یک جمع
بندی از جنبش
طبقاتی
کارگران در
سال ۸۴
سال
۸۴ با پیشرفت
های بس مهمی
در جنبش
طبقاتی کارگران
همراه بود.
طبقه کارگر
ایران در سال
گذشته، یکی از
پربارترین و
درخشان ترین
دوران های
حیات خود را
از سر گذراند.
به رغم تمامی
فشارها و
محدودیت هائی
که در حق کارگران
اعمال می شود،
اصلی ترین و
مهم ترین نیروی
عرصه فعال
مبارزه در این
یک سال، جنبش
طبقاتی
وبالنده
کارگران بوده
است. تا آنجا
که به مبارزات
واعتراضات
کارگری بر می
گردد، به رغم
ممنوعیت
اعتراض
واعتصاب،
کارگران صد ها
اعتصاب کوچک و
بزرگ برپا
کردند وصدها
بار در اشکال
متنوع دیگری
نیز دست به
اعتراض زدند.
اعتراضات
واعتصابات
کارگری نه فقط
به لحاظ کمی نسبت
به سال های
قبل تر از آن
رشد وافزایش
یافت، بلکه از
لحاظ کیفیت
ومضمون نیز
رشد وارتقاء یافت.
طبقه کارگر در
سال ۸۴ نه
تنها توانست
دستاوردهای
مبارزاتی خود
در عرصه تشکل
یابی وایجاد
تشکل های
مستقل کارگری
در سال ۸۳ را
حفظ کند، بلکه
این دستاورد
ها را به
نیروی مبارزه
خود واتحاد
طبقاتی
کارگران
گسترش داد
وعرصه های
نوینی را نیز
فراروی جنبش
طبقاتی
کارگران گشود.
رویدادهای کارگری
در سال ۸۴
بیانگر
رودرروئی
متشکل تر و سازمان
یافته تر کارگران
با
کارفرمایان و
سرمایه داران
است. طبقه
کارگر ایران
که بایک سلسله
مبارزات خود
در سال ۸۳ که
سرآغاز آن به
برگزاری
مراسم مستقل اول
ماه در سقز بر
می گشت، حضور
پر قدرت خویش
در عرصه سیاسی
واجتماعی را
اعلام کرده
بود، باگسترش
وتکامل این
مبارزات، نه
تنهااین حضور
را پررنگ تر
نمود و آنرا
تثبیت کرد،
بلکه ورود
متشکل تر و با
اتوریته
ترخود را در
مقیاس کل
جامعه اعلام
داشت.
رویدادهای
کارگری در سال
۸۴ تماما حاکی
از رشد تشکل
یابی کارگران
، رشد وارتقاء
درجه سازمان
یافتگی
اعتراضات
واعتصابات
کارگری و رشد وارتقاء
آگاهی طبقاتی
در صفوف
کارگران است.
برای اثبات
صحت این دیدگاه
می توان به
رویدادهای
متعددی
مراجعه و به
آن استناد کرد
که در این جا
تنها به چند
رویداد از
میان مجموعه
رویدادهای
کارگری آ نهم به
طور فشرده
اشاره ای
خواهیم داشت.
اول
ماه مه
یکی
ار درخشان
ترین سر فصل های جنبش
کارگری در سال
۸۴ برگزاری
مراسم مستقل
اول ماه
مه است. به
مناسبت روز
جهانی کارگر،
سال گذشته نیز
کارگران
مراسم های
مستقل ومتعددی
در تهران،
کرج، سنندج،
سقز، تبریز و
برخی دیگر از
شهرستان ها
برگزار
نمودند. این
در حالیست که
دولت جمهوری
اسلامی و
مزدوران اش در
خانه کارگرو
شوراهای
اسلامی سرگرم
تدارک برگزاری
مراسم
فرمایشی خود
بودند و از
برگزاری مراسم
مستقل و
آزادانه توسط
خود کارگران
ممانعت به عمل
می آوردند
وحتا بسیاری
از کارگران و
فعالان
کارگری به
”جرم“ برگزاری
مراسم مستقل
اول ماه مه در
سال ۸۳ هنوز
تحت تعقیب
وپیگرد قرار
داشتند. با
این همه
هزاران تن از
کارگران و
فعالان
کارگری که از
قبل برگزاری
مراسم مستقل
خود را تدارک
دیده و آنرا
سازماندهی
کرده بودند،
این موانع را
از سر راه خود
کنار زدند و
مراسم مستقل
اول ماه مه را
به
خواست و
اراده خود در
اشکال
متنوعی، پر
شکوه تر از
سال گذشته
برگزار
نمودند. در
مراسم های
مستقلی که
توسط گرایش چپ
رادیکال و
سوسیالیستی
درون جنبش
کارگری تدارک
دیده شده بود
و برگزار گردید،
کارگران با
اجرای سرود
انترناسیونال
بر همبستگی
بین المللی
کارگران و بر
عزم واراده
واحد
پرولتاریای
جهان به
براندازی
نظام سرمایه
داری ونابودی
هرگونه تبعیض
واستثمار
ونابرابری،
تاکید کردند.
