کمیته
اقدام کارگری

دو
بحث خطاب به
کمیته پیگیری
ایجاد تشکل
های آزاد
کارگری
پنج شنبه
شب، 25
فروردین ماه
دو تن از اعضای
کمیته پیگیری
تشکل های آزاد
کارگری، خانم
مریم محسنی و
آقای کاظم فرج
الهی
سخنرانی ی در
اتاق پالتاکی
اتحاد
سوسیالیستها
داشتند. بحث
هایی از طرف
فعالان شبکه
همبستگی
کارگری خطاب
به کمیته
پیگیری ایراد
شد که در زیر
بحث دو تن از
فعالان آورده
می شود. شرکت
کنندگان در جلسه
از جانب شبکه
همبستگی
کارگری و
کمیته اقدام
کارگری: امین
کاظمی، رسام
ثابت، اکبر
مرتضوی، سارا
قاضی، یاشار
آذری (فعالان
شبکه همبستگی کارگری)؛
سودابه
فراهانی؛
مهدی ریاضی
(فعالان کمیته
اقدام کارگری).
این عده پس از
جلسه نامه
سرگشاده ای خطاب
به کمیته
پیگیری
انتشار دادند.
ملاحظاتی در
مورد کمیته ی
پیگیری
تشکلهای آزاد
کارگری
رسام ثابت (فعال
شبکه همبستگی
کارگری)
مواردی
است که به آن
می خواهم
اشاراتی
داشته باشم.
موضوعی که در
رابطه با این
حرکت بسیار محور
شده از نظر
مخالفین این
حرکت،
این بوده که
چرا خطاب این
نامه، به
وزارت کار و
به (آی، ال، او)
بوده و این
توهم زا است.
البته این
دوستان روشن
نمی کنند که
اگر چنین
نبود، در آن
صورت واکنش
خود آنها نسبت
به این حرکت
چه می بود. ضمن
اینکه خود
دوستان فعال
در این کمیته هم
روشن نمی کنند
که اگر به این
درخواست، این دو
نهاد (آی ال،
او، و وزارت
کار) جواب
منفی دهند
واکنش بعدی
خود آنها
چیست؟
یعنی
اگر مثلاً
(آی، ال، او) و
(وزارت کار)
بگویند که ما
اجازه ی انجام
این کار را
نمی دهیم، در
این صورت چه
واکنش بعدی
خواهند داشت؟
اگر این را قبلاً
روشن می
کردند، قبل از
اینکه واکنشی
احتمالی
داشته باشند،
در این نامه و
درخواست مشخص،
ممکن بود که
این بحث توهم
کاهش پیدا می
کرد.
البته
از نظر من
خطاب قرار
دادن چنین
نهادهائی
لزوماً به این
معنی نیست که
این حرکت یک
حرکت «توهم زا»
و یا خارج از
چهارچوب
مبارزه ی ضدسرمایه
داری قرار
دارد. همانطور
که اگر هم این
نهادها را
خطاب قرار
ندهند، نمی
تواند بلافاصله
معنای عکس آن
را هم دهد.
کارگران
زمانی که در
کف کارخانه ها
برای مطالبات
روزمره شان
مبارزه می
کنند و مورد
توافق همه است
که این
مطالبات در
ادامه ی
مبارزه ی ضدسرمایه
داری است،
اینها هم
خطابشان به
کارفرماست و
درخواستهایشان
را روی میز
کارفرما می
گذارند و هیچ
معنی سازش
طبقاتی و توهم
هم نمی دهد.
اقلاً خود
کارگران خوب
می دانند که
هیچ توهمی به
کارفرما
ندارند.
در
هر صورت بد
نمی شد که این
حرکت می
توانست روشن
بکند اگر که
این نهادها
اجازه ندهند،
تکلیف این
حرکت چه می
باشد؟ در واقع
خانم محسنی هم
به روشنی بیان
می کند که
چنین ظرفیتی
که از این حرکت
در نظر گرفته
می شود
خطاست،این
حرکت دارای چنین
ظرفیتی نیست.
