جوابی به مقاله آقای کاظم فرج الهی با عنوان:

درباره ساختار درونی، ظرفیت و كاركردهای «كمیته پیگیری ایجاد تشكل‌های آزاد كارگری »

ازمحمد اشرفی

به حضور اعضاء محترم کمیته پی گیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری

دوستان و همرزمان سلام:

جهت روشن شدم برخی ابهامات لازم دیدم پاره ای از مسائل را هرچند به صورت مختصر بیان کنم تا شاید شبهات وسوء تفاهم های ایجاد شده بر طرف گردند. برخی از دوستان برداشت غلطی از انتقادات دارند ، وانتقادات را دال برتندروی یا عدم شناخت ساختار و ظرفیت کمیته میدانند. البته دلیل چنین برد ا شتهای غلط عنایت به چند جواب ازپیش تعیین شده است که بدون توجه به اصل ونوع انتقاد برای تمام انتقادات همان نسخه را میپیچند ودیگری نیازی به بررسی مجدد نمیبینند . و جالب است که جوابهای از پیش بافته شده آنقدر کلی گوئی هستند که از نظردوستان نه تنها تمامیت کمیته را شامل میشود برخی اوقات جهان شمول هم میشوند. برای شناخت بیشتر کمیته واعضا و بستر موجود اجتماعی باید اول نیازهای كه تشكیل كمیته را الزامی كرده است. در مرحله دوم افرادی كه كمیته را بنیان نهادند شناخت و در مرحله آخر بستری كه كمیته در آن می خواهد حركت كند تحلیل كرد بعد از بررسی سه مرحله فوق است كه می توان در رابطه با ساختار درونی و مسیر احتمالی و یا حتی امكان ادامه موجودیت كمیته را بررسی كرد. همچنین بعد از این بررسی ها است كه می توان درك كرد كه كمیته نیاز مبرم به دگردیسی دارد در غیر این صورت سریعأ فرو خواهد پاشید یا اگر نامی از آن باقی بماند جز نام و یك جمع پوشالی هیچ نخواهد بود. كمیته اگر بخواهد در مسیر جنبش حركتهای مثبتی انجام بدهد باید بین نیازهای كه آن را الزامی كرده است و توانایی و خواستهای اعضایش و بستری كه در آن جریان خواهد داشت پیوندی ایجاد كند.

من در این نوشته سعی خواهم كرد به مسائل زیر بپرادازم: 1- كمیته پی گیری ... بر مبنای چه الزاماتی موجودیتش ضرورت دارد؟ 2- آیا در مسیر جنبش، ساختار فعلی كمیته می تواند پاسخگوی نیازها باشد؟ 3- آیا كمیته می تواند پیوندی بین پویای و تفاوتهای مختلف اجتماعی با دگم اندیشی اولیه تشكیل دهندگان خود پیوندی برقرار كند، یا در مقابل مانع تراشیهای محفلی سقط خواهد شد؟ 4- انتقادات من از كمیته. 5- نهایتأ پیشنهاد برای وارد شدن به مرحله گذار از محفل گرائی به بستر سازی اجتماعی جنبش .

