مصاحبه نشریه "اتحاد" با یدالله خسروشاهی

 

سوالات

 

  1-خواست آزادی تشکل و حرکت برای سازمانیابی تشکل های کارگری به عنوان دو موضوع مرتبط با هم، اکنون به مساله روز جنبش کارگری بدل شده است.به ابتکار جمع هایی از فعالین کارگری، دو نهاد برای تحقق مطالبات فوق اعلام موجودیت کرده اند که به ترتیب عبارتند از:"کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری" و "دیگری "کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل هایکارگری". همین مساله پرسش های زیادی را برانگیخته است که چرا دو نهاد مجزا؟!نظر شما در این رابطه چیست؟همچنین از دیدگاه شما نقاط قوت و ضعف، تمایزات و اشتراکات این دو نهاد کدام اند و بر اساس کدام استراتژی این دو نهاد می توانند به هم نزدیک شده و یا دستکم همکاری داشته باشند؟                  

2-ملاحضاتی بر بحث های رایج میان فعالین کارگری و نیروهای چپ نشان می دهند که بیشتر سه دیدگاه در رابطه با مساله تشکل یابی کارگری مطرح ومورد بحث و جدل بوده اند : یکی سندیکا یا اتحادیه،دیگری کمیته کارخانه و آن دیگری شورا.اساسا شما  روش این دیدگاه ها برای تشکل یابی را درست می دانید؟ به نظر شما جه نوع از تشکل های وسیع کارگری با توجه به ویژگی های جامعه ایران در اولویت قرار دارد؟                                                         

3- کنترل سیاسی و اختناق مانع مهمی بر سر راه تشکل یابی کارگری بوده است و رژیم همواره ملاحضات ویژه ای در رابطه با جنبش کارگری داشته  و فعالین کارگری را اعدام، دستگیر و یا تحت پیگرد قرار داده است. با آغاز حرکت های اخیر در جنبش کارگری،  تلاش رژیم این است که حرکت کارگران را کنترل و فعالین آن را تحت فشار قرر داده و با دستگیری و شکنجه آن ها روند رو به رشد جنبش کارگری را متوقف کند. به نظر شما فعالین جنبش کارگری و چپ  داخل و خارج از جامعه  چگونه می توانند یک کمپین وسیع اجتماعی برای مقابله با رژیم و در هم شکستن سیاست کنترل سرکوب سازمان دهند و ضمن آزادی فعالین کارگری، مسیر پیش روی جنبش کارگری را  که ممکن است بر اثر دستگیری های گسترده با مانع روبرو شود را هموار کنند.

 

پاسخ:

 

قبل از پاسخگویی به سئوال شما لازم است اشاره کوتاهی به تلاش کارگران جهت ایجاد تشکلات مورد نظرشان طی چند سال گذشته داشته باشم. که در این رابطه می توان گفت، جملگی این تلاشها  با سرکوب و خنثی کردن حرکت کارگران توسط مسئولین رژیم در خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار و با همکاری وزارت کار روبرو شده است.

برای نمونه می توان به برگزاری مجمع عمومی جهت انتخاب نمایندگان در پالایشگاه تهران در سال 75 اشاره داشت که پس از عدم پذیرش این انتخابات از طرف وزارت کار، به پیشنهاد مسئولین این وزارت خانه مجمع عمومی دیگری در خانه کارگر برگزار شد که با دخالت مسئولین شوراهای اسلامی کار این انتخابات صورت نگرفت. پس ازآن کارگران پالایشگاه های مختلف ضمن انتخاب نمایندگان خود با  خواست برگزاری جلسات پیمان دسته جمعی در جلو اداره مرکزی وزارت نفت تجمع کردند. این حرکت با سرکوب و دستگیری بیش از 100 نفر از کارگران نفت روبرو شد که تعدادی از نفتگران چند ماهی در زندان بسر بردند که پس از آزادی تعدادی بازنشسته و چند نفری اخراج شدند. یا برگزاری انتخابات در کارخانه ایران خودرو که با دخالت و همکاری وزارت کار و خانه کارگر، روز انتخابات تعطیل اعلام شد. هم چنین می توان به حرکت کارگران فلزکار مکانیک  و کارگران کارخانه الکتریکی البرز و کارگران کارخانه شوفاز کار جهت احیاء و تشکیل  سندیکای خود اشاره داشت، که در هر سه مورد با مخالفت وزارت کار و کارشکنی مسئولین خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار این خواست متحقق نگردید.

