صف آرایی دو گرایش در مطالبه تشکل کارگری

یا صف آرایی گرایشات غیر کارگری در مقابل تشکل یابی کارگران

   جعفر عظیم زاده

 

در پاسخ  مطلب من به ناصر پایدار در رابطه با کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری آقای بهرام دزکی درمانده از نقدی جامع و کارگری، به شیوه شناخته شده دولتهای سرکوبگر متوسل شده و با اختصاص حدود نزدیک به نیمی از نوشته خویش به اراجیفی آشنا در حکومتهای بورژوایی در برخورد به فعالین کارگری، مرا به جریانات به قول ایشان فرقه ای منتسب فرموده اند.

 

واقعیت اینست که توسل به چنین شیوه های رذیلانه ای در مقابل عدالتخواهی کارگران از طرف بورژوازی و دولتهای سرکوبگر عمری به درازای عدالتخواهی کارگران در نظام سرمایه داری دارد، اما اینبار آقای دزکی در راستای دشمنی با تشکل یابی کارگران و خوش خدمتی به بورژوازی گوی سبقت را از محاکم بورژوازی ربوده و بر آنها پیشی گرفته است.  اما آقای دزکی و شرکا همچون محکمه های بورژوایی غافل از این هستند که امروزه در ایران مطالبات کارگری به چنان مبرمیتی رسیده است که فعالین کارگری صرفا به دلیل داشتن اندیشه و گرایشی به میدان نیآمده اند بلکه امر مطالبات کارگری و دستیابی به آنها در ایران به مسئله مرگ و زندگی برای کارگران تبدیل شده و هیچ روش رذیلانه ای  برای منکوب آنان، لحظه ای مانع حرکت و فعالیت کارگران پیشرو نخواهد شد. از این رو من بیش از این، وارد دو صفحه آخر بذله گویی ناشیانه ایشان نشده و در صدد تطهیر خود بر نخواهم آمد و فقط جهت اطلاع عموم اشاره میکنم که آقای بهرام دزکی در مراسم تهران حضور نداشت و من به عنوان عضو شورای کارگران برگزار کننده مراسم اول مه، به همراه دیگر دوستان یکی از گردانندگان مراسم مورد اشاره ایشان  و قرائت کننده مقاله ای تحت عنوان< از اول مه 1886 تا طلوع نظم نوین جهانی> در آن بودم.

 

  باید اذعان کرد که این جنبه از بروز دشمنی گرایشات غیرکارگری در مقابله با جنبش تشکل یابی کارگران جهت خانه نشین کردن کارگران پیشرو در کنار تحمیق کارگران در لفافه تشکلهای مستقل ضد سرمایه داری، آن صفبندی ضد کارگری است که امروزه به دلیل حرکت قدرتمندانه کارگران جهت تشکل یابی خویش و تحت فشاراین جنبش، در صدد است  تا تعین و آرایش هر چه بیشتری را به خود بدهد. از این رو همچون مراجعه به دیگر نهادهای بورژوایی و به مصاف طلبیدن آنان برای نجات از اینهمه سیه روزی که بر کارگران تحمیل شده به اینان نیزباید بیش از پیش مراجعه کرد و آنان را به مصاف طلبید. این وظیفه همه کارگران پیشرو و انسانهای شریف است که لحظه ای نباید تعطیل شود بر این مبناست که من بیش از پیش، به این وظیفه ام به عنوان یک کارگر عمل خواهم کرد.

 

 بهرام دزکی درتقلید از پایدار، ضمن متهم کردن ما به رفرمیسم  مینویسد: گرایش رفرمیستی که برای ایجاد تشکلهای کارگری چشم به بالا دوخته و از کارگران میخواهد برای متشکل شدن از دولت اجازه بگیرند و تا دولت اجازه ندهد دست از پا خطا نکنند و گرایش ضد سرمایه داری که کارگران را فرا میخواند که تشکل کارگری را به نیروی خود ایجاد کنند و بعد از دولت بخواهند آن را به رسمیت بشناسد.

 

 من در این نوشته به دلیل اینکه در پاسخ به پایداردر رابطه با نگاه به بالا و بحثی که بهرام آن را در اینجا به  ما ربط میدهد به اندازه کافی و گویا نوشته ام وارد پاراگراف اول نوشته آقای دزکی نشده ودر این مورد خوانندگان گرامی را به نوشته ام تحت عنوان< نیم نگاهی به نامه ناصر پایدار به کمیته پیگیری ... ارجاع میدهم.

