روز جهاني کارگر امسال تعيين کننده است

 

محمد آسنگران

asangaran@aol.com

 

روز جهاني کارگر دارد نزديک ميشود اين روز امسال براي طبقه کارگر در ايران  مهم و تعيين کننده است. اين روز تعيين کننده است نه تنها به اين خاطر که سنتاً کارگران در اين روز ادعانامه خود را عليه نظام سرمايه داري اعلام کرده اند، نه تنها به اين خاطر که نقش طبقه کارگر کليدي و مهم است. بلکه علاوه بر موارد ذکر شده امسال اول مه در دل فضاي سياسي خاصي برگزار ميشود. امسال ما در شرايطي به استقبال اول مه ميرويم که فضاي جنگي ميان جمهوري اسلامي و آمريکا نفسها را در سينه کل بشريت مترقي حبس کرده است.

هر دو قطب تروريستي، دو طرف اين کشمکش و بحران ايجاد شده، در ايران و فراتر از آن در جهان زندگي ميليونها انسان را در خطرتهديد و نابودي قرار داده است.

نه تنها بيکاري و دستمزد پايين و تحميل فقر به جامعه اکنون ذهن فعالين و رهبران و کل انسانهاي مترقي را به خود مشغول کرده است بلکه اساساً خطر جنگ، بمباران، تحريم اقتصادي و سناريوي سياه هم به فاکتورهاي قبلي اضافه شده است. بنابر اين طبقه کارگر و مردم ايران اکنون نه تنها دغدغه نان و کار و آزادي دارند بلکه نگراني مهم شان اين است که آيا جامعه را ميتوانند از خطر جنگ و نابودي نجات دهند؟ اين معضلي جدي و همه گير است که کل فضاي ايران و جهان را، در اول مه امسال تحت تاثير خود قرار داده است.

جامعه و بشريت مترقي امروز بايد بتواند از اين بحران کند. راه حل براي ما در ايران روشن است. ما بايد در ايران تکليف رژيم اسلامي را يکسره کنيم. يک قطب اين جنگ و ترور، ۲۷ سال است که با ما مردم ايران و طبقه کارگر ايران در جنگ بسر ميبرد.  اما آيا رهبران و فعالين کارگري يک دست و هماهنگ خطير بودن اين اوضاع را در يافته و اين راه  را انتحاب خواهند کرد ؟ در مقابل اين اوضاع حساس چه بايد کرد؟ سايه اين سوال بر سر اول ماه مه امسال گسترده است.

  جواب روشن است، راه حل روشن است، اما نيروي اجرا کننده اين راه حل هنوز با اين عزم جزم اعلام آمادگي نکرده است. با وجود تمام پيشرويها و رو آمدن رهبران و شخصيتهاي راديکال و مترقي، هنوز بخش زيادي از نيروي طبقه ما در توهم و يا پراکندگي تحميل شده بسرميبرد. اول مه امسال روزي است که بايد اين نيرو و اين غول خفته تکاني بخورد و بيداري خود را به دنيا نشان دهد.

کشمکش، جدال، اعتصاب، راه بندان، تظاهرات، دستگيري تصوير روزانه جنبش کارگري عليه سرمايه در ايران است که توجه ها را حتي در دنيا بخود جلب کرده است.  دستگيري و شکنجه و سرکوب و اعدام جوابي بوده است که حاکمان به خواسته ها و مطالبات ما داده اند. تاريخ ما کارگران و مردم آزاديخواه ايران درمقابل رژيم اسلامي، تاريخ کوتاه نيامدن، مبارزه کردن، در همه ابعاد سياسي و فرهنگي و اقتصادي و ايدئولوژيک بوده است. جواب رژيم اسلامي در سرکوب وحشيانه اعتراضات،  قتل وکشتار و تحميل فقر و فلاکت به همه جامعه و مردم در ايران بوده است.

 

اکنون ما بعد از ۲۷ سال تحمل شرايط سخت و غير انساني داريم کمر راست ميکنيم. داريم سيماي و تصوير جامعه اي انساني را در کل ايران و منطقه به همه انسانهاي دردمند نشان ميدهيم. داريم اميد به آينده و زندگي مرفه و شاد را بيش از پيش رواج ميدهيم . اما در وسط راهي که آغاز کرده ايم با مانع جدي و هولناکي روبرو شده ايم.