در مراسم های
مستقل اول
ماه مه
، کارگران ضمن
اعلام همبستگی
با هم طبقه ای
های خود در
سراسر جهان در
مبارزه علیه
نظم سرمایه
داری، به
قرائت مقالاتی
پیرامون
تاریخچه اول
ماه مه
پرداختند
وضمن بحث وگفتگو
پیرامون تشکل
های کارگری و
ضرورت متشکل
شدن کارگران،
سیاست دولت در
زمینه مسائل
کارگری
راشدیدا مورد
انتقاد قرار
دادند. کارگران
در شعارها
وقطعنامه های
پایانی این
مراسم ها، که
از مضمون و
محتوای بسیار
بالائی برخوردار
بود، ضمن طرح
مطالبات
سیاسی
واقتصادی خود،
که در میان
آنها خواست حق
ایجاد تشکل
های کارگری
بسیار پررنگ و
برجسته بود،
آشکارا علیه استثمار
وستم طبقاتی
موضع گیری
کردند وبا انگشت
گذاشتن
بر نظام
سرمایه داری
به عنوان مسبب
اصلی فقر
وبدبختی
ونداری وسایر
مصائب
اجتماعی
موجود، بر
ضرورت نابودی
این نظام ضد
انسانی
وجایگزینی آن
با یک نظام
عالی تر و
عاری از بهره
کشی تاکید
داشتند. کوتاه
سخن این که در
اول ماه مه
۸۴، کارگران،
با شعارها،
اهداف ومطالبات
طبقاتی خود وارد
میدان شدند و
حضور پر قدرت
خود در عرصه
سیاسی و
اجتماعی راتثبیت
کردند.
در
این جا بی
مناسبت نیست
که به دو
رویداد دیگر
در رابطه با
اول ماه مه که
هر دوی آن ها
نیز بیانگر
رشد وارتقاء
درجه آگاهی وتشکل
یابی در صفوف
کارگران است
اشاره ای داشته
باشیم.
اول
ماه مه،
”شلیک
بر شقیقه خانه
کارگر“!
خانه
کارگر و
شوراهای
اسلامی در
راستای اجرای
سناریوی
مسخره ”هفته
کارگر“ در صدد
بود که روز
اول ماه مه
کارگران را در
سالن دوازده
هزارنفره
ورزشگاه
آزادی که از
قبل با
پلاکاردها
وشعارهائی به
منظور
تبلیغات انتخاباتی
به نفع
رفسنجانی
تزئین یافته
بود، گرد آورد
تا رفسنجانی
در جمع
کارگران به
سخن رانی
بپردازد.
کارگران که در
مسیر راه پیمائی
تا ورزشگاه
آزادی باسر
دادن شعار، به
طرح مطالبات
خود پرداخته
بودند،
باورود به
سالن ومشاهده
فضای آن، سخت
خشمگین شدند
وباصدای بلند
شعارها
وخواست های
خود را تکرار
نمودند. وقتی
که یکی از
مزدوران خانه
کارگری پشت
میکروفن قرار
گرفت،
کارگران به
طور دستجمعی
وی راهو کردند
وسپس باسر
دادن شعارهای
کوبنده خود
علیه مزدوران
رژیم در خانه
کارگر و
شوراهای اسلامی
و ارباب آنها
رفسنجانی،
علیه سرمایه داران
، علیه اخراج
ها
وقراردادهای
موقت ونیز
شعارهای
دیگری
پیرامون
اتحاد
کارگران، حق اعتصاب
وحق تشکل،
فضای سالن را
پر کردند و در ادامه
این اقدام
پرشور
واعتراضی خود
سالن مربوطه
را ترک کردند.
