[ ضعف ما چیست ؟ چرا پراکنده ایم  و از اشتباهات گذشته خود نمیآموزیم ؟ ]

 

گذشته از جنایت رژیم های حاکم بر کردستان که هرروزه شمشیر رذالت را بر نقاطی از شرافت سرزمین در خون نشسته ما می کارند و هر صدای آزادی خواهی را از کارگاه و مزارع  و مدارس و دانشگاه و کوچه و بازار به پهنای دشت وسیع اسارت و بردگی می سپارند تا با خیال خام خود جنبش بر حق و دمکراتیک کردستان  را دور از چشم همگان  نگهدارند و آن را ضعیف و به نابودی کشانند. آیا تنها جنایت و خونریزی رژیم های حاکم بر کردستان ملاک عدم  پیروزی جنبش انقلابی ما شده است یا عواملی دیگری نیز موانع  پیروزی جنبش انقلابی ما شده است ؟      

                                                             

ضعف رهبری  :  مسائل دیپلماسی یا روابط خارجی                                

 

اکثر احزاب و سازمانهای کردی بدون این که شناخت کامل از آن کشوری که روابط دیپلماسی بر قرار می کنند ؛ داشته باشند  برای منافع تشکیلات وحفط و تقویت موقعیت خود بدون ارتباط با منافع مردم ؛ در پشت درهای بسته هر کدام با دشمن دیگری ارتباط  برقرار میکنند و حتی توده های تشکیلات، اطلاعی از این روابط  ندارند .

برای مثال : 

اگر روابط  دیپلماسی جنبش کردستان را با کشورهای همجوار واقعا" دشمن خلق و جنبش ما در نظر بگیریم ؛ یقیناً به درستی درک خواهیم کرد که سران احزاب از چپ و راست مرتکب چه اشتباهات بزرگی نسبت به جنبش انقلابی کردستان و منافع ملت کرد  و مانع همبستگی آنها برای رفع ستم شده اند .

هر کدام ازاحزاب وسازمانها برای توجیح اشتباه کارخود؛ شگردهای عوام فریبانه خود را دارا هستند ؛ مثلا" از دشمن میگیریم به دشمن میزنیم  یا از بورژوازی می گیریم بر سر بورژوازی دیگر می کوبیم و بیشترازاین حرفها و توجیهات بی ربط به منافع مرد‌م و توده های و ملت تحت ستم  ما،

در اینجا بدرستی باید درک کرد : که چرا دشمنان ملت کرد درهر چهارقسمت کردستان به عناوین مختلف هرکدام به یک قسمت یا قسمتهای دیگر کردستان   (بجز کردهای قسمت مربوط به خود) کمک می کنند؟ و اگر حاکمین تحمیلی بر کردستان خود را دوستان خلق کرد در مسائل دیپلماتیک به قسمت دیگر کردستان نشان می دهند؛ چرا این لطف را نسبت به کردهای قسمت خود انجام نم یدهند ؟!  و درعوض برده وار با آنها رفتار کرده و هر صدای آزادیخواهی وعدالتخواهی کردهای قسمت مربوط به خود را با وحشیانه ترین شیوه های خود سرکوب کرده و یا روانه سیاه چالها نموده  و چنان به گلوله می بندند که تاریخ  بشریت از کردار و رفتار آنها نسبت به این ملت ستمدیده ؛ ابراز شرمندگی می کند !.  

 

هدف دشمنان کردستان یاحاکمین تحمیلی بر کردستان ازمسائل دیپلماتیک چیست؟

 

برای همه آشکار وعیان است حاکمین تحمیلی بر چهار قسمت کردستان با وجود این که تضادهای جزیی با هم دارند ولی در کل واستراتژیک اهدافی مشترک  درهر شرایط و موقعیتی با هم سپری می کنند آن هم سرکوب و تضعیف جنبش انقلابی خلق کرد در تاکتیک و نابودی آین جنبش در استراتژیک است؛ که‌ این سرکوبی و تضعیف در شرایط مختلف ؛ شکل و شیوه های مختلف به خود گرفته می گیرد.