 

اين بار مانع تنها سياستهاي قرون وسطايي رژيم حاکم نيست، اينبار تنها مانع خدايان زميني و نمايندگان آن نيستند که در قامت وکيل و قاضي و سگ و پليس و زندان و شلاق در مقابلمان ظاهر شده و صف کشيده اند. اينبار با داستان خر دجال و عکس امامشان در ماه  و پيامبراني که حرمسرا هايشان در قيد حيات  و قيامت هميشه همراهشان بوده است، نيست که ميخواهند تمدن و اسنانيت و آزاديخواهي و برابري طلبي را به مسلخ بکشند.  اينبار با آخرين دستاوردهاي علم بشري، با آخرين سلاحهاي ساخته شده، با آخرين سيستم تبليغاتي و امکانات مدرن به جنگ ما آمده اند.

اين بار آخوندهاي حاکم، مدافعين نظام سرمايه، فرماندهان و کميته چيهايي که نسلي از ما را با اتکا به داستان خر دجال و اسلام و قرآن و محمد و علي و حسن و حسين، و با اتکا به خدا و قيامت و پيامبر و عاشورا و تاسوعا قتل عام کردند، در قامت ديگري ظاهر شده اند. اينبار نه با اين اراجيف مسخره،  بلکه با اتکا به تکنولوژي هسته اي ميخواهند همان اهدافي را دنبال کند که ۲۷ سال قبل با داستانهاي ۱۵۰۰ سال پيش دنبال کرده اند. اين اهداف حفظ حاکميت و قدرت سياسي و اقتصادي طبقه حاکم در ايران عليه ما و رقبايشان در ابعاد جهاني است.

 

۲۷ سال قبل دولتهاي غربي و آمريکا به دنبال اينکه متوجه شدند که نميتوانند شاه را نگهدارند، خميني و سيدهاي سبز و سياه را سوار سر مردم کردند که رقابتهاي جهانيشان با بلوک شرق را بهتر پيش ببرند. نسلي از ما قرباني رقابتهاي "جنگ سرد" آنها شد.

 

اکنون که نسل بعدي ما بعد از  شکست  انقلاب ۱۳۵۷ کمر راست کرده و ميخواهد اين "طفل شيرين" مولد رقابتهاي جنگ سردي آنها را از صحنه جارو کند، باز هم با تشنج بين اين دوقطب، عليه ما سنگر گرفته و ما را در شرايط سختي قرار داده اند.

. صف مقابل آمريکا به ما ميگويد براي مقابله با "امرياليسم" و تجاوز گري از حکومت "خودمان" که "مستقل" است دفاع کنيم. جواب ما اين است که ۲۷ سال است که اين حکومت "خودي" و "مستقل" خون ما را در شيشه کرده است. نسلي از ما را از دم تيغ گذرانده است، ما را از نان و کار و آزادي  و رفاه و... محروم کرده است. اين حکومت "ضد امپريالسيت" قبرستانها را آباد و جامعه را ويران کرده است.

ما اعلام ميکنيم اين بار نوبت محرومان است. اجازه نميدهيم کسي، جرياني، خدايي، شاهي، ملايي بيايد و به اسم ما حرف بزند. ما گرسنگان، ما زنان تحقير شده، ما دختران خياباني، ما بچه هاي کارتون خواب، ما معتادان، ما تن فروشان، ما انسانهايي که در ابعاد ميليوني تحقيرمان ميکنند، ما کارگران، جوانان و زنان که از زندگي انساني و برابر محروم شده ايم اعلام ميکنيم که اين بار صف خود را و قدرت خود را در مقابل هر دو اين قطبها قرار ميدهيم. ما ميخواهيم قدرت را از دست  حاکمان فعلي دربياريم. اين پيام ما گرسنکان است.

 

نبايد اجازه بدهيم با هيج ترفندي رسيدن به اين هدف را از ما دور کنند. تنها قدرتي که بتواند اين اهداف ما را به عقب براند، جنگ و سناريويي است که دو قطب تروريستي جهاني، اسلام سياسي و ميلتاريسم آمريکايي  بتوانند به جامعه  تحميل کنند. ما بايد درمقابل اين سناريو، متحد و ميليوني به ميدان بياييم.

