را طی خواهد كرد و
با
چه
چشم
اندازی بعد هر
پیروزی ،
پیروزی
دیگر
را
بدست
خواهد
آورد
و
چرا
این
حزب
بازآگاهانه اشتباه
های گذشته
اش را تكرار میكند
و از قدرت مردم سازمان
یافته
میكاهد تا با
عوامفریبی ،
پشتبانی
بیخبران از وقایع تلخ
كردستان را
بخود
و
حزبش
سوق
دهد ،
3-
آیا با
اعلام
فراخوان
اعتصاب عمومی حزب
كمونیست :
چه
اعضاء
و كادریهای
سالم عملاًهمگام
وهمقدم همراه توده ها در این شیوه از
مبارزات شركت خواهد جست تا حركت اعتراضی توده ها بیشتر و
حاكمیت
مرتجع
را
ضعیف تر نماید،
اعلام این
اعتصاب عمومی بدون در نظر گرفتن و
شناخت
و چشم انداز به این حركت انقلابی مردم از شرایط كنونی موجود و ندانم كاری و خشك مغزی این چنین حزبی و
رهبران آن ،
ادامه
اشتباهات بینش گذشته و
درجا
زدن
این
جنبش
انقلابی از
بطن توده های
آگاه و
افشاء
اپورتونیستهای را در جنبش ملی ثابت خواهد نمود ، كه بدون دور
اندیشی و
با
دید
محدود
و
سكتاریسم و خود محور بینی نتیجه این قدرت مردمی
بوسیله
فراخوان بیموقع و
سكتاریسم این حزب بر همه آشكار و
نمایان
گشت و
حركت انقلابی
مردمی
را
دستخوش لحظات شادی و
هیاهوی خود بدون
دست آوردهای
آینده و
پیروزی
بیشتر نمود.
و اما
بهترین شیوه رسیدگی بكار این قدرت مردم صحت و سقم براهین فوق الذكر و
نظایر
آن
بررسی
نظایر
گوناگون جامعه نسبت به این مسئله است .
برای یك نفر
سوسیالیسم این وارسی حتمی است ، باید
واقعیت عینی را مأخذ قرار داد و
باید
مناسبات متقابل طبقات در مورد این نكات را در نظر گرفت ما
سوسیالیستهای
انقلابی
کردستان در
عین حال که
گذشته را
تایید میکنیم
وبویژه که
گذشته است و
بوسیله
مطبوعات و
عملا تجربه حل
و فصل شده و
مسجل گردیده
است روی تکرار
مکرر آن مکٍث
نمیکردیم و
اگر تشخیص
میدادیم که اعتصاب
عمومی باید
اعلام شود
زمینه آنرا
قبل از اعلام
اعتصاب نه فقط
در کردستان
بلکه در سایر نقاط
آماده
میکردیم و بعد
از آن وظیفه
جدید اعلام
میکردیم و
توجه عموم را
به آن معطوف
می نمودند و
شعارهای جدید
میدادیم وبه تمام
انقلابیون
واقعی سرنگون
طلب پیشنهاد
میکردند که
بیدرنگ برای
اجرای آن با
همدیگر برای تقویت
بیشترحرکت
مردمی و تقویت
روحیه انقلابی
آنها و تضعیف
و نابودی
حکومت دست
بکارشویم چنانچه
تمام شرایط
عینی جامعه و
شرایط درونی رژیم
نشان میدهد که
رژیم رفتنی
است و حتا
قدرت سرکوب
حرکت سازمان
داده شده درست
را نخواهد داشت آ قای
علیزاده و
شركا
این
مطالب
را
درك
نكرده
و بدینطریق درست در همان ورطهء
متافیزیكی
، تجرید
،
نكات
عمومی
، كلی بافی و
غیره
میافتند كه
بیهوده سعی دارند
مخالفین خود را بدان متهم نمایند
و با درک
وتشخیص نا درست به
عمر رژیم
میافزایند.
