پيرامون خروج راه کارگر از ائتلاف سه جانبه و انحلال ” اتحاد عمل برای دمکراسی“

سازمان فدائیان-اقلیت

کمیته مرکزی راه کارگر با انتشار بیانیه ای در تاریخ ۱۲ تیر ۸۴، اعلام نمود که ” راه کارگر دیگر در ”کمیته اتحادعمل برای دمکراسی“ شرکت ندارد.“ کمیته مرکزی راه کارگر ضمن توضیح این مسئله که ”اتحاد عمل برای دمکراسی“ شکلی از ائتلاف سیاسی میان سازمان اتحاد فدائیان خلق، حزب دمکرات کردستان ایران و سازمان راه کارگر بود که از ”اسفند ۷۴“ به وجود آمده بود، پیرامون دلائل خروج خود از این ائتلاف می نویسد، ”مشکل همکاری در ”کمیته اتحادعمل برای دمکراسی“ هنگامی شروع شد که رهبری حزب دمکرات کردستان در قبال طرح های جهان خوارانه آمریکا آشکارا موضعی در پیش گرفت که از نظر ما مطلقا نمی تواند با دمکراسی سازگار باشد“ آنگاه با اشاره به این که ”آقای مصطفی هجری دبیر کل حزب دمکرات کردستان در پیام تبریک به جرج بوش به مناسبت انتخاب مجدد او به ریاست جمهوری، صراحتا خواهان مداخله آمریکا برای استقرار دمکراسی در ایران“ شده است، این اقدام را نقض ماده ۸ قرارداد اتحادعمل برای دمکراسی دانسته است. کمیته مرکزی راه کارگر در بیانیه خود سپس می نویسد که راه کارگر بلافاصله هرگونه اقدام مشترک با حزب دمکرات را به حالت تعلیق در آورده است و سرانجام پس از چندین دیدار و گفتگو با رهبری حزب دمکرات ”برای شنیدن معنا و ابعاد تغییر سیاست حزب دمکرات از زبان خودشان“، این موضوع روشن شد که ”رهبری حزب دمکرات کردستان طرح ها و مداخلات آمریکا را برای پا گرفتن دمکراسی در ایران وخاور میانه مفید و لازم ارزیابی می کند و بنابراین حداقل شرایط لازم برای همکاری در راستای دمکراسی میان ما وجود ندارد“
واقعیت این است که نگاه جانبدارانه حزب دمکرات کردستان نسبت به دولت آمریکا و سران ارتجاع جهانی، منحصر به موضع گیری اخیر دبیر کل حزب دمکرات مصطفی هجری نمی شود. این که دولت آمریکا مدافع آزادی و دمکراسی است، این که دولت آمریکا هواخواه حکومت دمکراتیک است، این که این دولت مدافع حقوق عادلانه خلق کرد وحامی مردم کردستان است، این ها چیزهائی بود که پیش از این نیز بر زبان این حزب جاری شده بود. استمداد طلبی دبیر کل حزب دمکرات کردستان اما از جرج بوش نماینده هارترین جناح های امپریالیستی برای مداخله آمریکا وآوردن ”دمکراسی“ به ایران واستقرار دمکراسی به سبک عراق گرچه به عریان ترین شکلی ماهیت دمکراسی مورد نظر این حزب بورژوا- ناسیونالیست و امیال پوشیده آن را برملا ساخت، اما این موضع گیری، یک موضع گیری بی زمینه یا خلق الساعه و به کلی بی سابقه نبود. این، نتیجه ی پروسه ای بود که حزب دمکرات کردستان ایران، برمتن تحولات جدید در منطقه از چند سال پیش تر آن را در پیش گرفته بود.