ناگفته نماند صف ديگري به ما نويد سرنگوني رژيم اسلامي و دمکراسي را بوسيله بمبهاي آمريکايي ميدهد. صف ديگري که از مردم و قدرت ما قطع اميد کرده و چشم به آمريکا و تانک و توپ ودلار و پول آنها دوخته است. به ما ميگويند که سرنگوني اين رژيم بدون کمک خارجي و قدرت نظامي ممکن نيست. اينها نيروهاي ضد جامعه هستند که دغدغه شان نه ما و زندگي ما، بلکه قدرت و امکاناتي است که در پس ويراني جامعه عايد آنها ميشود.

 

ما در مقابل اين دو صف مدافع سرمايه و استثمار اعلام ميکنيم: اين جنگ جنگ ما نيست. اين کشمکش در مقابل ما و صف انسانهاي آزاديخواه خلق شده است. هرکدام براي تصاحب دسترنج ما به اين کشمکش  وارد شده اند. ما مردم ايران همراه مردم آزاديخواه جهان اعلام ميکنيم که در مقابل اين دو صف ارتجاعي مي ايستيم. ما مردم ايران احتياجي به سلاح هسته اي نداريم. ما خواهان خلع سلاح همه کشورهاي دارنده اين سلاح کشنده و ويرانگر هستيم. ما در شرايطي که درفقر و گرسنگي بسر ميبريم ابدا احتياجي به صرف ميليونها دلار براي مخارج انرژي هسته اي نداريم. ما خواهان توقف همه اين پروژه هاي بحران بر انگيز هستيم.

جنگي که اين دو صف ارتجاعي در تدارک آن هستند عليه ما و مردم آزاديخواه جهان است. جنگ آنها براي رسيدن به منافع خودشان است. يکي ميخواهد در رقابتهاي جهاني قدرقدرتي خود را به جهانيان اثبات کند و آن يکي ميخواهد سهم بيشتري  در تقسيم قدرت عايدش شود و پايه هاي خود را محکم کند. ما از وجود و قدرت هر دوي اينها تا کنون متضرر شده ايم. ما مجبور نيستيم و نبايد در کنار هيچکدام از اين دو قطب تروريستي قرار گيريم.

 

ما جبهه سوم، جبهه انسانهاي آزاديحواه، جبهه تمدن و آزادي در مقابل اين دو قطب قرار داريم. صف ما جهاني و ميليوني است. اتکاي ما به قدرت و سازماندهي همه انسانهايي است که براي يک دنياي بهتر تلاش ميکنند. اتکاي آنها به قدرت اسلحه و خرافه است. ما بايد درقدم اول تکليف رژيم اسلامي در ايران را يکسره کنيم.

ما از همه سازمانها و اتحاديه هاي کارگري، همه سازمانهاي مدافع حقوق انساني و انسانهاي آزاديخواه انتظار داريم که در مقابله با اين دو صف جنگ طلب، جبهه ما، جبهه سوم را تقويت کنند. اين تنها راه مقابله با خطري است که در قدم اول مردم ايران و در قدمهاي بعدي کل جامعه جهاني را تهديد ميکند.

 

ما جنگ و بمب و گرسنگي و هرج و مرج نميخواهيم. ما خواهان يک دنياي بهتر، يک دنياي عاري از اسلحه، عاري از بمب اتم و  عاري از هر نوع وسيله و تکنولوژيي هستيم که حيات انسان را با خطر مواجه ميکند. براي رسيدن به يک زندگي برابر و انساني بايد اين حاکمان بيرحم و قاتل را به زير کشيد. در قدم اول ما ميخواهيم در ايران حاکمين اسلامي را که يک قطب اين جنگ تروريستي است را به زير بکشيم. در اين راه کمک جهانيان و انسانهاي مدرن در دنيا براي ما مهم و حياتي است. اگر جبهه سوم بتواند به سياستهاي ميليتاريستي آمريکا و متحدينش افسار بزند، امکان پيروزي ما در ايران بسيار بيشتر است. اين صف را در سطحي جهاني بايد در مقابل هر دو قطب تروريستي سازمان داد و به ميدان آورد.  

پيام کارکران ايران به جهان متمدن اينست، از مبارزات برحق ما بر عليه حکومت اسلامي و براي سرنگوني اين حکومت دفاع کنيد. کمک کنيد جامعه را از اين تندپيچ خطرناک عبور داده و به هر دو قطب ترور  و وحشت پاسخ محکمي بدهيم.

۲۵ آوريل ۲۰۰۶