بنابراین خود
به خود زمینه ی
حمایت مشروط
را ایشان مطرح
می کند. یعنی
نمی شود یک
حمایت بی چون
و چرا و دائمی
از این حرکت کرد،
وقتی روشن است
از قبل دارای
آن ظرفیتهای کافی
و کامل نیست. و
نمی شود از این
طرف هم به صرف
اینکه دارای
این ظرفیتها
نیست، به کل
منکوبش کرد و
حتی در مقابلش
ایستاد؛ این
خطرناک است.
هر حرکتی و
جریانی که
بخواهد در
مقابل این
حرکت حرکتی
نماید، به هر
حال خودش را
به یک گرایش
فرقه ای تبدیل
می کند، اگر
که تا کنون
فرقه گرا
نبوده باشد. و
بنابراین هر
حرکتی دیگر
اگر نمی تواند
در تکمیل این
حرکت باشد،
اقلاً در
مقابل آن قرار
نگیرد.
بنابراین
بهترین روش
برای فعالینی
که ضمن ملاحظات
و انتقاداتی
که دارند
مایلند
همکاری بکنند
و حمایت بکنند
، می تواند
حمایت «مشروط»
باشد که در
بحثهای رفقای
مخالف این
حرکت هم این «
دخالتشان» در واقع
به نوعی همین
بیان را دارد
که به نوعی
این استعداد
را در این حرکت
می بینند و یک
سلسله خواسته
هائی را مطرح
می کنند که
چنانچه این
حرکت به آنها
تن دهد در این
صورت احتمال
حمایت را می
بینند.
بنابراین می
توانند حمایت
مشروط را
مقدمتاً شروع
بکنند و با
این وسیله
حداقل جلوی
افتراق و تفرقه
در داخل جنبش
کارگری را
بگیرند. و نه
اینکه از این
نقطه آغاز شود
که از قبل،
یکدفعه به عنوان
مثال، چون
فلان مطالبه ی
مشخص در این
نیست
بنابراین این
حرکت کاملاً
رد شده است.
در
هر صورت،
حمایت مشروط به این
شکل می تواند
مطرح باشد که
این حرکت تا
کنون نتوانسته
مطالبات خودش
را با صراحت
بیان بکند و
عمدتاً بر سر
حق آزاد کردن
کارگرها برای
ساختن تشکلشان
مطرح می شود و
به قول آقای
فرج الهی، حتی
تشکل هم نیست.
از این زاویه
است که من می
خواستم بپرسم
که اولاً شما
چه پرنسیب هائی
را قائلید
برای کسانی که
می خواهند
حمایت بکنند؟
چون مسئله ی
توهم فقط از
این زاویه
نیست که این
نامه به (آی،
ال، او) و
وزارت کار
نوشته شده،
بلکه می تواند
از اینجا به
بعد اینگونه
شروع شود که،
مثلاً اگر
کمونیستها با
امضاهای خودشان
از همه ی
کشورهای خارج
و احزاب بزرگ
کمونیستی
بخواهند
حمایت بکنند
آیا شما این
حمایتها را
منعکس می کنید
و به عنوان پشتوانه
ی این حرکت از
آن استفاده می
کنید و اعلام
می کنید؟ یا
اینها را در
نظر نخواهید
گرفت. چنانچه
در نظر
نگیرید، در
واقع این به
همان روند
فرقه گرائی
تبدیل خواهد
شد. یعنی یک
حرکت سکت
خواهد شد.
وچنانچه در
نظر بگیرید، این
زمینه را
فراهم خواهید
کرد که بتواند
یک اتحاد عمل
وسیعی فراهم
گردد.
در
صحبتهای
رفیقمان امین
کاظمی هم بود
که مثلاً شبکه
ی همبستگی
کارگری
حمایتهائی را
جمع آوری
نموده و به
عنوان مثال
نمی دانند که
باید کسب
حمایتها را
ادامه دهند
یانه. چون
منعکس
نگردیده. من
اینجا بحثم را
جمع بندی می
کنم )چون وقتم
تمام شده) با
این مطلب که
شما خود نظرتان
راجع به
«اتحاد عمل
کارگری» چیست؟
یعنی حالا که
این حرکت
الزاماً
تشکیل یک «تشکیلات»
نیست پس چرا
نباید با یک
اتحاد عمل وسیع
کارگری
اقدامی شود،
که این هم
«تشکیلات» نیست،
بلکه اتحاد
عمل بر سر
مطالبات معین
و «به روز»
کارگران است.