دراینكه وجود مجموعه ای به عنوان كلكتور ضروت حیاتی دارد شكی نیست. اما كمیته پی گیری با كمال تأسف بسیار دیر شروع كرده است. چرا كه جنبش بوروژوازی در ایران سالهای بسیار طولانی است كه در بستر اجتماعی و در پوشش های مختلف بر علیه مردم بخصوص گارگران دسیسه چینی می كند همانگونه كه نیروهای چپ در هیئت یك جنبش رادیكالیزم الكن بوده است و تابه این روز نتوانسته در آئینه زمان تمام قد بایستد، در مقابل بوروژوازی نیز دچار چنین مشكلی بوده است ولی بورژوازی بدلیل یک اشتراک مشخص بین اعضایش (سود طلبی هرچه بیشتر) بدون توجه به هر مسئله دیگر وبدون توجه به پوششهای مختلف خودكاملأ متحدانه عمل كرده اند هر چند كه در پوشش های روبنائی مختلف وارد میدان شده اند و در آخرین نمایش درهیبت اصلاحات توانست طبقات نارس اجتماعی را با یك شكل بدوی و بسیار ناهنجار گرد آورد و با همین اتحاد ناهمگون توانسته است جنبش بسیار عظیمی را تدارك ببیند كه هر چند از تشكل های یك دست تشكیل نشده اند ولی در هدف تحمیل نظرات سود مادی خود به كل اجتماع متحدانه عمل كرده اند و حتی از طبقه مخالف خود نیز توانسته اند یارگیری كنند. چون بورژوازی باتمام گسترده ای احزاب، سازمانها و گروه های حاكم در درون نظام و حتی بخشی از اپوزسیون نظام تشكیل یك جنبش داده است و با چنین جنبشی كه تمام حركاتش به صورت ارگانیك و سیستماتیك پیاده كرده نقشه های سود طلبانه و انحصارگرایانه است نمی توان با یك حزب، گروه یا سازمان مقابله كرد بلكه تمام احزاب، گروه ها و سازمانها باید متحدانه وارد كارزار شوند. یعنی تشكیل یك جنبش قدرتمند چپ بدهند. كه یك بخش آن می تواند تشكل های كارگری باشد. با این اعتبار می توان قبول كرد كه كمیته هر چند یك بخش كوچك ولی نیاز مبرم زمانه به جهت بستر سازی جنبش كارگری ضرورت دارد. باز تأكید می كنم كه دیر شروع شده است. با ابراز تأسف باید گفت تشكیل دهندگان اولیه كمیته یا خود كسانی هستند كه سالهای سال در مبارزه گرفتار دور تسلسل خود محوری بودند . یا حداقل همان افكاری كه رسوبات سیستم اسب عصاری را همراه خود دارند ،تشكیل شده است.به همین دلیل است که موجودیت اولیه کمیته با افکار دگماتیسم پنهان ولی با ظاهری تکثر گرایانه تبدیل به مانع سر راه خود کمیته شده است. متأسفانه چندین دهه است كه این افكار درپیله خود مانده وپوسیده است. حتی با ظاهر زیبایش همیشه پی بهانه ای برای جلوگیری از مردمی شدن فعالیت ها بوده است. بقدری كه وجود تفاوت ها را نیز تبدیل به موانع می كنند. در پیله ماندگان یا از طریق افرا ط یا از طریق تفریط اعمال انحراف می كنند. دهه های گذشته افراط بود و حالا دچار تفریط شده ایم. تا زمانی كه رسوبات اندیشه گذشتگان را كاملأ آنالیز نكنیم نمی توانیم كمیته را از خمودگی و بی تحركی نجات دهیم. این افراد به بهانه اینكه اندیشه های متفاوت در ساختار كمیته حضور دارند از برخورد اصولی اندیشه ها جلوگیری می كنند و این باعث بروز ناهنجاری های عمیق خواهد شد( وقتی در مقابل جریان اجتماعی مانعی گذاشته شود، ایجاد دمل چركین خواهد کرد) و البته درك من این است كه عده ای وجود اندیشه های مختلف را به بهانه ای برای اعمال حاكمیت خود قرار داده اند و به همین دلیل آنها از تدوین نشدن قوانین، اهداف و آئین نامه های اجرائی دفاع كرده و ساختار فعلی (هرج و مرج) را در كمیته دامن می زنند تا از آب گل آلود صید خود را بدست آورند و آن اعمال حاكمیت محفلی به سبك دیكتاتوری اقلیت برعلیه اكثریت است كه تا به امروز اعمال كرده اند و كلمه اجماع را نیز ابزاری برای اعمال دیكتاتوری خود قرار داده اند. این چند نفر با تمام توان دارند از برخورد طبیعی اندیشه ها در درون كمیته جلوگیری میکنند تا كمیته توان پویا نداشته باشد. اگر كمیته پویا باشد فقط افرادی می توانند در آن عرض اندام كنند كه قدرت فعالیت و افكار منطبق با نیازهای جنبش داشته باشند در حالیكه افراد فعلی حتی اعمالی كه بسیار ســـاده بودند نیز انجام نداده اند ( مصداق های این گفته در پی خواهد آمد). بنابراین با این افراد هیچ گاه نخواهیم توانست گامی به جلو برداریم یا اثر مثبتی در جنبش کارگری بگذاریم. چرا كه این افراد دائمأ مواظب هستند كه موقعیت خود و جمع مطبوعشان به خطر نیافتد. همین كه احساس خطر بكنند گارد خواهند گرفت و برای فرار از افشا شدن همه چیز را به تعطی خواهند كشاند. بنابراین تا زمانی كه كمیته از مرحله دگردیسی عبور نكند نمیتواند هیچ پیوندی در هیچ مرتبه ای و سطحی ایجاد كند. و در حال حاضر كمیته در حال سقط جنین است .اگر نجاتش ندهیم دچار مرگی خواهد شد كه باروری را شاید چند سال دچار مشكل كند. من انتقادات خود را در چهار دسته تقسیم می كنم: 1- كمیته از نظر ساختاری محفلی است و خود مانع در مسیر هدف خودش شده است. 2- بدلیل عدم تدوین قوانین و آئین نامه ها و پیمان نامه های شرح وظایف دچار هرج و مرج است. 3- به دلیل عدم تقسیم كارها و عدم ایجاد مشاركت بین كلیه اعضاء امكان پویائی و رشد در اعضاء ایجاد نشده است و همین موضوع نشانه افكار سلطه طلبانه است كه نیاز به پالایش دارد. 4- عدم وجود ساختاری انتقادی مشخصی باعث گردیده از یك طرف مسئولین احساس جوابگوئی نكنند و از طرف دیگر منتقدین به اجبار از هر فرصتی برای ابراز انتقاد خود استفاده كنند.بنابراین برآیند این دو گونه برخورد همیشه چالش زا خواهد بود. این چهار مورد انتقادات كلی بنده به كل كمیته است.