کارگران
بااین اقدام
شجاعانه
وآگاهانه
خود، که سران
خانه کارگر آن
را
”شلیک بر
شقیقه خانه
کارگر“
خواندند، تمام
نقشه های
رفسنجانی
ونوکران وی
امثال محجوب
وصادقی را نقش
بر آب کردند.
کارگران با
این خروش
اعتراضی
خود،ضمن آن
که
تودهنی محکمی
بر دهان
رفسنجانی
وهمه آن کسانی
زدند که شعور
وآگاهی
کارگران
رادست کم
گرفته بودند ،
مراسم نمایشی
نهادهای
وابسته به
رژیم را که
علیه کارگران
تدارک دیده
شده بود، به
ضد خود تبدیل ساختند.
ایران
خورو وتعطیلی
روز کارگر
جمهوری
اسلامی در
آغاز به هیچ
وجه حاضر نبود
اول ماه مه (۱۱
اردیبهشت) را
به عنوان روز
کارگر و تعطیل
کارگری
بپذیرد. بعد
از یک رشته
کشمکش های
طبقاتی
ومبارزات
طولانی مدت
کارگران، رژیم
جمهوری
اسلامی به
اجبار، روز
کارگر را به
عنوان یک روز
تعطیل پذیرفت.
درماده ۶۳
قانون کار
رژیم نیز این
روز، جزء
تعطیلات رسمی
کارگران به
حساب آمده
است. اما
تصدیق لفظی
تعطیلی روز
کارگر و تاکید
”قانونی“ آن،
هیچ گاه مانع
از آن نبود که
سرمایه داران
وکارفرمایان
در عمل روز
اول ماه نیز
کارگران را به
کار وادارند. در
ایران خودرو
مانند بسیاری
از کارخانه ها
و واحدهای
تولیدی دیگر
که فشار کار
بسیار
بالاست، روز
اول ماه مه،
هر ساله توسط
کارفرما
ومدیریت، روز
کاری اعلام می
شد وچنانچه کارگری
از کارکردن در
این
روزخودداری
می کرد فورا
از کار اخراج
می شد. اما
درسال گذشته
کارگران آگاه
ایران خودرو
توانستند این
سنت ضد کارگری
را برهم زنند.
چند
روز مانده به
اول ماه مه،
جمعی از
کارگران
ایران خودرو
باصدور
اطلاعیه آگاه
گرانه ای، برحق
کارگران به
تعطیل اول ما
ه مه تاکید
کردند وبه
مدیران شرکت
هشدار دادند
که اجازه ندارند
روز کارگر را،
روز کاری
اعلام کنند.
کارگران
ایران خودرو در
اطلاعیه خود
از جمله چنین
نوشتند که ما
کارگران
ایران خودرو
همراه تمام
کارگران
ایران به
منظور اعلام
همبستگی با
کارگران سراسر
جهان ودر
اعتراض به بی
عدالتی ها و
نابرابری ها
وعلیه فقر
وبیکاری،
برای لغو
قراردادهای
موقت و برچیده
شدن شرکت های
پیمانکاری به طور
متحد و یک
پارچه
روز اول ماه
مه در سر کار
حاضر نخواهیم
شد.
به
دنبال این
اقدام
هوشیارانه
پیشروان کارگری
ایران خودرو
وحمایت
کارگران از
آن، مدیریت
شرکت که تصمیم
داشت مطابق
سال های گذشته
کارگران را در
روز تعطیل
کارگر هم
وادار به
کارکند،
مجبور به عقب
نشینی شد وباصدور
اطلاعیه ای
روز کارگر را
رسما و عملا تعطیل
اعلام نمود.
تعطیلی روز
کارگر نه فقط
از این جنبه
که سرمایه دار
یک روز کمتر
از کارگر کارمی
کشد و باید
مزد این روز
را به کارگر
بپردازد مهم
است، بلکه به
ویژه از لحاظ
سیاسی از ان
جا که اول ماه
مه روز
همبستگی بین
المللی
کارگران
وتجلی اراده
واحد
پرولتاریای
سراسر جهان
برای برچیدن
نظام سرمایه
داری ونابودی
استثمار است،
از اهمیت به
مراتب بیشتری
برخوردار است.