مخالفین
آقای
علیزاده همچنین از احزاب و
گروه
های
دسته
راستی
كردستان و
گروهای وابسته
به آنها که در
انتظارهستند
آمریکا آنها
را به نوائی
برساند
با
فراخوان اعتصاب عمومی
مخالفت ورزیده
و طبق معمول برای اینكه از غافله بر جا
نمانند در خارج از كشور
مشتركاً كمیتهای
برای
اعتراض و
تظاهرات به
اعمال
جنایتكارانه رژیم در
كردستان تشكیل داده و
تظاهراتی را
بخصوص در
كشورهای
اروپائی انجام دادند تا جو سیاسی مبارزات مردم
كردستان را همچون رقیب
فراخوان بنفع خود هدایت كنند ،
نه
اینكه
عملا
در
میان
توده ها باشند و
دمی از
حق
تعیین
سرنوشت
این
ملت
محروم
بزنند
و یا قدرت مردمی را تقویت نمایند
که نمی خواستند
.
چنانچه
بر همه و
احزاب دست
راستی نمایان
و آشکار است
سیاست آمریکا
در منطقه صد در صد
تابع منافع
آمریکاست و در
آن حتا برای
احزاب دست
راستی شکی
نخواهد داشت ،
سوال از
احزاب
دسته راستی
اینجاست که باید
بیشتر روی آن
کاملا فکر
کنند ، اگر در
آینده جمهوری
اسلامی و
دشمنان حاکم
برکردستان بیشتر
منافع آمریکا
را تامین
کردنند که
شواهد نشان
خواهد داد که
خواهند کرد،
اهداف و
سرنوشت آنها
به کجا خواهد
رسید ؟ به
جرآت میتوان
گفت که دو راه
بیشتر وجود
نخواهند داشت
یا سیاست های
جمهوری
اسلامی به
آنها تحمیل
خواهد شد و یا
کمال میل
پاسیفیزم ( آش
به تال ) را
قبول خواهند
کرد که
تاکتیکها و
استراتژیک
جلادان حاکم
برکردستان
بطور یقین
درآن خلاصه
خواهد شد ، خط
وسطی وجود
نخواهد داشت
زیرا سیاست
گلوبالیزاسیون
جهانی در
منطقه چنین
جوی
بطور یقیین
ایجاد خواهد
کرد و این نیز
شامل احزاب چپ
در منطقه
خواهد گردید .
اگر چنین احزابی
از
راست
و چپ بقدرت مردمی معتقد بودند
میبایست عملا
در بین توده ها
مستقیماً قدرت
مردمی
را تقویت كنند ،
چنانچه بر همه آشكار
است
اكثر
این
احزاب
بدون
اینكه
از آمار دقیق جمعیت
کردستان خبر داشته باشند
مدعی هستند كه بیشتر
مردم
كردستان را همراه خود دارند ،
واقعیت
اینست
كه
تمام
احزاب از
راست و چپ بیشتر مردم
كردستان را همراه
نخواهند داشت
یكی از
دلائل
مهم آن
خود
محور بینی این احزاب
بر
همه
آشكار
و
نمایان است كه روز
بروز طبق روال
بوروکراسی
خود
انسانهای
بحق انقلابی
را منزوی و
گوشه نشین و
توده ها را از
جنبش انقلابی
دور خواهند
کرد و با
چنین
شیوه ای خود نیز رو
به زوال
خواهند رفت و این
خود آرزوی و
خواست
دیرینه
حاکمان جلاد
برکردستان
برای تقویت
نیروهای
مخالف جنبش
انقلابی ما
است و در واقع
عدم اعتقاد احزاب به قدرت
مردی و
انحصارطلبی و
فرقه گرائی
آنها باعث
خواهد شد که
شریفترین
انسانهای
سوسیالیسم
وانقلابی
منزوی خواهند
کرد که خود
آرزو دیرینه
حاکمان جلاد
بر کردستان
انقلابی است .