همچنین طی دو سال گذشته حرکت دیگری از طرف بخشی از فعالین کارگری جهت احیاء سندیکاهای صنفی خود زیر نام "هیات موسس انجمن های صنفی و سندیکایی" صورت گرفت که همواره با مخالفت و کارشکنی وزارت کار و مسئولین خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار روبرو شده است.

با توجه به چنین پیشینه و تجربه ای، بخشی از فعالین کارگری پس از برگزاری چندین نشست به این نتیجه رسیدند که لازمه پیشبرد امر سازمان یابی کارگران ایجاد یک کارزار جمعی برای رفع موانع سازمانیابی کارگران است. در این راستا با جمع آوری امضاء از بخشهای مختلف کارگری "کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری" موجودیت خود را اعلام کرد و شروع به فعالیت نمود و تاکنون چند مجمع عمومی برگزار کرده است. پس از یکی دو ماه بخشی دیگری از فعالین کارگری در شهرستان سقز نیز با جمع آوری امضاء "کمیته هماهنگی جهت ایجاد تشکل کارگری" را اعلام کردند.

این که سئوال کرده اید چرا دو نهاد مجزا؟ واقعآ برای من هم حرکت دوم سئوال برانگیز و تعجب آور بود. چرا که با توجه به شناختی که از آنها داشتم  انتظارم از فعالین کارگری شهرستان سقز این بود که  چون در پروسه عینی مبارزات وقت کارگران قرار دارند با درک شرایط موجود قطعآ به چنین حرکتی می پیوندند و به این حرکت غنای بیشتری خواهند داد. از طرفی در پروسه عمل نشان داده شد که تصمیم جمعی کمیته پیگیری و روش جمع آوری امضاء  از طرف آنها کار اصولی بوده است که فعالین کمیته هماهنگی نیز به تبعیت از آنها همین روش را برای سازمانیابی کارگران انتخاب کردند. در ثانی کمیته پیگیری اعلام کرد که دربرگیرنده فعالین کارگری بدون در نظر گرفتن گرایشات و نظریات مختلف آنهاست و فعالین کمیته هماهنگی نیز با عمل خود بر این نظر صحه گذاشتد. اما کمیته پیگیری حرکت خود را جهت ایجاد تشکلات آزاد کارگری اعلام کرد. فعالین این کمیته طی مصاحبه های متعدد خود اظهار داشتند که در این کمیته نظرات متفاوتی در مورد نوع تشکل وجود دارد. و امر ایجاد نوع تشکل را به فعالین کارگری در محیط های کاری محول نموده و تاکید کردند که این خود کارگران هستند که بر مبنای شرایط و امکانات هر کارخانه و صنعت هر گونه تشکلی از جمله شورا، سندیکا، اتحادیه، کمیته کارخانه و.. را بوجود می آورند. اما فعالین کمیته هماهنگی نام خود را "کمیته هماهنگی جهت ایجاد تشکل کارگری" گذاشته اند. چنین نام گذاری این را می رساند که آنها از قبل روی ایجاد یک نوع تشکل خاص توافق کرده اند . در صدد ایجاد تشکل خاصی برای کارگران برآمده اند. که لازم است فعالین کمیته هماهنگی این موضوع را به وضوح برای کارگران روشن کنند و صراحتآ نظر خود را در این زمینه اعلام نمایند.