چنان چه تاریخ شاهد این جنبش انقلابی بوده است در چهار قسمت آن هیچ وقت شرایط و اوضاع به یک شکل و یکسان نبوده ؛  درهر مرحله ای جنبش انقلابی ما در قسمت های مختلف آن با وجود سرکوب عریان؛ به طور یقین در قسمت دیگر آن شکوفایی خود را نشان داده است؛ چنان چه تاریخچه این جنبش توده ای وانقلابی را دشمنان کردستان کاملا" به خوبی می دانند و کاملاً درک می کنند که نابودی این جنبش انقلابی و مردمی برای آنها محال است و بارها برای نابودی این جنبش عملاً آزمایش خود را با وحشیانه ترین شیوه بربریت نشان داده و هر بار بیشتر از گذشته متحمل رسوایی  شده اند و دوباره برای تضعیف وتفرقه ونابودی این جنبش به تاکتیک های جدید  دیگری متوسل شده اند که یکی ازمهمترین آنها مسائل دیپلماسی و روابط خارجی  با ( کردهای قسمت غیر خودی ) می توان اشاره کرد .

اگر چه کیفیت کل  روابط  خارجی از دیدگاه دشمنان کردستان  برای نابودی جنبش ما یکی است ؛ می توان به یکی ازاین روابط اشاره کرد و آن را کاملاً سنجید و مقایسه نمود و تا بتوان به درستی درک کرد که این روابط  در مجموع  به نفع  کدام یک ازطرفین تمام خواهد شد و تا چه وقت به‌ این روابط  نامشروع و دور از منافع توده های محروم کردستان و به نفع دشمنان خود ادامه خواهد داشت و هدف رژیم ها از این کمک و روابط چیست؟

برای مثال: روابط کردستان عراق را با رژیم ایران یا بلعکس که در ماهیت امر یکی است؛ در نظر گرفته و مقایسه کنیم؛ تا بیشتر به تاکتیک های دشمنان این ملت محروم  پی برده و بازیچه آنها قرار نگرفته و بتوان به موقع آنرا خنثی کرد.

رژیم ایران واپوزسیونهای کرد عراقی و یا بلعکس  با همدیگر روابط  برقرار کرده وتوافقی را برای این ارتباط  نوشته و بعضاً شفاهاً به توافق رسیده که کسی غیراز سران احزاب از شروط  آن  یا  از بی قید وشرطی آن رسماً خبر کاملی ندارد؛ به فرض رژیم موقعیت جنبش ما و این احزاب را تشخیص داد و بی قید و شرطی این ارتباط  را به این آسانی قبول کرد و آنه م در جایی که خود مطلقاً حاکم است این نیروها را پذیرفت و به این  نیروها  کمک  مالی عطا کرد و زخمیها و مریض های آنها را در بیمارستان  خود جای  داد و معالجه کرد.

‌این حسن نیت رژیم های جنایتکار تحمیلی بر کردستان چه برنامه خطرناکی را در استراتژایک جنبش انقلابی ما در بر دارد وتا چه اندازه به استراتژیک دشمنان ما خدمت میکند ؟ بسی جای سوال بسیار است؟!

به جای این حسن نیت به کردهای قسمت دیگر کردستان؛ کردهای قسمت خود را از زمان قدرت گرفتن این رژیمها؛ هر آن از زندان، شکنجه، اعدام، تبعید، بمباران، توپ و خمپاره و گلوله باران این رژیمها غافل نبوده اند !!!

باید احزاب کردستانی به خوبی بدانند رژیم های حاکم  بر کردستان از آنچه که شما درباره آنها می دانید ومی خواهید از آنها به نفع خود استفاده کنید، آنها بسیارهوشیارتر، با امکانات تر، با تجربه تر وآزموده ترهستند و ازهمه مهم تر به نفع خود اوضاع وشرایط را بهتر درک می کند واز آن طریق با احزاب کرد قسمت دیگر کردستان برای ارتداع آنها ارتباط  برقرارمی کند.