 

 در رابطه با پاراگراف دوم نقل قول فوق که میگوید گرایش ضد سرمایه داری کارگران را فرا میخواند که تشکل کارگری را به نیروی خود ایجاد کنند و بعد از دولت بخواهند آن را برسمیت بشناسد، قبل از هر چیز باید گفت که شکی نیست که ایجاد تشکل کارگری امر خود کارگران است و هرگونه کسب اجازه از دولت به خودی خود به معنای باز کردن پای دخالت نهادهای دولتی  در امر ایجاد تشکلهای کارگری خواهد بود در شرح و توضیح بیشتر این نکته نیزجهت جلوگیری از تکرار مکررات، توجه دوستان را به مصاحبه ام با سایت شورا ارجاع میدهم. با اینهمه دشمنی پایدار و شرکا با کمیته پیگیری که برای اولین بار پس از 25 سال با ایجاد تشکلی، امر آزادی تشکلهای کارگری را در یک بعد نسبتا وسیع اجتماعی در دستور قرار داده،در کجا نهفته است؟ این سوالیست که باید پاسخ آنرا در مسائل عملی تر مسئله تشکل یابی کارگران جست و جو کرد.

 

این دیدگاه ضدکارگری در حالیکه دهها مانع اقتصادی، اجتماعی در مقابل تشکل یابی  کارگران قرار دارد  به کارگران فقط فرمان ایجاد تشکلها را میدهد و هرگونه به مصاف طلبیدن نهادهای بورژوایی را، که مسبب اصلی عدم تشکل یابی کارگران است ، زیرکانه مستترداشته و آنرا کسب اجازه و گدایی مینامد. چرا که اساسا بخوبی واقف است که درمتن این مصاف و مطالبه است که کارگران قادر خواهند شد تشکلهای مستقل خود را به پا دارند.در این راستا آقای دزکی نیز همچون آقای پایدار زیرکانه به فاکتهای تاریخی اشاره کرده و برای اثبات ادعاهای خود به مقاطع سالهای 1300 تا 1308 در زمان رضا شاه ، 1320 تا1332 در زمان محمدرضا شاه و 1357 تا 1360 در زمان حکومت فعلی اشاره میکند اما نمیگوید که در طول این سالهای مورد اشاره، ساختارهای حاکم در توازن قوای طبقاتی موجود زمان خویش به اندازه ای عقب نشسته بودند که قادرنبودند در مقابل مطالبه کارگران به آنان میدان لازم را جهت تشکل یابی خود ندهند.اینان فرمان ایجاد تشکلهای کارگری را صادر میکنند ( امری که برای کارگران کاملا بدیهی و مسلم است) اما نمی گویند که چه مجموعه شرایط و ساختاری مانع اصلی ایجاد تشکلهای کارگری است و کارگران باید تمرکزمطالبه خود را متوجه کدام نهاد و ساختار نمایند تا بتوانند شرایط لازم را جهت تشکل یابی خویش در کارخانه ها و مراکز صنعتی فراهم نمایند. چیزی که مسلم است اینست که این تشکلها در هوا و خلا و تحت هر شرایطی که کارگران در آن بسر میبرند، ایجاد نخواهند شد و اساسا همینجا و روی زمین و در کارخانه ها و مراکز صنعتی توسط کارگران و به نیروی خود آنان و در نهایت  در متن کشمکش طبقه کارگر و عالیترین نهادهای بورژوایی و تحت توازن قوای معینی ایجاد خواهندگردید.