لذا در مورد شیوه پیش برد حرکت بجز در این یک مورد خاص، من تمایز عملی جهت سازمانیابی کارگران بین این دو کمیته نمی بینم. اما این که گروهی اظهار می کنند تفاوت کمیته پیگیری با کمیته هماهنگی در این است که آنها ایجاد تشکلات کارگری را منوط به اجازه گرفتن از وزارت کار کرده اند و کمیته هماهنگی چنین نظری نداشته و آنرا محول به خود کارگران نموده، بنظر من گفتن چنین مسائلی ایجاد یک دیوار مصنوعی و اظهار رایکالیسم کاذب است. به عملکرد فعالین کمیته پیگیری نگاه کنید. ضمن این که بارها طی مصاحبه های متعدد خود اظهار داشته اند که برای ایجاد تشکلات کارگری منتظر دستور هیچ ارگانی نیستند و این حق مسلم کارگران است که بدون اجازه گرفتن از هیچ نهادی تشکل مورد نظر خود را بوجود آورند، در عمل نیز شاهد سازمان دادن کارگران برای ایجاد تشکلات مورد نظرشان هستیم. به حرکت اخیر کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه توجه کنید. آنها اقدام به احیاء تشکل مورد نظر خود کردند که با هجوم اوباشان و چاقوکشان شوراهای اسلامی کار و خانه کارگریها روبرو شدند و حتا درصدد کشتن فعالین کمیته پیگیری برآمدند تعدادی از فعالین آنها دستگیر شدند و چند روزی در زندان بسر بردند. حتا یکروز قبل از برگزاری مجمع عمومی جهت انتخاب نمایندگان شرکت واحد، محل جلسه را که در سندیکای کارگران خباز بود با کُتُل مولوتف به آتش کشیدند. ولی با وجود تمامی این مشکلات و موانعی که بر سر راه ایجاد تشکل برای آنها بوجود آوردند، شاهد بودیم که انتخابات نمایندگان خود را به پیش بردند و 19 نفر را بعنوان نماینده سندیکای خود انتخاب کردند و منتظر دستور هیچ فرد و نهادی هم نشدند.  شما اسم این حرکت را ایجاد توهم داشتن و اجازه گرفتن از وزارت کار می گذارید؟ بنظر من جمع اندکی در خارج از کشور با هیاهو و جنجال و طرح مسائل بی پایه و غیر واقعی  همچون "استراتژی گرایشات" بدون درک شرایط موجود جنبش کارگری ایران و برای طرح رادیکالیسم دروغین و غیر واقعی خود در صدد ایجاد دو دستگی در بین کارگران برآمده اند که فعالین داخل بدون توجه به این نظریات پوچ، فعالیت خود را به پیش برده و به مبارزه  برای ایجاد تشکلات مستقل مورد نظر خویش ادامه می دهند. عنوان رفع موانع تشکل یابی که از طرف فعالین کمیته پیگیری ابراز شده به معنای توهم به وزارت کار و اجازه گرفتن از آنها نیست. رفع موانع یعنی نفی قانون کار فعلی. چرا که  وجود چنین قوانین ارتجاعی در قانون کار، یکی از موانع اساسی  تشکل یابی کارگران است. با استناد به همین قوانین است که تاکنون مانع ایجاد تشکل در صنایع بزرگ شده اند، کارگران قراردادی و موقت طبق این قانون نمی توانند تشکل خود را بوجود آورند. کارگران بیکار در بی تشکلی بسر می برند. زنان خانگی حق ایجاد تشکل ندارند. غیر مسلمانها نمی توانند در انتخابات شرکت کنند و نماینده شوند. ولایت فقیه در همه تشکل ها نماینده تام الاختیار و با حق وتو دارد. شوراها بازوی کارفرما در محیط کارند. ماده 131 قانون کار تنها سه نوع تشکل را برای کارگران در نظر گرفته است. شوراهای اسلامی کار، انجمن های صنفی ونماینده کارگران. یعنی اینکه وقتی یکی از این تشکلات در کارخانه، کارگاه و یا مرکز کار سازمان یافته باشد، کارگران نمی توانند تشکل دیگری را بوجود آورند. می دانیم که پس از اعلام انحلال شوراها و سایر تشکلات از طرف وزارت کار در سال 13360، فورآ توسط افراد انجمن های اسلامی شوراهای فرمایشی در بعضی از کارخانجات بالای 35 نفر کارگر دایر گردید. در بعضی از کارگاه ها افراد انجمن های اسلامی بعنوان نمایندگان کارگران منتصب شدند و توسط کمالی وزیر کار وقت فورآ از طرف وزارت کار برسمیت شناخته شدند و کارت نمایندگی برای آنها صادر گردید. آئین نامه انجمن های صنفی نیز که بعدآ به تصویب وزارت کار و هیات وزیران رسید دارای همین محدودیت ها است. لذا مشاهده می کنیم که با وجود چنین قوانین و تشکلات دست ساخته دولتی، اصولآ کارگران قادر به ایجاد هیچ نوع تشکلی در محل کار خود و یا بطور سراسری نیستند و هرگونه حرکت تاکنونی آنها با استناد به همین قوانین ارتجاعی به شدیدترین وجهی سرکوب شده است. لذا رفع موانع یعنی نفی چنین قوانین، یعنی نفی قانون کار موجود. این یکی از مسائل اساسی است و افرادی که ربطی به جنبش کارگری ندارند و از ابتدایی ترین مسائل کارگری بی خبرند، قادر به درک آن نیستند.با عمده کردن اختلافات گرایشی در بین کارگران، جنگ اصلی کار و سرمایه را به درون طبقه کارگر می کشانند. قصد دارند آنها را در مقابل هم قرار دهند و از این طریق کل رژیم و عاملان آن در جنبش کارگری یعنی خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار را از زیر ضرب متحدانه کارگران بیرون بکشند. در موقعیت فعلی برای جارو کردن این خش و خاشاک سرمایه داری  از جنبش کارگری،  جبهه واحد و یکپارچه کارگران  یکی از ملزومات اساسی  پیشبرد این حرکت است که بایستی برای ایجاد چنین صف مستقلی، کارگران را بدون در نظر گرفتن نوع نگرش سیاسی آنها سازماندهی کرد.