به چند اهداف رژیم که با مسائل دیپلماتیک  کردها قسمت دیگر کردستان ارتباط  برقرارمی کند تا به استراتژیک جنبش کردستان ضربه وارد کند باید اشاره کرد،

1ـ تفرقه و جدایی در بین کردهای قسمتهای مختلف کردستان و بدبینی و بی اعتمادی کامل در میان مردم آن قسمت که بهترین فرزندانشان به دست آن رژیم جنایتکار از بین رفته، نسبت به کردهای آن قسمتی که ارتباط با چنین رژیمهایی ( در واقع دشمن جانی کردها ) برقرار می کنند خود جای هیچ گونه شکی نیست که‌ رژیم ها حاکم بر چهار قسمت کردستان اولین نهال جدایی و بدبینی و بی اعتمادی را در میان این ملت ستمدیده تحت لوای مسائل دیپلماتیک به نام کمک به کردهای قسمت غیر خودی، می کارند و کردهای قسمت دیگر را قلباً از آنها طرد می کنند تا این تضاد عمداً باعث اتحاد کردها برای رفع ستم ملی خود گردد زیرا این رژیمها کاملاً می دانند در اتحاد وهمبستگی کردها، دیگر تفرقه و عوام فریبی و سرکوبی آنها محال است ودیگر به هیچ وجه امکان پذیر نیست و نخواهد بود. (گذشته از این که رژیم ها دراین ارتباط چه برداشت سیاسی در مسائل بین المللی و میان مردم خود، به نفع رژیم  و به ضرر جنبش ما انجام می دهند تا خود را محکم نگهدارند که حال جای بحث ما نیست).

2 ـ رژیم ها با تمام توان می کوشند از راه مسائل دیپلماسی پاسیفیسم را بر تشکیلات های کردی مستقیم و غیر مستقیم تحمیل کند و برای این کار سرمایه بسیاری می پردازد و رسانه های گروهی خود را  شفاهاً و کتباً بسیار فعال  کرده تا از این طریق زمینه شناخت و نفوذ ایدئولوژیک  خود را بر این تشکیلات ها فراهم آورند  وقتی که این زمینه را فراهم دیدند، با شناخت کامل با عناصر متزلزل و بی پرنسیپ  و خود فروش آنها از پائین به بالا و قسمتی از ارگان ارتباطات را به خود جذب کرده و امکانات فراوانی در اختیار آنها و همچنین خانواده آنها قرار می دهد تا هدف پلیدشان را به اجرای عمل بگذارند، افراد بریده شده از تشکیلات را با استفاده از سازمان جاسوسی خود به شهرهای کردنشین برای جاسوسی جا وسازمان داده  تا  مبارزین کرد را شناسایی و به آنها معرفی کنند، افراد وابسته به تشکیلات را برای اطلاعات کامل درون تشکیلات تا سطح رهبری سازمان داده تا از اوضاع و شرایط درون تشکیلات اطلاعات کافی داشته باشند و از تضادهای درون این تشکیلاتها  به نفع خود  استفاده نمایند و به موقع این تضاد را به بحران مبدل و آنها را منشعب و متلاشی کنند که چنین تاکتیک رژیم برای جنبش ما بسیار زیان آور زیرا باعث یأس و ناامیدی و سردرگمی و بدبینی  توده های خلق کرد شده و چنان تأ ثیرات منفی بر توده  قرار خواهد داد  که مدت زمانی شوکه شده و به زمین و آسمان  بدبین می گردند و از احزاب وسازمان های کردی سلب اعتماد خواهند کرد. که این خود رژیم به یکی از مهم ترین اهدافش نائل گشته است که خود باعث آن شده است، هم چنین از طرف دیگر رژیم با انسانهایی که‌ با رژیم های قبلی همکاری کرده، مثلاً انسان های کرد یا غیر کردی که‌ با ساواک ( سازمان جاسوسی رژیم پهلوی)  همکاری داشته و فرصت طلبانه در جنبش انقلابی کردستان نفوذ کرده و در این جنبش به عناوین مختلف فعالیت میکنند، پرونده ننگ گذشته این اشخاص را رژیم در اختیار دارد و بعد از شناسایی این اشخاص در هر موقعیتی در داخل جنبش خود را جا زده باشند، رژیم مستقیم و به خصوص غیر مستقیم با چنین اشخاصی ارتباط گرفته و از این افراد می خواهند که با رژیم همکاری کنند و دو شرط  را با آنها در میان خواهد گذاشت: یکی همکاری با رژیم،  دومی در صورت عدم همکاری با رژیم، افشاء و آشکار کردن پرونده ننگین گذشته آنها.