البته
فعالیت ها
ومبارزات
کارگران
ایران خودرو
به این خلاصه
نمی شود. در
سال ۸۴
کارگران ایرا
ن خودرو و جمع
های متشکل
درون آن به
عنوان یکی از
فعال ترین و
پرتحرک ترین
بخش های
کارگری در
تهران اظهار
وجود کردند.
کارگران ا
یران خودرو
وجمع های
متشکل درون
آن، تنها
درعرصه تحقق
مطالبات خاص
شرکت ایران
خودرو نبود که
اعتصابات
واعتراضات
کارگری را
سازماندهی
کردند وبه فرض
در برابر دستگیری
ها، اخراج ها،
زدن حق و حقوق
کارگران، بسیار
به موقع ومتحد
ویک پارچه از
خود عکس العمل
نشان دادند
ودر این اواخر
در اعتراض به
کاهش پاداش
آخر سال، با
تشکیل کمیته
اعتصاب به جنگ
کارفرما
وحامیان آن
رفتند. عرصه
مهم دیگر فعالیت
ها و تحرکات
مبارزاتی
ایران خودرو،
حمایت از
اعتصابات
سایر کارگران
و پشتیبانی از
مطالبات تمام
دیگر بخش های
کارگری بوده
است. به جرأت
می توان گفت
که کارگران
پیشرو ایران
خودرو
وتشکل آنها
در تمام
رویدادهای
مربوط به جنبش
کارگری با
هوشیاری قابل
تحسینی
فعالانه
مداخله نموده
وبا صدور
اطلاعیه ها
وبیانیه های
مختلف
وانعکاس آن در
مقیاس داخلی و
بین المللی،
در دامن زدن
به فضای اتحاد
طبقاتی کارگران
وتقویت
همبستگی
کارگری نقش
بسیار مهمی
نیز ایفا
نموده اند.
اعتصابات
کارگران
ایران خودرو
وفعالیت های بلا
انقطاع
کارگران
متشکل در این
شرکت در سال ۸۴،
به روشنی
ارتقاء سطح
آگاهی
وسازمان دهی
در صفوف
کارگران این
بخش را به
نمایش می
گذارد. در سال
گذشته
کارگران در
دهها و صدها
مورد دیگر نیز
در سراسر ایرا
ن دست به
اعتصاب وتجمع
زدند، مانند
اعتصابات
متعدد
کارگران
نساجی کردستان
و کارگران
کارخانه شاهو
در سنندج، اعتصاب
کارگران
پتروشیمی
ماهشهر،
پتروشیمی آبادان،
اعتصاب
گسترده
کارگران
پتروشیمی کرمانشاه،
اعتصاب
کارگران
مجتمع کشت
وصنعت کارون،
اعتصاب
کارگران شرکت
واحد
(اتوبوسرانی تهران)،
اعتصابات
واجتماعات
اعتراضی
کارگران معدن
سنگرود،
اعتصاب
کارگران معدن
کرمیت اسفندقه
و معدن زغال
سنگ کرمان
،اعتصاب
کارگران معدن
زغال سنگ
البرز،
اعتصاب
کارگران
کارخانه الکتریک
رشت، اعتصاب
کارگران
ماشین سازی
تبریز، اعتصابات
کارگران
واحدهای
نساجی در یزد،
کرمان،
گیلان،
کاشان،
قزوین،
اصفهان ودهها
اجتماع
اعتراضی
واعتصاب دیگر
در سراسر
ایران که هر
یک از آن ها
بلاتردید
حاوی تجارب و
دست آوردهای مبارزه
طبقاتی
کارگران است.
در اینجا مجال
پرداختن به
یکایک این
اعتصابات
نیست. اما بنا
به جایگاه
بسیار مهم وبی
همتای اعتصاب
کارگران شرکت
واحد در جنبش
کارگری،
ضروریست این
اعتصاب را
قدری مشروح تر
مورد بررسی
قرا ر دهیم.