نخستین تلاش های علنی حزب دمکرات در این زمینه به حدود ۹ سال پپیش بر می گردد ونخستین چراغ سبز نیز به همت دبیر کل وقت حزب دمکرات کردستان ماموستا عبدالله حسن زاده روشن شد. وی پس از دوهفته اقامت در آمریکا، طی یک مصاحبه با نشریه ”کوردستان“ ارگان کمیته مرکزی این حزب که در آبان ۷۵ انتشار یافت، فاش ساخت که با برخی از شخصیت های مطلع از سیاست های آمریکا و افراد نزدیک به مرکز تصمیم گیری این کشور، ملاقات ها وگفتگوهائی داشته است. هرچند مضمون ومحتوای این گفتگوها، حد وحدود مناسبات وبده بستان های حزب دمکرات با این شخصیت های نزدیک به مرکز تصمیم گیری آمریکا، هیچگاه روشن نشد، اما این تلاش هاو ملاقات ها زمانی صورت می گرفت که منطقه خاور میانه وارد شرایط و تحولات جدیدی می شد و چند سال از برقراری مناسبات ”دوستانه“ میان احزاب بورژوا- ناسیونالیست کرد عراقی با آمریکا می گذشت. دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران در همان مقطع این نظر را مطرح کرد که دیدگاه کلی حاکم بر دولت آمریکا حمایت از مردم کردستان و احقاق حقوق عادلانه مردم کردستان است. آقای دبیر کل، نه فقط دولت امپریالیستی آمریکا را حامی مردم زحمتکش کرد قلمداد نمود، بلکه در پیام تبریک ”صمیمانه“ خود به مناسبت انتخاب دوباره بیل کلینتون به ریاست جمهوری آمریکا، برای ایشان جهت تحقق ”اهداف والای صلح ، آزادی ودمکراسی“ آرزوی موفقیت کرد! نام بردن از دولت امپریالیستی و جنگ طلب آمریکا و سران مرتجع آن به عنوان کوشندگان راه صلح، آزادی و دمکراسی، در واقعیت امر پاگذاشتن حزب دمکرات کردستان در همان مسیر خفت باری بود که احزاب بورژوا- ناسیونالیست کرد عراقی از چند سال قبل تر، در آن گام نهاده بودند.
سازمان ما با برخورد مسئولانه درهمان موقع، ضمن برخورد انتقادی و افشاگرانه نسبت به موضع گیری های حزب دمکرات و قلب کردن ماهیت امپریالیستی دولت آمریکا، هشدار داد که با هرگونه توهم پراکنی راجع به این که گویا آمریکا یا سایر دول امپریالیستی مدافع حقوق عادلانه مردم کردستان هستند بایستی مبارزه کرد و حاملان این اندیشه را افشا کرد.
افزون بر این، حدود دوسال پیش نیز در بیانیه ای که حزب دمکرات کردستان ایران در فروردین ۸۲ وپس از اشغال نظامی عراق انتشار داد، ضمن ابراز شعف وخوشحالی از این مسئله، نه فقط از همکاری اپوزیسیون کرد عراق (احزاب بورژوا- ناسیونالیست کرد عراقی) با آمریکا اظهار مسرت نمود، بلکه آمریکا را به خاطر به اصطلاح حمایت هایش از ”حقوق خلق کرد“ مورد تمجید و ستایش نیزقرارداد.
حزب دمکرات کردستان ایران در آن مقطع نیز، ملتمسانه نمایندگان ارتجاع امپریالیستی را به تکرار سناریوی عراق در ایران ترغیب نموده و خود نیز برای ایفای نقشی مشابه نقش احزاب بورژوا- ناسیونالیست کرد عراقی اعلام آمادگی نمود.
حال این مجموعه مواضع وجهت گیری های حزب دمکرات کردستان که جدا از ماهیت طبقاتی آن نبود و نیست وهرکدام از آنها به تنهائی برای زیر فشار گذاشتن این حزب و یا تجدید نظر در زمینه ادامه همکاری با این حزب کفایت می کرد، چگونه و چرا از چشم راه کارگر پوشیده ماند؟ چگونه و چرا کمیته مرکزی راه کارگر از آن غافل ماند؟ و یا آن که این مواضع آشکار حزب دمکرات کردستان چگونه و با کدام ”دمکراسی“ می توانست ”سازگار“ باشد و در ضمن ”حداقل شرایط لازم“ موردنظر راه کارگر برای ادامه همکاری ”در راستای دمکراسی“ را نیز مخدوش نسازد، اینها در این جا مورد بحث ما نیست. موضع اخیر حزب دمکرات کردستان که در پیام آبان ۸۴ دبیر کل این حزب، مصطفی هجری به مناسبت انتخاب مجدد بوش به ریاست جمهوری آمریکا انعکاس یافته بود اما به قدری وقاحت بار و رسوا کننده بود و اعلام آمادگی حزب دمکرات برای همدستی وهمکاری با ارتجاع جهانی به منظور تبدیل جنبش مردم کردستان به ابزاری در خدمت اهداف و مقاصد جنگ طلبانه وتجاوز کارانه امپریالیسم امریکا به قدری آشکار وعریان بود که دیگر هیچکس نمی توانست آنرا ندیده و نشنیده بگیرد و یا خود را به تغافل بزند.