طبیعتاً برای حفظ  آبروی جدید خود که در گذشته فاقد آن بوده است دومی را انتخاب خواهد کرد تا بدین شیوه آبروی ننگین گذشته خود را که مدت زمانی ست به دست فراموشی سپرده است  مجداً  و بار دیگر و شاید بارهای دیگر در خدمت دشمنان این خلق محروم بسپارد زیرا ماهیت و وجدان و انقلابی بودن چنین اشخاصی تابع منفعت آنهاست.  افشای  حقیقت تلخ چنین کسانی، انسان های دیگر را آزرده خاطر می کند و هر کدام به عناوین مختلف در این باره ابراز عقیده می کنند بدون این که به طور اساسی به این مسئله بنگرند چنان چه تعداد این اشخاص در مراحل مختلف جنبش ما کم نبوده و نخواهند بود و خدمت شایانی را به رژیم ها انجام داده و در عوض به حال جنبش و فعالان آن در مراحل مختلف بسیار مضر بوده اند، زیرا تضعیف و سرکوبی و شکست جنبش کردستان بدون این اشخاص خود فروخته و مزدور برای رژیم ها  محال است، همان طوری که تا گیاهان هرزه هر باغچه ای را از ریشه پاک سازی نکنند و از ریشه نسوزاند، ثمرات باغچه ارزش زحمات آن  را نخواهد داشت، تا هر جنبش انقلابی را از آدم های منفعت طلب، دو رو، خود فروش وخائن پاک سازی نکنیم  پیروزی جنبش محال است و این واقعیتی بدون شک و تردید است که زحمات جنبش بی ثمر بوده و ارزش خون های ریخته شده بهترین فرزندان ما را نخواهد داشت.

چه بسا بسیاری از انسان های شریف جنبش معتقد به تغیر چنین انسان ها منفعت طلب هستند، تغییر دادن یا کردن چنین انسان هایی کاملاً درست و منطقی است، اما تنها در شرایطی که  چنین انسان هایی در روز اول  اشتباهات و خیانت های خود را آشکارا افشاء کرده  و از کردار و پندار گذشته خود رسماً ابزار پشیمانی نمایند، تنها در این شرایط است که آنها به جنبش وفادار خواهند ماند، نه این که چنین انسانهایی وقتی در تنگنا هستند به طور موزیانه و دو رویی  بدون افشای و آشکار کردن خیانت گذشته خود  به درون جنبش انقلابی نفوذ کرده و خود را انقلابی نشان دهند و بعداً که پرونده خیانت و خود فروشی آنها بوسیله دیگران افشاء گردد، در این صورت چنین اشخاصی امکان تغییر به هیچ وجه نخواهند داشت و انقلابی بودن و یا خیانت آنها هر آن تابع منافع شخصی بوده،  و منافع شخصی آنها بر همه چیز در هر شرایطی ارجعیت خواهد داشت.