درست ترین كار در شرایط عینی و
تاریخ
بما می آموزد
چنین است ٫ رژیم نا توان و رفتنی است ، و
ما
باید
تمام
احزاب
و افراد
انقلابی كاملاً آنرا
درك
كنیم
بدون اینكه
دشمنان اصلی و دشمنان دوست نمای
كردستان به ما در تنگنا تحمیل
نمایند :
احزاب
سرنگون طلب
رژیم در
کردستان خود
خواهان
كمیته
هماهنگی مشترك
و
همچنین مخفی و فعال
مسلح
خود
برای
دفاع
از
اعتراضات و
تظاهرات مردم بپا
خواسته و
برای تقویت روحی بیشتر آنها و
تضعیف
حكومت
در
كنار
مبارزات مردمی بوده و
كمیته
های
غیر
مسلح
سازمان یافته آنها در كنار مردم
زحمتكشی كه صدای حق
طلبانه و
اعتراضات و
تظاهرات آنها پایه های اساسی رژیم را به لرزه در آورده بود
سازمان داده و برای اینكه رژیم بلافاصله در برابر خواسته های مردم تسلیم شود و
نیروهای خود را
در كردستان كه به یك حكومت نظامی اعلام نشده مبدل شده
است،
ترك کند . باید زمینه
اعتراضات مردم
كردستان را در
شهرهای دیگر ایران كاملا فراهم كرد تا هر
اعتراضی
بلافاصله بگوش
دیگران خواهد رسید و قطعاً
مورد
پشتیبانی قرار خواهد گرفت چون جو شرایط عینی جامعه
ایران
چنین
ایجاد
خواهد كرد در
اینصورت رژیم
از ترس و وحشت از توده
های خارج از
کردستان مجبور
خواهد شد
نیروهای
سركوبگر خود
را از کردستان
خارج کند و تجمع نیروهای خود را در
كردستان بطرف نقاط دیگر منتقل نمایند
و در چنین
شرایطی قدرت
سازمان دهی را
رژیم
بطور یقیین
از دست خواهد
داد.
تنها شورای
هماهنگی
سازمان یافته در این شرایط اتوریته
معنوی
و
قدرت
مردمی را
میتوان بدست
آورد
كه
دوش
بدوش
مردم
و
همراه
آنها
برای
پیشبرد
مبارزات هر چه بیشتر و
تقویت
جنبش بسوی دست
آوردهای بیشتری و
كُرنش
جمهوری
اسلامی در برابر
خواسته های مردم همراهی كند و در چنین
شرایطی
اعتراضات همگانی شده و
قدرت
مردمی
بیشتری
بمیدان مبارزه
خواهند آمد ،
ولی
بسیار
خطاست
كه مدعیان رهبری مردم زجر كشیده و
بر
پا
خاسته
بدون
اینكه
در
این شرایط عملا همراه مبارزات مردمی باشند و
دور
از
مبارزات عملی مردم بسر
برند و در انتظار
باشند كه مردم با دست خالی و
بدون
هیچ
پشتیبانی عملی و
پشت
جبهه ای
نیروهای
اشغالگر را از
كردستان
بیرون كنند و
بعد
این
احزاب
رهبری
خود
را
بمردم
ستمدیده تحمیل نمایند.
و اما تعداد سیزده نفر از مبارزین جنبش كردستان از رهبران كومه له حزب كومونیست ایران و كومه له سازمان زحمتكشان با نامه ای خواستار ائتلاف این دو حزب در شرایط كنونی كردستان شدند باید از این رفقا برای مسائل عاطفی كه نسبت به كومه له قدیم دارند قدر دانی كرد و باید به این رفقا بگویم : رفقای عزیز چنانچه خود آگاه هستید مدت چند سالی است این دو تشكیلات بر سر نام كومه له جنگ و جدال ساز كرده اند و دیگر این دو تشكیلات نمیخواهند و در توان ندارند آن كومه له قدیمی زمان شهید فواد باشند زیرا شهید فواد رهبر عملی بود و عملا در میان زحمتكشان و همراه آنها مسائل جنبش را بپیش سوق میداد و با دیدی وسیع دور از منافع شخصی و سازمانی به مسائل و مشكلات جنبش بیشتر مینگریست ....و اما