به همین دلیل
بهترین روش
این است، چرا
رفقای فعال
همه ی گرایشات
متفاوت در ایران
برای مراسم
«اول ماه مه» در
نظر ندارند یک
حرکت «مشترک»
انجام دهند؟ و
وحشتناک به
افتراق دامن
می زنند و هر
حرکتی که پیش
قدم می شود
برای گریز از
این حرکت
مشترک، در واقع
می تواند
نماینده ای از
تبدیل شدن به
سکت یا خود
سکت باشد.
متشکر
که وقت دادید.
چند
نکته در مورد
موضع شبکه
همبستگی
کارگری
اکبر
مرتضوی (فعال
شبکه همبستگی
کارگری)
با
سلام به
دوستان
من
یک کارگر
صنعتی هستم و
یکی از فعالین
شبکه ی
همبستگی
کارگری، یک
سری مسائلی به
نظرم می رسید
که می خواستم
با دوستان
عزیز در میان
بگذارم.
من
در مورد خواست
آزادی ایجاد
تشکلهای
کارگری که
تعدای از
کارگران و
فعالان
کارگری
کمیته پيگيری
ایجاد
تشکلهای آزاد
کارگری با
توجه به شرایط
کنونی و منطبق
با اوضاع جاری
جنبش کارگری
مطرح کردند،
حمایت مشروط
از این حرکت
را صحیح می
دانم. برخلاف
بعضی گرایشات
که از «درون»
جنبش کارگری
این حرکت را
مورد انتقاد
قرار دادند،
حتی اگر این
حرکت در ابتدا
سندیکالیستی
و یا رفرمیستی
باشد و
مرزبندی واضح
و مشخصی با
تشکلات دولتی
و خانه ی
کارگر و
شوراهای
اسلامی نکرده
باشد.
این
تاکتیک و حرکت
کمیته ی
پیگیری و
کارگرانی که
این فراخوان
را امضا کرده
اند از سطح
آگاهی و وضعیت
کنونی
کارگران
سرچشمه می گیرد،
بنابراین
برای ارتقاع
این آگاهی و
تغییر این
تاکتیک،
برخورد فرقه
گرایانه و خشک
نه تنها هیچ
کمکی به این
حرکت نمی کند،
بلکه خود این رفقا
را که بجای
اتخاذ
تاکتیکی
منطبق بر اوضاع
کنونی جنبش از
هم اکنون شعار
لغو کار مزدی
و یا
سوسیالیسم را
پیش پای این
حرکت می گذارند،
خود منزوی
کرده و به
گوشه ای پرتاب
خواهد کرد.
جنبش
کارگری در
وضعیتی قرار
دارد که
نیازمند حمایت
تمام نیروها و
فعالان جنبش
کارگری است،
منتهی با حفظ
مواضع خود و
حق ایجاد جبهه
ی مورد نظر
خودشان و
تقویت نظرات
خودشان. به
این دلیل واضح
که، گرایشهای
مختلفی در
درون طبقه ی
کارگر و
فعالین آن
وجود دارد. از قبیل
گرایشهای
سوسیالیستی،
سندیکالیستی،
آنارشیستی
وغیره. به
همین دلیل
باید معیار و
پایه ی وحدت
ما بر اساس
نقاط مشترک
عملی ما باشد
نه بر اساس
ایدئولوژی و
نظرات گروهی
ما که تفاوتهای
بسیاری با
همدیگر دارند.
مخالفت
خشک و
برخوردهای
جامد به دور
از واقعیتهای
جنبش کارگری،
در عمل جز به
فرقه گرایی و
تفرقه ی بیشتر
نخواهد
انجامید.