در مورد توابین و آیندگان بی گناه به همان شیوه و شکل های مختلف در جهت تضعیف و انشعاب و تفرقه و نهایتاً نابودی جنبش، رژیم ارگان های خاص خود را دارا می باشد و در این زمینه نیز از همه جهات بسیار فعال و بیشتر ‌سعی خواهد کرد که شاخه های مربوط به خود را در احزاب و سازمان های جنبش ما بخصوص در ارگان های مخفی نفوذ دهند تا ارتباط توده های مبارز شهرها را با مردم و نیروی مسلح قطع کنند و زمینه اهداف پلیدشان را مهیا سازند و به همان شیوه در بین مردم یأس و بدبینی نسبت به همدیگر و منفعل و بی تفاوتی سیاسی را نسبت به جنبش ما انجام دهند.

3 ـ رژیم ها با سازمان و احزاب کردستان بعد از به توافق رسیدن، حال این توافق اگر یقیناً بدون قید و شرط باشد و احزاب و سازمان های کردستانی دور از مناطقی باشند که رژیم ها بر آن حکم فرما هستند، رژیم ها کمک هایی از قبیل پول واسلحه وغیره به این احزاب تقدیم می کنند.

آیا عکس العمل این احزاب در مقابل  رژیم ها در این شرایط  و ارتباط، نسبت به این کمک ها، این بی قید وشرطی را تضمین خواهد کرد؟ طبیعتاً خیر.

گرفتن این کمک ها در این شرایط  چنان چه تاریخ گواه آن بوده است، بهای این کمک ها را گیرنده یقیناً  پرداخت خواهد کرد در مراحل اول جنایت های رژیم ها که  کمک ها را اعطاء کرده است ( نسبت به کردهای قسمت حاکمیت خود) از نظر این گیرندگان  به دست فراموشی سپرده خواهد شد و زبان گیرندگان لال؟ قلم هایشان شکسته، چرت روزنامه ها و نشریات پاره گشته.

در اینجاست  که عدالت و آزادیخواهی این احزاب نمایان خواهد شد و عدالت خواهان وعاقلان و عادلان و باهوشان وسیاستمداران قضاوت بر جایی خواهند کرد و باختن قمار سیاست و شکست روابط دیپلماسی را از آن احزاب و سازمانهای خودی دانسته و چنین روابطی راعدم شکوفایی جنبش ما و  ادامه آن روابط  نامشروع و دور از منافع مردم  به  ضعف و شکست جنبش منجر خواهد شد وعقالان و روشنفکران برحق این جنبش قادرنخواهند بود بازیچه این بازیگران قرار گیرند زیرا گوشهای شنوایی در این مورد وجود نخواهد داشت!.   

 

راه حل این مکافات چیست ؟

 رهبران احزاب و سازمان های کردی تا کی از آن خواب غفلت و خرگوشی  بیدار نمی شوند و چرا به این مسائل  خانمان سوز جنبش، در واقع به دشمن خدمت کن تا تشکیلات در امان، برای جا و مقامی در آینده بماند و منافع مردم به تشکیلات ربطی ندارد؛ عمیقاً نمیاندیشند!؟ و همه با هم  راه حل درست و آلترناتیو دائمی و پا برجا و چاره ساز دائمی  دور از منافع دشمنان مردم محروم کردستان و به نفع مردم خود و با تکیه به‌ ملت خود و شناساندن خود به جهان ایجاد نمی کنند، تا از تعظیم و دولا شدنها وچاکرمنشی و توهم پراکنی در بین ملت خود به نام مسائل  دیپلماسی نسبت دشمنان متحد و قسم خورده کردستان گریبان خود را خلاص کنند.

تا زمانی که‌ رهبران احزاب چنین روابطی با دشمنان خود دور از منافع مردم  انجام دهند، دشمنان را تقویت، شاد و نفوذ دائمی آنها را در تشکیلات خود و جنبش ما ضمانت خواهند کرد و افراد دانا وعاقل جنبش را تحمیلاً از خود ترد کرده و این نیز دشمنان کردستان به مراتب  شدیدتر ذی نفع خواهند شد.