اما آنچه در زیر می آیند مختص چند نفر است كه در واقع اعمال آنها نتیجه چنین سیستمی می باشد. من نمی گویم چرا كمیته نتوانسته حقوق كارگران را افزایش بدهد، من نمی گویم چرا كمیته قوانین ضد كارگر را لغو نمی كند، من نمی گویم كمــیته چــرا تشكل هـــای كارگری را تشكیل نمی دهد، من نمی‌گویم چرا كمیته راه پیمائی و تظاهرات نمیكند و... بلكه من می گویم كمیته چرا برای ایجاد تشكل های كارگری هیچ تماسی نگرفته است. من می گویم چرا كمیته تقسیم كار نمی كند آ یا سران كمیته از وارد شدن بقیه اعضاء به عنوان فعالین مستقیم كمیته وحشت دارند. من می گویم چرا كمیته شرح وظایف برای نمایندگان و اعضاء نمی نویسند. من می گویم چرا كمیته بخش‌های مختلف از بین اعضاء تشكیل نمی دهد. من می گویم چرا كمیته به اصل پذیرفته شده در تمام دنیا به عنوان ركن اصلی دموكراسی یعنی تابعیت از رای اكثریت پیروی نمی كند ، من می گویم چرا نمایندگان كمیته دقیقأ وظایفی را كه خودشان برای خود تصویب می كنند ولی خود اجرا نمی كنند. من می گویم چرا اعضاء كمیته كارهای كوچك را كه حتمأ توانایی انجامش را دارند و حتمأ در مورد آنها اجماع دارند ولی به عنوان وظیفه انجام نمی دهند. من می گویم چرا نمایندگان كارهایی را كه می توانستند انجام بدهند ولی انجام نداده اند.و در جلسات وانمود می كنند كه انجام داده‌اند. من می گویم چرا تعداد انگشت شماری از اعضاء كمیته با بقیه اعضاء با تمسخر برخورد می كنند و آنها را نادان به حساب می آورند .