نظراتی که هر
اقدام عملی
کارگران را در
جهت منافع
سندیکائی خود
محکوم می
دانند و جز
سوسیالیسم
هیچ چیزی را
جایز نمی
دانند
نه تنها
آلترناتیوی
عملی پیش پای
کارگران قرار
نمی دهند بلکه
به این ترتیب
طبقه ی کارگر
را به سوی
تشکل های
رژیمی و یا پاسیفیسم
سوق می دهند.
پیشروان
کارگری و
فعالین چپ
کارگری وظیفه
شان ضمن
پشتیبانی از
هر حرکت مستقل
کارگران، دادن
آلترناتیو
عملی در شرایط
حی و حاظر
کنونی جامعه ی
کارگری است.
ما می توانیم
به عنوان
فعالین جنبش
کارگری با
سایر کارگران
وفعالین
کارگری در یک
(کمیته ی عمل)
وحدت بکنیم.
ضمن اینکه
نظرات و جبهه
ی خودمان را
تبلیغ و تقویت
می کنیم.
مسئله
ی اتحاد عمل
بسیار مهم است
و از فرقه گرائی
و تفرقه در
میان کارگران
جلوگیری می
کند، خصوصاً
در این شرایط
که بیش از همه
چیز کارگران
به وحدت
احتیاج دارند.
به همین دلیل
است که ما از ابتدا
اعلام کردیم
که با حفظ
مواضع خود از
حرکت این
دوستان حمایت
مشروط می
کنیم.
درست
است دوستان ما
در (کمیته ی
پیگیری از
ایجاد تشکلات
کارگری) به
عنوان مثال
مسئله ی کنترل
کارگری را در
اطلاعیه خود
مطرح نکرده
اند و یا
مسئله ی
تشکلات
کارگری دولتی
را باز نکرده اند،
ولی این به
نشانه ی
موافقت آنها
با تشکلات
دولتی رژیم و
سازمانهای
بین المللی
نیست.همانطور
که خودشان در
مصاحبه
هایشان به این
مسئله اشاره
کرده اند. در
این مورد باید
گفت که تلاش
برای خواسته
های سندیکالیستی
و روزمره ی
کارگران
بخودی خود
اشکالی ندارد
ولی باید
مرزبندی با
سازمان بین
المللی کار و
تشکلات دولتی
و شوراهای
اسلامی و یا
وزارت کار
حداقل در در
ذهن وچشم
انداز این
رفقا و کارگران
روشن باشد و
مطالبا ت
آینده ی آنها
در راستای
افشای این
سازمانهای
دولتی و بین
المللی بوده و
این نیز برای
کارگران روشن
شده باشد. فقط
در این صورت
است که چانه
زنی های
روزمره ی کارگران
در جهت بهبود
شرایط کنونی
خودشان قابل درک
است.
یکی
دیگر از
مطالبات
کارگران در
جهت ایجاد تشکلات
آزاد کارگری
مسلماً «حق اعتصاب»
است که به
عنوان مثال در
این حرکت از
آن صحبتی نشده
است، طرح این
خواسته که
مسلماً سازمان
بین المللی
کار نیز به آن
تن نمی دهد می
تواند شک و
شبهه ی آن
دسته از
کارگران نسبت
به سازمان بین
المللی کار را
نیز در هم
بریزد. مسئله
ی کنترل
کارگری مسئله
دیگری است که
این کمیته به
آن اشاره
نکرده. در
خاتمه باید
بگویم خواسته
هائی از این
قبیل که
خواسته های
سوسیالیستی
کارگران است،
زیربنای
سیستم سرمایه
داری را زیر
سئوال می برد.
واضح است که سازمانهای
دولتی و بین
المللی
سرمایه داری
با این خواسته
ها موافقت
نخواهند کرد.
این مسائلی
است که رفقای
فعال کارگری
که در مخالفت
با این حرکت
جدید کارگران
آن را نقد
کرده اند می
توانند به
عنوان
آلترناتیوی
مطرح نموده و
در کنار حمایت
از خواسته های
کنونی
کارگران خواسته
های
سوسیالیستی
آنها را نیز
مطرح کنند.
با تشکر.
باز
تکثیر از: «کمیته
اقدام کارگری»
(ایران)
3
اردیبهشت 1384