اعتصاب
کارگران شرکت
واحد و
ایجاد
سندیکا به
نیروی
کارگران
تلاش
های پیگیرانه
کارگران شرکت
واحد و پیکار
شجاعانه
ومتحدانه
آنان برای
ایجاد و یا
احیای
سندیکای
مستقل خود،
مهم ترین
رویداد کارگری
در سال گذشته
است. این
رویداد در یک
مقطع زمانی،
فضای سیاسی کل
جامعه را تحت
تاثیر قرار
داد. فعالین
سندیکائی وکارگران
پیشرو شرکت
واحد، از مدت
ها پیش احیاء
و تشکیل
سندیکای
مستقل خود را
در دستور کار قرارداده
بودند. مستقل
از سخن ها
وعوام فریبی های
مسئولین
دولتی و
نمایندگان
سازمان بین المللی
کار پیرامون
”تشکل آزادی
کارگری“ و
”تقویت وتوسعه
انجمن های
صنفی (سندیکا)“
در اواسط سال
۸۳، شرایط
واقعی جامعه و
روند مبارزه کارگران
بار دیگر به
همه نشان داد
که کارگران اگر
می خواهند
تشکل
کارگری
داشته باشند
واگر می
خواهند
سندیکا داشته
باشند به هیچوجه
نباید به
مذاکرات و
وعده های این
ها دل ببندند
و تنها
وتنهاباید
روی نیروی خود
حساب کنند. نه
فقط کسی حاضر
نبود موانع
موجود برسر راه
تشکل یابی
وایجاد
سندیکا را
”برطرف“ سازد،
بلکه هر روزه
موانع
ومحدودیت ها
جدیدتری نیز برسر
راه کارگران و
تشکل آنان
قرار می گرفت.
با یورش
اوباشان و
عمال رژیم به
دفتر سندیکا،
ضرب وشتم
رهبران
سندیکا
واشغال محل
برگزاری مجمع
عمومی،
کارگران به
خیابان آمدند.
پروسه رویکرد
از دیدارها و
گفتگوهای
فرسایشی وقت
بربادده
پیرامون رفع
موانع ایجاد
سندیکا به
اعتصاب به
عنوان یک
ابزار و وسیله
مؤثر مبارزه
کارگری،
البته بیش از
یک سال طول
کشید. با
اعلام
اعتصاب،
کارزار
مبارزاتی
کارگران وارد
مرحله
پیشرفته تری
از مبارزه شد.
گرچه در آستانه
اعتصاب
بسیاری از
فعالین
واعضای هیئت
مدیره سندیکا
بازداشت
شدند، اما
هزاران تن از
کارگران شرکت
واحد روز
چهارم دی ماه
متحدا دست از
کار کشیدند.
ترافیک تهران
مختل شد. ترس
ازگسترش و
سرایت اعتصاب
به دیگر بخش
ها، رژیم
راعقب نشاند.
بازداشت
شدگان به جز
یک نفر، آزاد
شدند. اما
مطالبات
کارگران تحقق
نیافت. سندیکا
دوباره
فراخوان
اعتصاب داد.
هشتم بهمن ماه
مناطق ده گانه
تجمع کارگران
به اشغال نیروهای
نظامی و سرکوب
درآمد.
کارگران
وحشیانه مورد
یورش و ضرب و
شتم قرار
گرفتند.
دستگیری ها و
بازداشت های
وسیع آغاز شد.
۱۲۰۰نفر از کارگران
وفعالان
کارگری
بازداشت شدند.
رهبران
سندیکا را یک
به یک
دستگیر و
روانه زندان
کردند
واعتصاب
رادرهم
شکستند.
اعتصاب
کارگران شرکت
واحد با خشونت
و بی رحمی درهم
شکست، اما
شکست اعتصاب
از اهمیت و
دستاوردهای
آن نمی کاهد.
اولا
برپائی
اعتصاب بزرگ
چند هزارنفره
به خودی خود
نشان دهنده
نفوذ عمیق
سندیکای
کارگران شرکت
واحد
اتوبوسرانی
تهران وحومه
در میان کارگران
و بیانگر وجود
یک سازماندهی
قوی در میان
کارگران است.
هنر سندیکای
کارگران شرکت
واحد، تنها در
سازماندهی
اعتصاب های بزرگ
چندهزار نفره
خلاصه نمی
شود. پیگیری
مسائل و
سازماندهی
بعد از اعتصاب
نیز از جمله
نکات بسیار
مهمی است که
ما دراین مورد
شاهد آن هستیم.
ایجاد ”ستاد
تبلیغات
واطلاع رسانی“
توانائی،
پشتکار و
شجاعت فعالین
سندیکا در برقراری
تماس ها وپوشش
دادن رسانه
های خبری برای
جلب حمایت های
داخلی و بین
المللی، نه
فقط بیانگر
هوشیاری و دور
اندیشی
کارگران،
بلکه همچنین
نشان دهنده
رشد درجه
آگاهی و تشکل
یابی در میان
کارگران است.