این که بر منبای کدام استراتژی این دو نهاد می توانند بهم نزدیک شده و با هم همکاری کنند، من فکر می کنم اساس حرکت و همکاری هر دو کمیته بایستی بر امر سازمانیابی کارگران در مراکز کاری بنا شود. یعنی فعالین این دو کمیته همانطور که حرکت خود را محدود به نگرش خاصی نکرده اند، ضمن مراجعه به مراکز کاری مختلف، ضمن تماس با فعالین کارگری در بخشهای مختلف کارگری آنها را تشویق و ترغیب جهت سازماندهی خود در محل کار کنند. با انتخاب نمایندگان در مراکز کاری مختلف و معرفی این نمایندگان به کمیته ها می توان امید وار بود این حرکت در ادامه خود منجر به ایجاد یک تشکل سراسری و پایدار در سطح کشور شود.

بنظر من فعالین هر دو کمیته بدون در نظر گرفتن مسائل فرقه ای و گروهی و با نفی حرکت سکتاریستی، با جایگزینی منتخبین بخشهای مختلف کارگری ( که با رای مستقیم خود کارگران انتخاب شده اند) در کمیته ها قادر خواهند شد به حرکت آینده خود امیدوار باشند. در غیر این صورت اگر فعالین این دو کمیته که بطور واقعی  با رای مستقیم کارگران در این نهادها  جایگزین نشده اند (جز در موارد استثنایی)، اگر در نظر داشته باشند خود را نماینده کارگران به حساب آورند و بجای آنها و بدون دخالت مستقیم آنها برایشان تصمیم بگیرند، قطعآ این حرکت در آینده ای نزدیک به شکست منتهی خواهد شد. که در چنین صورتی این دو کمیته خود مانعی در مقابل تشکل یابی کارگران خواهند بود و آنگاه کمیته ای باید بوجود آید که این موانع را هم از سر راه سازمانیابی کارگران بردارد.

از طرف دیگر خوشبختانه فعالین این دو کمیته در حال حاضر یک حرکت مشترک را در عمل به پیش برده اند. محکومیت حمله به نمایندگان کارگران شرکت واحد و هم چنین اعتراض به شرکت مسئولین شوراهای اسلامی کار در جلسه سازمان جهانی کار و اطلاعیه های دیگری که در زمینه های مختلف از طرف فعالین این دو کمیته صادر شده نشانه هایی از تمایل همکاری بین دو کمیته را نشان می دهد. امید است در آینده با گسترش چنین عملکردهای همسو، فعالین این دو کمیته ضمن برگزاری نشست های مشترک در ارتباط با مسائل و معضلات کارگران یک سیاست همسانی را به پیش برند و در آینده ما شاهد حرکت مشترک آنها جهت ایجاد تشکلات مستقل کارگران در سطح کشور باشیم.