چنان چه در بالا به آن اشاره شد: با وجود این که  دشمنان کردستان تضادهای جزیی با هم دارند ولی در کل و استراتژیک منافع مشترکی را در این روابط سپری می کنند با استفاده از این روابط و خام اندیشی ما و توهم ما نسبت آنها  در این زمینه دشمنان استفاده کرده و برنامه از بین بردن انسان های شریف و پاکی که هیچ وقت و در هیچ  شرایطی جز منفعت توده ها و شکوفایی جامعه ما به هیچ چیز فکر نکرده اند را کاملاً یکی از اهداف اصلی خود قرار می دهند و به مرور زمان و شرایط مناسب آن را به اجرای عمل خواهند گذاشت تا جنبش ما، افکار و کار و منافع جمعی و روحیه جمعی را از دست داده و دیگرانی که  تنها به خود و منافع خود میاندیشند را در لاک خود جای دهند تا جنبش ما را به لاشه ای بی مغز تبدیل کنند که خود یکی از حاصل این روابط  نامشروع نیز خواهد بود که نشانه تضعیف این جنبش به مرور زمان و در نهایت شکستن و از بین بردن این جنبش انقلابی ست که این روابط  دیپلماسی کمک شایانی به دشمنان قسم خورده و همیشه در صحنه جنبش کردستان بدون شک خواهد کرد که چنین روابط  سزاوار جنبش انقلابی ما و خون های ریخته  شده  بهترین فرزندان همیشه زنده یاد ما بدست این دشمنان  نیست که‌ نیست و نخواهد بود.

رهبری احزاب وسازمانها کردستان باید همصدا وهم پیمان این روابط دیپلماسی  منحرف و دور ازمنافع مردم محروم ما و آفت  جنبش انقلابی ما را، بطور کلی بدون تردید از خود طرد کرده و این روابط  را احزاب کردستان با هم متحداً انجام داده و به نیروهای اجتماعی متکی بوده تا  رشد و تکامل  نیروی سیاسی جامعه خود را تقویت نمایند و با هم و دور از هر انحصاری  مسائل دیپلماسی را سازمان یافته و با تقسیم کارمنظم در سطح جهان ارتقاء دهند تنها از این طریق خواهند توانست صدای حق طلبانه ملت خود را به گوش جهانیان رساند و پشتیبان جهانی دائمی برای این ملت کسب کنند. چنان چه هر چه آزادی و مبارزات آشکار در میان ما بیشتر باشد و هر چه سطح فرهنگی توده ها بیشتر باشد به همان نسبت هم معمولاً خیال پروریهای سیاسی گذشته در جامعه به آسانی بروز نخواهد کرد و به همان نسبت مدت طولانی تری این خیال پردازی سیاسی در جامعه ما با هر نام و نشانی  پا بر جا نخواهد ماند.

درک این مطلب سبب خواهد شد تا  از اشتباهات گذشته خود آموخته و اشتباه گذشته را به شیوه جدید ادامه ندهند و این روابط را با هم دور از خود محور بینی حزبی و بر مبنای و اساس منافع توده های محروم جامعه و کل جنبش پیوند داده تنها در این شرایط است که دشمنان این ملت ستم دیده و محروم، غنائم بدست آورده  از جنبش ما را پس داده  و ضعف و زبونی را در مقابل جنبش ما نشان می دهند و ناتوان خواهد گشت زیرا از تفرقه در بین ما که خود رژیم ها عامل اصلی آن هستند قطع امید کرده و دیگر به طورعام نخواهند توانست در میان خلق کرد توهمی نسبت به‌ جنایات خود به وجود آورند و در عوض جنبش ما متحدتر، پر توان تر، آسیب ناپذیرتراز همه مهم ترمردمی تر وغیرقابل شکننده خواهد بود و تنها در این شرایط است بر دشمنان کردستان پیروز خواهیم گشت و مهر پیروزی و آزادی را با هم  و یک صدا  بر قلب تاریخ  پر افتخار کردستان متحداً برای همیشه خواهیم کوبید ومادران داغدیده این جنبش بر حق را شاد خواهیم کرد.