حزب دمکرات کردستان البته ۹ سال پیش علامت داده بود وهدف خود را ولو به طور پوشیده فاش ساخته بود، دو سال پیش نیز حزب دمکرات مقاصد خویش را در شکل آشکارتری بیان کرد، راه کارگر اما اینها را به سکوت برگزار نمود وآن را جدی نگرفت. در آبان۸٣، حزب دمکرات تمام مکنونات قلبی خود را بیرون ریخت، بااین همه ۹ ماه طول کشید تا بیانیه کمیته مرکزی راه کارگر نوشته شود و خروج راه کارگرازاتحاد عمل برای دمکراسی را اعلام کند.
علی رغم این تاخیر وتزلزل اما در هر حال روشن است که اقدام راه کارگر در خروج از اتحاد و ائتلافی که یک سر آن به ارتجاع جهانی متصل و دست به دامان آن شده است، اقدام مثبتی است و به سهم خود در افشای سیاست های حزب دمکرات کردستان اثر گذار. به ویژه آن که ”کمیته اتحاد عمل برای دمکراسی“ که در سال ۷۷- و نه سال ۷۴ آن طور که در بیانیه کمیته مرکزی راه کارگر آمده است- اعلام موجودیت کرد، به اهداف اولیه خود نرسید، به یک اتحاد کاغذی مبدل گردید و عملا با شکست روبرو شد. پیش از آن سازمان ما نیز در این ائتلاف سیاسی شرکت داشت که فعالیت های مشترک آن بر مبنای یک رشته توافقات عمومی و درونی که در پنج بند تنظیم شده بود صورت می گرفت و این فعالیت ها، موضع گیری ها و صدور اطلاعیه های مشترک، با امضای هر چهار جریان انتشار می یافت. پس از خروج (۱) سازمان ما از این ائتلاف، ”اتحاد عمل برای دمکراسی“ اعلام موجودیت کرد وپلاتفرم (” قرارداد“) خود را همراه با اطلاعیه ای در ۱۴ اردیبهشت ۷۷ انتشار داد.
امضاء کنندگان اطلاعیه نوشته بودند که هدف شان از تهیه وانتشار ” قرارداد“ آن است که ”شعاع این همکاری را با دعوت از جریانات وشخصیت هائی که با اصول آن توافق داشته باشند گشترش دهیم“ آنها اتحاد عمل خود را یک ”اتحادعمل پایدار سیاسی“ نامیده و در ضمن در ”قرارداد“ مشترک خود ”متعهد“ شده بودند که تا تحقق اهداف مندرج در آن، به مبارزه مشترک ادامه دهند.
البته سازمان ما در برابر این دیدگاه ها موضع انتقادی داشت و ما در همان موقع احتمال و یا زمینه گسترش این همکاری را صرف نظر از سایر عوامل، تنها به خاطر مفاد منشور آن صفر و یا نزدیک به صفر ارزیابی کردیم و تجربه نشان داد که این ارزیابی ما درست بوده است.
راه کارگر این اتحاد کاغذی را ترک کرد وخود را از یک مدار بسته بیرون کشید. اگر این مدار، یکی از موانع حضور آن در میدان و قطب چپ بوده باشد، این مانع اکنون به نفع گردش به چپ آن، موضوعیت خود را از دست داده است. اما به چنین گردشی نمی توان امید بست. چرا که افزون بر حیات سرشار از زیگزاگ و تزلزل راه کارگر، مواضع و شعارهای رفرمیستی این سازمان، از جمله موانع جدی این گردش است که همچنان به جای خود باقیست.