لازم است در این مورد تاکید کنم که نفس ایجاد دو کمیته و یا اصولآ کمیته های متعدد به هیچ عنوان مانعی جهت همکاری و همگامی آنها با یکدیگر نخواهد بود. ایکاش هر چه سریعتر کمیته های دیگری در مراکز کارگری، در استانها و شهرستانهای دیگر بوجود آید و ضمن برگزاری نشست مشترکی یک برنامه عمل و جبهه واحد کارگری در مقابل کل عاملان و کارگزاران سرمایه بوجود آید. "بگذار صد گُل بشکُفد" و این گُلزار در پهنه سیاسی ایران شروع به قدرت نمایی کند. در چنین موقعیتی است که می توان گفت رژیم نفس های آخر خود را خواهد کشید.

اما این که مطرح کرده اید سه دیدگاه در مورد تشکل یابی کارگران وجود دارد، شورا و سندیکا و کمیته کارخانه، به نظر من هیچ نیرویی نبایستی خود را بجای کارگران قرار دهد و به آنها بگوید چه نوع تشکلی را بوجود آورند. این خود کارگران هستند که بر مبنای شرایط  محل کار خود بایستی تصمیم بگیرند چه نوع تشکلی را بوجود آورند. بنظر من این یک دید انحرافی و سکتاریستی است که  برای کارگران تعیین و تکلیف می کند و در نظر دارد نوع تشکل خاصی را به کارگران بقبولاند. مثلا کارگران بیکار، کارگران کارگاه های کوچک، زنان خانه دار، اصناف مختلف، کارگران کارخانجات و صنایع بزرگ با توجه به وضعیت و موقعیت خود تصمیم خواهند گرفت که نوع تشکل دلخواه خود را بوجود آورند و هیچ نیرویی نبایستی مانع ایجاد تشکل مورد نظر کارگران در مراکز کاری آنها شود. پس از سازمانیابی کارگران در کارخانجات و محیط های کاری خود است که  برای پیوستن این تشکل ها و ایجاد یک تشکل سراسری و پایدار منتخبین کارگران طی برگزاری یک مجمع عمومی و یا کنگره سراسری با مشورت و همکاری یکدیگر قادر خواهند شد اساسنامه ایجاد تشکل سراسری و مستقل کارگران را به تصویب جمع منتخب کارگران برسانند و روی یک برنامه مشترک عملی به توافق برسند.

در مورد سئوال آخر شما مبنی بر ایجاد یک کمپین وسیع جهت حمایت از حرکت کارگران ایران، بنظر من فعالین داخل کشور با درک شرایط مشخص و  عینی جامعه حرکت خویش را به پیش برده و می برند. فعالین خارج نیز بعنوان یک پشت جبهه حمایتی قادرند بدور از فرقه گرایی موجود که چون زهری در وجود بعضی از آنها  لانه کرده، با ایجاد یک کارزار وسیع  به حمایت از حرکت کارگران بپردازند. در این زمینه " ائتلاف بین المللی در حمایت از کارگران در ایران" در جهت کسب حمایتهای بین المللی در رابطه با حرکت و خواست کارگران ایران تجربه بسیار ارزشمندی دارد.  فعالین این ائتلاف بارها آمادگی خود را برای ایجاد یک حرکت سراسری در خارج از کشور و توافق روی یک پلاتفرم عملی برای پیشبرد این امر مهم و حیاتی اعلام داشته و آمادگی خود را برای این حرکت جمعی بیان نموده اند. لازمه پشبرد چنین امری مقدم شمردن منافع طبقه کارگر بر منافع گروهی و محفلی است و برای رسیدن به سر منزل مراد در مرحله نخست نفی سکتاریسم موجود در میان بعضی از فعالین خارج کشور است.

 

جولای 2005

 

 

سلاح نقد

بازگشت به صفحه نخست