در زیر موارد عینی تری را برایتان می نویسم: 1- قرار بود برای مراسم اول ماه مه بروشوری كه در یك طرف قطعنامه و در طرف دیگر لوگو، سرود انترناسیونال و ریز برنامه هایی مراسم نوشته شود، این تصمیم نمایند گان بود اما اجرا نشد . باید مشخص شود چرا انجام نشده است؟ 2- قرار بود مقاله ها پنج شنبه جمع آوری شوند چرا نشد؟(جالب است بدانیم فقط یک نفر به موقع مقاله خود را ارایه داد که او جزوء نمایندگان نبود) 3- قرار بود دو نفر از نمایندگان هر کدام یک نفر جهت مجری آماده نمایند اما هر دو درست شب آخر اعلام کردند که موفق به تماس با طرفهای مقابل نشدند . 4- قرار بود یکی دیگر از نمایندگان شعرهای از طریق ایمیل بفرستند چرا تا 3 نصف شب نفرستاذه بود؟ 5- قرار بود سه نفر به عنوان مسئولین برگزاری انتخاب شوند ولی این افراد درست در آخرین لحظات انتخاب شدند ، البته جالبتر اینکه یکی از انتخاب شده ها غایب بوده است. بر داشت من از این انتخاب این گونه است که نمایندگان به عمد سهل انگاری کردند تا وضعیت بحرانی شود در نتیجه کسی از ترس گرفتار شدن در افتضاح مراسم پیش قدم نشود ، تا مبادا درون جرگه شان نا محرمی وارد گردد. اینها کار های بسیار کوچک هستند که نه مشکل ساختاری دارند، نه نیاز به اجماع دارند، و نه خارج از ظرفیت کمیته هستند.فقط( مشت نمونه ای هستند از خروار) عدم انجام وظیفه هست، که دهها مورد دیگر را در رابطه با مراسم اول ماه مه میتوان نام برد. حال سوال این است (افرادی که چنین کار های کوچکی را انجام نداده اند چه گونه میخواهند وظایف بزرگتری را انجام بدهند.) جالبتر است بدانیم که افراد غیر نماینده بیشتر و بموقع کار های محوله را نسبت به نمایندگان انجام داده اند. موارد بسیار زیاد دیگری نیز وجود دارند و همگی می دانیم این كارها بسیار ساده بودند و هیچ ربطی به نبود اجماع یا وجود اندیشه های مختلف ندارند. فقط و فقط عدم انجام این كارهای كوچك را می توان با بی مبالاتی و بی ارزش دانستن كمیته و اعضاء آن توجیه كرد. ممكن است بفرمائید وقت نداشتیم اگر برای كارهای بسیار كوچك مانند آنها كه در بالا بیان شد وقت نداشتید ، پس چه گونه می توانید ادعا كنید كه می‌خواهید برای تشكل های كارگری بستر سازی كنید؟ كاری را كه انسانهای پاک باز هنوز نتوانسته اند انجام بدهند. شما كه توان انجام یك تلفن زدن را ندارید آیا عاقلانه نیست كه پیش قدم نشوید. وقتی حتی كارهای كوچك را انجام نمی دهید و باز هم برای نمایندگی پیش قدم می شود فقط این معنا را دارد كه می خواهید از جمع سوء استفاده شخصی یا محفلی بكنید. در مقابل چنین اعمالی وقتی از شما بدلیل عدم انجام وظیفه انتقاد می شود شروع می كنید به پنهان کردن واقعیتها ووارونه جلوه داددن حقایق و ... چگونه باید با شما كنار آمد؟ من پیشنهاد میکنم، برای اینكه بتوانیم كیته را یك قدم به جلو ببریم باید: 1- تقسیم كار نمائیم. 2- تمام اعضاء را وارد بازی كنیم. 3- بخش های مختلف برای انجام وظایف مختلف تشكیل دهیم. 4- اهداف خود را دقیقا تدوین كنیم و آئین نامه‌های مختلف ، چه اجرائی، چه انظباطی، چه تعریفی را تدوین كنیم. 5- طرح های برقراری ارتباط با بیرون كمیته را طراحی كنیم. 6- بخشی از كمیته را به جهت انجام مأموریتهای ایجاد تشكل های كارگری آماده نمائیم. 7- بخش دیگری از كمیته را برای جمع آوری اطلاعات و پردازش آنها و بازخورد نتایج آنها را در درون كمیته مأمور كنیم. 8- بخشی را نیز جهت ایجاد ارتباط اندیشه ای و هدایت طبیعی برخورد اندیشه های داخل كمیته مشخص كنیم. 9- ابزارهای ارتباطی و روابط اجتماعی داخل و بیرون كمیته را در حد توانمان ایجاد كنیم اگر چنین كنیم می توانیم امیدوار باشیم و لا غیر.