اگر تا پیش از خروج راه کارگر ، ”اتحاد عمل برای دمکراسی“ اتحادی روی کاغذ بود وفاقد نقش و اثر، اکنون اما اتحادی است روی هوا! حزب دمکرات کردستان ایران، ساز خودش را می زند. با ”اتحاد“ یا بدون آن ، راستائی را که در پیش گرفته است ادامه خواهد داد. میماند اتحاد فدائیان خلق ایران که بیانیه کمیته مرکزی راه کارگر در باره آن وارزیابی خود از نبود حداقل شرایط برای ادامه همکاری می نویسد: ”لازم به یادآوری است که ما این ارزیابی را با سازمان اتحاد فدائیان خلق نیز در میان گذاشته ایم ولی آنها با سیاست جدید حزب دمکرات مشکلی ندارند“
البته این نکته را گه گفته شود اتحاد فدائیان خلق با سیاست های جدید حزب دمکرات مشکلی ندارد، اولا خیلی روشن نیست و جوانب مسئله راباز نمی کند. ثانیا این که آنان با سیاست های جدید حزب دمکرات چگونه مشکلی داشته باشند یا نداشته باشند را، باید از زبان خود این سازمان شنید.
واقعیت این است که سازمان اتحاد فدائیان خلق نیز مدت هاست دنبال ایجاد ائتلافی از ”جمهوری خواهان لائیک و دمکراتیک“ است. اتحاد فدائیان خلق در ششمین کنگره خود که تیر ماه ۸٣ برگزار شد، در یک قطعنامه در باره اتحادها وائـتلاف ها تاکید نمود که این سازمان برای شکل گیری یک ”آلترناتیو جمهوری خواه دمکراتیک ولائیک“ تلاش می کند. در عین حال در یک مصوبه همین کنگره این طور تاکید شده است ”اتحاد عمل برای دمکراسی“ در چند سال اخیر نتوانسته است به یک ائتلاف وسیع فراروید. مامی کوشیم با بهره گیری از مجموعه تجارب مثبت این ”اتحاد“ در جهت شکل گیری اتحاد گسترده تری گام برداریم . (اتحاد کا رشماره ۱۲۰- مرداد۸٣)
از این اظهار نظرها نیز می توان به این مسئله پی برد که ”اتحادعمل برای دمکراسی“ اولا راه به جائی نبرده است که این اظهر من الشمس است ودر ثانی اهمیت اولیه خود را برای این جریان نیز از دست داده است. گرچه اتحاد فدائیان خلق طی چند سال اخیر اندک اندک از شکل یک سازمان متشکل با یک رشته ضوابط و چارچوب هائی که این سازمان درگذشته به آن باور داشت خارج شده است وهمین، تاحدودی اتخاذ تصمیم وموضع رسمی این جریان را مشکل ساخته است ویا لااقل در این زمینه هنوز رسما اعلام نظر نکرده است. و باز اگر چه حزب دمکرات کردستان ایران نیز موضع خود را در باره خروج راه کارگر از این ”اتحاد“ و آینده آن، بیان نکرده است، معهذا کسی نباید در این واقعیت تردیدی داشته باشد که مستقل از این که دو جریان اخیر، چه موضعی را رسما اتخاذ کنند، ”اتحادعمل برای دمکراسی“ که یک ”اتحادعمل پایدار سیاسی“! نامیده می شد، بی آن که حتا به یکی از مواد پلاتفرم خود نیز تحقق بخشیده باشد، عملا انحلال یافته است.

زیر نویس:
۱- دلائل توقف همکاری وخروج سازمان ما از این ائتلاف، در نشریه کار شماره ٣۲۸ که در مرداد ۷۸ انتشار یافته است، بیان شده که علاقمندان به این موضوع می توانند به آن مراجعه کنند.

 

سلاح نقد

بازگشت به صفحه نخست