 

 امروزه در ایران  در شرایطی که کارفرمایان قادرند هر لحظه کارگرانی را که اقدام به ایجاد تشکل خود میکنند از کار اخراج نمایند و یا به بهانه اتمام مدت قرار داد دیگر آنها را بکار نگیرند، در شرایطی که خیلی ها حاضرند به خاطر پیدا کردن کار درمراکزی مثل ایران خودرو آنهم با قرارداد موقت و شدت کار بالا  زیر بار قرض رفته و رشوه پرداخت نمایند،در شرایطی که حراست کارخانه ها حتی امکان جمع آوری امضا مطالبه تشکلها را نمیدهند، در شرایطی که کارگران شرکت واحد را به خاطر خواست تشکل سندیکایی اخراج و تبعید میکنند و اعتراض آرام کارگران را به دلیل خواست ابقا در کار به خون  میکشند و در شرایطی که هر کارفرمایی قوانین خاص خود را در کارخانه ها و مراکز تولیدی و صنعتی اعمال میکند ، فرمان آقای پایدار و شرکا مبنی بر اینکه اول تشکل خود را ایجاد کنید و سپس از دولت بخواهید که شما را برسمیت بشناسد پوچی خود را به نمایش گذاشته و نا کجا آبادی را در مقابل کارگران قرار میدهد،از طرف دیگردرمتن چنین شرایطی باید توجه کرد که وزارت کارمتعهد به اجرای مقاوله نامه های 87 و 98 شده، ماده 131 قانون کار نیز از سالها پیش ایجاد تشکلهای صنفی را به درجه ای آزاد گذاشته است، کارگران هم که خواهان تشکلهای مستقل خود هستند، آقای پایدار و شرکا هم که فرمان صادر کرده اند با اینحال چرا تشکلهای مستقل کارگری مخصوصا در صنایع بزرگ و متوسط شکل نمیگیرند معمایی است که آقای پایدار و شرکا بدلیل ضدیت با تشکل یابی کارگران به آن نمی پردازند و کارگران را از مراجعه واعتراض به نهادهای عالیتر بورژوازی که مانع اصلی تشکل یابی کارگران است بر حذر داشته و آنرا تقاضا و گدایی از بورژوازی مینامند چرا که بخوبی میدانند در راس وضعیتی که فوقا شرح آن رفت نهادهای تعییین کننده تری قرار دارند که تنها در صورت مراجعه، اعتراض و فشار قدرتمندانه کارگران بر این نهادهاست که ارگانهای حراستی و اخراج و بیکار سازی کارگران و مجموعه موانع تشکل یابی کارگران بر چیده خواهند شد و کارگران قادر خواهند بود به نیروی خویش در مراکز تولیدی و صنعتی تشکلهای مستقل خود را بر پا دارند.

 

به آقای دزکی و شرکا باید گفت که تشکلهای کارگری در خلا و با دستور ناصر پایدار   ایجاد نخواهند شد،کارگران به خوبی واقفند که نهادهای معینی در راس وضعیتی که شرح آن رفت قرار دارند که باید با مراجعه و اعتراض به آنها و طرح مطالبه خویش و به این طریق تحت فشار قرار دادن آنها، شرایط واقعی را در مراکز تولیدی و صنعتی برای تشکل یابی خود فراهم نمایند. همان کاری که کمیته پیگیری به آن مبادرت ورزیده است، در عین حال هر جا و هر زمان که بتوانند بدون فرمان آقای پایدار و شرکا نیز، با اراده خویش  تشکلهای خود را برپا خواهند داشت، همان کاری که کمیته پیگیری با اراده ی جمعی از کارگران به آن مبادرت ورزید.  این گرایش ضد کارگری در زیر لوای تقدم و  تاخر دادن جهت مراجعه به دولت(اول تشکلهای خود را بر پا دارید و سپس از دولت بخواهید که آنرا به رسمیت بشناسد) در شرایطی که هیچ امکانی برای تشکل یابی کارگران در مراکز تولیدی و صنعتی  وجود ندارد، نا کجا آبادی را به کارگران وعده داده  و بیش از پیش ما کارگران را به یاد کبکی میاندازد که سر خود را در برف فرو برده است. باید به تمام کسانی که نمیخواهند سر خویش را از زیر برف بیرون بیاورند گفت که کارگران با شناخت و عدم توهم  به مجموعه شرایطی که مانع تشکل یابی آنان است و در این راستا ضمن مطالبه حق تشکل یابی خویش از عالیترین نهادهای مسئول و اعتراض به آنها به خاطر مجموعه شرایطی که بر مسئله تشکل یابی کارگران در کلیت خود سایه افکنده  است  هر جا که قادر باشند تشکلهای مستقل خود را با اراده خویش بر پا خواهند کرد و  در دام تقدم و تاخر مراجعه به دولت نخواهند افتاد.