لازم به تذكر است كه باید مشخص كرد كه جلسات كمیته پی گیری از كدام جنس است. من می گویم جلسات كمیته پارتی یا جلسه وقت گذاری اشراف و پارتی های سرمایه داری نیست كه از رنگ موی سر و گربه های ملوس و سنگهای پشمالو یشان برای یكدیگر تعریف كنند. یا لباسهای حریرشان را به رخ هم بكشند و شوخی های ملیحانه بكنند، جلسه عارفانه روشنفكری هم نیست كه در درون دود غلیظ سیگار از میان لبهای كبود شده متمایل به زرد ، حلقه های متنوع می سازند و در میان بوی تند قهوه متلك های شاعرانه نثار هم می‌كنند و با عشوه های بورژوازی كرامات خود را به رخ یكدیگر می كشند. جلسات جوانان امروزی هم نیست ازبدو تشكل اش قصد خوش گذرانی و باری به هر جهت باشد. حتی ان جی او هم نیست ، تا چند جوان جویای نام ولی ترسو كه نمی توانند در مبارزات اجتماعی وارد شوند با ایجاد یك ان جی او حس عدالت طلبی و مبارزه جویی خود را ارضاء كرده و خود را در چنبره عشوه های بورژوازی مشغول می كنند. جلسات كمیته، جلسه كارگری یا حداقل جلسه فعالین كارگری است ، هم چنان كه كارگران در سیطره دود و آهن و در میان چرج و دنده ها با خشونت تمام درگیر هستند و ترق و تورق شكست استخوانهای خود را از ورای دهلیزهای دهشتناك و تونلهای سود طلبی سرمایه داری می شنود، آنجائی كه هیچ گونه لطا فتی در كار نیست، شكستن عریان است، شكسته شدن عریان است، غارت و چپاول عریان است،بنابراین فریاد علیه ظلم نیز باید عریان و بدون تعارف وبدون عشوه باشد. بدون ملاحظه كاری های روشنفكرانه و بدون فریب كاری سرمایه دارارنه و بدون وقت كشیهای نجیب زادگی و بدون فریب‌كاری علیه خود و جامع مرجع و كاملا روشن و واضح باشد. در آینده توضیحات دیگری نیز ارسال خواهم کرد. امیدوارم با دید روشنتری موضوع را بررسی کنید.

با سپاس فراوان محمد اشرفی 20 /4/1384

البته بیش ازدوهفته است که این نامه برای سایت شورا – آوای کاروبه ایمیل کمیته ارسال شده است اما هیچ توجهی نکرده اند.از طرف دیگر به نظر میرسد چون خود نیز مطمعن هستند که گناه کارند ،جز پنهان شدن و فرار از حقایق چاره ی دیگری ندارند.درمورد گزارش وقایع مجمع چهارم نیز کاملا" سکوت کرده اند.

سلاح نقد

بازگشت به صفحه نخست