به رغم
بازداشت
بسیاری از
اعضای هیئت
مدیره سندیکا
وحتا در اوج بگیر
و ببندها،
سندیکای
کارگران شرکت
واحد از فعالیت
باز نایستاد و
با صدور
اطلاعیه ها
وبیانیه ها
وموضع گیری
های خود
همچنان
فعالانه در
صحنه حضور
داشت. به
میدان آمدن
دهها و صدها فعال
کارگری و
سندیکائی که
با دستگیری هر
یک، بلافاصله
فعال دیگری
جای آن را پر
می کرد
ومطالبات
کارکران را پی
گیری می نمود،
نشان دهنده
پرورش پرشمار
کارگران آگاه
ودرعین حال توده
ای شدن
سندیکای
مستقل
کارگران است.
اعتصابات
و کل پروسه
مبارزاتی
کارگران شرکت واحد
در یک سال
گذشته،
باردیگر این
موضوع را مسجل
ساخت که تشکل
کارگری
وایجاد سندیکا
ربطی به دولت،
کارفرما و یا
فلان نهاد
وابسته به انحصارات
مالی بین
المللی ندارد.
بلکه تشکل
کارگری امر
خود کارگران
است وباید به
دست خود کارگران
ایجاد و حفظ
شود. کارگران
شرکت واحد نیز
بعد از پشت سر
گذاشتن یک
دوره مبارزه
پرفراز ونشیب،
سندیکای
مستقل خود را
به نیروی خود
ایجاد کردند
وعملا آنرا بر
رژیم تحمیل
کرده اند. این
سندیکا چه
رژیم بخواهد ،
چه نخواهد، هم
اکنون هزاران
عضو دارد واز
۱۷۰۰۰ پرسنل
شرکت واحد، به
جز تعداد
معدودی، بقیه
کارگران از
این سندیکا
حمایت می
کنند.
کمیته های
کارگری
سال
گذشته ما
همچنین شاهد
رشد بیش از
پیش تشکل یابی
کارگران
وتحرک فعالین
کارگری برای
ایجاد کمیته
های کارگری
هستیم. اگر در سال
۸۳ پیشروان و
فعالین
کارگری، آغاز
به تمرکز بخشی
از کوشش های
خود در این
زمینه
نمودند، در
سال ۸۴ ما
شاهد جوانه
زدن و ثمر
دادن این کوشش
ها هستیم. حق
ایجاد تشکل
مستقل، مستقل
از دیدگاه های
مختلف در درون
جنبش کارگری در
این زمینه،
خواست عمومی
تمام کارگران
بود ودر
بسیاری از
کارخانه ها و
مراکز تولیدی
نیز کارگران
به ابتکار خود
وبا توجه به
شرایط خود، کمیته
های کارگری و
کمیته های
کارخانه را
ایجاد کردند
که بعضی از
این کمیته ها
نیز علنا
اعلام
موجودیت کرده
اند. ”اتحاد
کمیته های
کارگری“ مرکب
از کمیته
کارگری
تهران، کمیته
کارگری
گیلان، کمیته
کارگری
کرمانشاه،
کمیته های
کارگری در
خوزستان،
سقز،سنندج
وبوکان،
همراه با
انتشار
بیانیه ای به
مناسبت اول ماه
مه، اعلام
موجودیت کرد.
افزون
بر کمیته های
کارگری و
کمیته های
کارخانه،
فعالان
وپیشروان
کارگری ،
کمیته ها
وتشکل های
دیگری نیز در ارتباط
با کارگران
وبه منظور
پیشبرد
مبارزات
وتحقق
مطالبات
کارگران
ایجاد کرده
اند. علاوه بر
”کمیته پیگیری
برای ایجاد
تشکل های آزاد
کارگری“ که با
انتشار
بیاینه ای در
اواخر سال ۸۳
اعلام
موجودیت کرد،
در سال ۸۴ نیز
کمیته دیگری
به نام ”کمیته
هماهنگی برای
ایجاد تشکل
کارگری“ با
انتشار
بیانیه ای در
آستانه اول ماه
مه، اعلام
موجودیت کرد.
