فرصت را
از دست ندهيم!
اول؛ برگزاری و سازماندهی تجمعات مستقل کارگری (هر چند با تعداد معدود)؛ نشانگر کسب اعتماد به نفس در بخشی از کارگران ضد سرمايه داری است. شکل سازماندهی و برگزاری نشست ها و تجمعات کارگری مستقل از نهادهای دولتی نمودار تحولات نوين در جنبش کارگری است. دوم؛ محتوای قطعنامه ها تصويب شده در مراسم روز جهانی کارگر به ويژه در نشست جاده مخصوص کرج حاوی عناصری از راديکاليزم در برخورد به نظام سرمايه داری است. مطالبات تدافعی کارگری در سال های پيش به مطالبات تهاجمی و ضد سرمايه داری مبدل می گردد. درخواست هايی که مرتبط به آگاهی کنونی کارگران بوده و از مبارزات روزمره آنان نشأت گرفته، اما در عين حال نظام سرمايه داری را مورد سؤال قرار می دهد، در قطعنامه جاده مخصوص کرج مشاهده شده که می تواند تکامل يابد. سوم؛ برگزاری تظاهرات مستقل بدون کسب اجازه از نهادهای دولتی به ويژه جسارت کارگران در برگزاری اول ماه مه در سقز که منجر به دستگيری چند تن از فعالان کارگری شد؛ و متعاقباً حمايت های ساير کارگران ايران و در سطح بين المللی و تحت فشار قرار گرفتن دولت در رها ساختن آنها از زندان؛ نشانگر تغيير در تناسب قوا به نفع کارگران است. چهارم؛ مبارزه بخشی از فعالان کارگری با انحرافات فرقه گرايانه و فرصت طلبانه در اول ماه مه و افشا آنان؛ نشانگر ايجاد گرايش های راديکال و انقلابی در ميان کارگران پيشرو و ضد سرمايه داری است. در چنين اوضاعی است که بايد چشم انداز صحيحی برای گام بعدی اتخاذ گردد. امروز؛ آنچه بيش از هر موضوعی حائز اهميت است مسئله سازماندهی فعالان ضد سرمايه داری کارگری است. سازماندهی کارگران ضد سرمايه داری نيز بدون تشکيلات امکان پذير نيست. به سخن ديگر؛ برای سازماندهی مبارزات ضد سرمايه داری؛ برای ايجاد تشکل های مستقل کارگری؛ برای مقابله با نهادهای کارگری دولتی؛ برای سازماندهی تظاهرات و اعتصابات؛ برای مقابله با انحرافات فرقه گرايانه و فرصت طلبانه در درون جنبش کارگری؛ برای کسب اعتماد به نفس؛ و نهايتاً تشکيل نهادهای شورايی؛ کارگران ضد سرمايه داری به ستون فقرات يا مغز متفکر نياز دارند. اين ستون فقرات و مغز متفکر تشکيلات آنان است. تشکيلات کارگری در وضعيت کنونی می تواند بر محور گسترش و تقويت کميته های کارگری و هسته های کارگری سوسياليستی شرايط دخالتگری کارگران پيشرو در درون جنبش کارگری را برای دوره آتی هموار کند. اما؛ ايجاد تشکيلات کارگری به علت سالها اختناق و سرکوب کارگران و ديکتاتوری سرمايه داری حاکم، گامی نيست که بتوان يک روزه برداشته شود. هنوز کارگران پيشروی ضد سرمايه داری از پراکندگی و افتراق رنج می برند. کماکان کارگران پيشرو از ضعف تئوريک و مسايل نظری رنج می برند. به سخن ديگر نه تجارب تشکيلاتی متمرکز و يک پارچه در ميان کارگران وجود دارد و نه نظرات تئوريک متکی بر چکيده نظری و عملی 200 سال مبارزات کارگری جهانی (مارکسيزم انقلابی) در درون کارگران پيشرو جمع بندی شده است. از اينرو برای تدارکات تشکيلاتی و نظری به گام مقدماتی
ای نياز است. الف) فعاليت های مشترک ضد سرمايه داری بر محور يک برنامه اقدام کارگری (طرح پيشنهادی اين برنامه ارائه داده شده است و می تواند نقد و بررسی و ترميم گردد). ب) تبادل نظر برای تدارک و تقويت کميته های کارگری و هسته های کارگری سوسياليستی . کارگران پيشرويی که با اين دو محور توافق داشته و با گرايش های فرقه گرا (سازمان های سنتی) و فرصت طلب (سنديکاليستی) مرزبندی داشته و معتقد به مبارزات ضد سرمايه داری و سوسياليزم انقلابی هستند می توانند از فعالان اين اتحاد کارگری باشند. اين اتحاد با رعايت اصل دمکراسی کارگری و حق گرايش برای تمام نظريات موجود شکل می گيرد. به سخن ديگر هيج فرد و گرايشی به علت داشتن اعتقاد؛ نظر و برنامه ای حذف نمی گردد. تصميمات پيشبرد فعاليت های نظری و عملی به شکل جمعی و شورايی و در صورت لزوم اتنخاب يک شورای هماهنگی صورت می پذيرد. فرصت را از دست ندهيم! مهدی رياضی |