 

پیشمرگان و حق کشی در جنبش دموکراتیک نسبت به حقوق سیاسی آنها    

 

 پیشمرگان ارتش منظم و بوروکرات نیستند که از اطاعت کورکورانه پیروی کند، پیشمرگان از فرزندان تبار محروم خلقند که خود بیشتر آگاهانه در برابر ناعدالتیهای اجتماعی، فقر و محرومیت و تبعیض و ستم ملی و نبودن آزادی و دموکراتیک در جامعه، از جان و امکانات و جوانی و خانواده خود بریده و آگاهانه اسلحه ای بر دوش و با دنیایی امید برای از بین بردن این ناعدالتی ها و دفاع از خود در جامعه قد علم کرده و به مبارزه بر علیه دیکتاتوری مرتجع وعریان و سیستم دور از منفعت انسانها به مبارزه برخواسته اند، این فرزندان شریف جامعه هستند که مسائل سیاسی و بار فیزیکی این جنبش را شبانه روز حمل کرده و از دست آوردهای این جنبش انقلابی قلباً دفاع می کنند و منافع  کل جنبش در این است که پیشمرگان پایه های دموکراتیک را از نیروهای مستقل خود  در این جنبش انقلابی سازمان داده تا بار دیگر رنج و زحمات و مبارزات و خون هم سنگران خود و این فرزندان انقلابی و محروم جامعه  دست خوش ندانم کاری رهبران خود محور بین احزاب قرار نگیرد. برای از بین بردن این ضعف و انحرافات رهبران که‌ سالیان دراز است دامن گیر جنبش بوده است، بسیار لازم و ضروری ست پیشمرگان کنگره ها و سمینارهای مستقل خود را دارا بوده و این ضعف وانحرافات رهبری را در کنگره مستقل خود مطرح و نقد کرده و تا رهبران احزاب به خود آیند و از ضعف های گذشته خود درس عبرت آموخته و این درس عبرت را به پیروزی آینده منجر سازند و هر رهبر خوب در حقیقت باید این را درک کند که خود به معنای واقعی هر لحظه یک پیشمرگ و در سنگراست وهیچ وقت و درهیچ  موقعیت و شرایط سختی دور از منافع مردم نخواهد بود. چنان چه باید از (زنده یاد  فواد مصطفی سلطانی)  آموخت و آن وقت رهبر و پیشمرگ در هر شرایطی برای رفع مشکلات جنبش لازم و ملزوم یکدیگرند.

چنانچه تاریخ گواه جنبش ما بوده است  : جدا ازجنایت وسرکوب حاکمین تحمیلی بر کردستان یکی از مهم ترین ضعف جنبش ما، ضعف و ناتوانی رهبری در شرایط و اوضاع مختلف و عدم توانایی آنها در امر پیشبرد جنبش ما بوده است

دلائل این امر خود نمایان است ، طولانی ترین جنبشی که در دنیا کم نظیر بوده و هنوز به نتیجه نرسیده است  جنبش انقلانی ما بوده ؛ قبل ازهرچیز بدون اینکه کاملاً خود را بشناسیم و به نیروی و همبستگی وسازماندهی خود متکی باشیم به بیگانگان ودشمنان دوست نما اطمینان کرده و به علت ناتوانی و درک و تشخیص اوضاع و شرایط مشخص منطقه و جهان سیاست خود را ناآگاهانه در اختیار مکاران بازار سیاست قرار داده و بدون این که پیشمرگان بتوانند اظهار نظر کنند حاصل جنبش ما را چاچوله بازان بازار سیاست بین خود تقسیم کرده و ندانم کاری های ما نفعی برای خود نداشته و هنوز قادر نبوده ایم  که قطره ای از خون انسانهایی شریف و زنده یادی که‌ در این راه خدمت  بسزایی به جامعه انجام داده اند؛ جبران کنیم و عدم توانایی رهبرعملی قاطع تا بتواند اشتباهات گذشته را بی رحمانه از خود دور و نقد کرده و از این اشتباه  درس عبرت گرفته و اشتباهات گذشته را تجربه و به پیروزی آینده تبدیل نماید، متأسفانه رهبری همان اشتباهات گ&