در سال گذشته
ودر ادامه
تعقیب وآزار
کارگران
دستگیر شده
اول ماه مه در
سقز و صدور
احکام
محکومیت آنان از
۲ تا ۵ سال
زندان، کمیته
ای به نام
”کمیته دفاع
از حقوق
دستگیر شدگان
اول ماه مه“
نیز اعلام
موجودیت نمود
وفعالیت خود
را آغاز کرد.
پیش از آن نیز
یک ”تشکل
سراسری
کارگران
بیکار“ اعلام
موجودیت کرده
بود. حضور
فعال این
کمیته ها وتشکل
ها درعرصه
مبارزات
بسیار چشمگیر
است.
در
تمام
رویدادهای
مهم کارگری
سال گذشته، از
تدارک و
سازماندهی
مراسم های
مستقل اول ماه
مه وبرپائی
اعتصابات
واعتراضات
کارگری گرفته
تاصدور
اطلاعیه ها،
بیانیه های
آگاه گرانه وحمایتی
از کارگران،
از تهیه
گزارشات
کارگری ودائر
کردن سایت های
اینترنتی
گرفته تا
انتشار
نشریات
کارگری، همه
جا نقش این
تشکل ها وجمع
های متشکل
دیگر کارگری
دیده می شود. کوشش
های ادامه دار
کارگران و
پیشروان
کارگری برای
ایجاد
تشکل های
مستقل کارگری
وتوفیق آنها
در ایجاد برخی
تشکل های
کارگری ، یکی
دیگر از
تجلیات
ونشانه های
رشد وارتقاء
آگاهی در صفوف
کارگران
وپیشرفت جنبش
طبقاتی کارگران است.
سخن
آخر
حق
ایجاد تشکل
های مستقل
کارگری، یک
خواست اساسی
ومهم جنبش
کارگری در سال
گذشته بود.
مبارزه
کارگران برای
تحقق این
خواست محوری،
با وضوح شگرفی
بر این مسئله
صحه می نهد که
کارگران ایران
بیش از پیش بر
ضرورت متشکل
شدن در تشکل
های طبقاتی
خود آگاهی یافته
ودر عمل دارند
آن را دنبال
می کنند.
جنبش
کارگری با به
میان کشیدن
این خواست
سیاسی و
رودرروئی
آشکار با
دستگاه
دولتی، بر
تمامی آن تلاش
ها وافکاری که
سعی داشت
خواست و مبارزه
کارگران را
صرفا به مسائل
صنفی و اقتصادی محدود
کند، به پر
رنگ ترین شکلی
خط بطلان
کشید. از سوی
دیگر حضور
ممتد و
قدرتمند کارگران
در صحنه
مبارزه، جنبش
طبقاتی
کارگران را به
اصلی ترین و
مهم ترین
نیروی فعال
عرصه مبارزه
مبدل ساخت.
در
سال گذشته نه
فقط مبارزات
کارگران شکل
سازمان یافته
تری به خود
گرفت، بلکه
مجموعه این
مبارزات در
عین حال نشان
داد که
کارگران
ایران به
منافع طبقاتی
خود به عنوان
یک طبقه
بااهداف و
منافعی مستقل
از تمام اقشار
و طبقات دیگر
جامعه، بیش از
پیش آگاهی یافته
و سطح دانش و
تجربه
کارگران به
میزان قابل توجهی
ارتقاء یافته
است.
جنبش
طبقاتی کارگران
در سال ۸۴،
چنین نیست که
در جوار سایرجنبش
ها در عرصه
اجتماعی مطرح
باشد. جنبش
طبقاتی
کارگران در
سال گذشته ،
به عنوان جنبش
اخص طبقه
کارگر، حضورش
در عرصه جامعه
بسیار پررنگ تر
از گذشته بود
وگاه تمام
فضای سیاسی
جامعه را
تسخیر نمود.
سال
۸۴ سرشار از
رویدادهائی
است که هر
کدام از آنها
نشان از
پیشرفت گام به
گام ومداوم
جنبش کارگری
است. درخشش
خیره کنند
ستاره ”واحد“
اما در آسمان
جنبش کارگری، جنبش
طبقاتی
کارگران را
چندین گام به
جلو سوق داد.
نقل
از کار ۴۷۶ - سازمان
فدائیان
(اقلیت) - نیمه
اول اردیبهشت ۸۵