طاقت طاق شده لمپنهاى خانه كارگر

 

تعداد كثيرى از اعضاى تشكيلات خانه كارگر با سركردگى چهره هاى شناخته شده اش به سنديكاى تازه تاسيس كارگران شركت واحد حمله ور شده اند. اين يك رويداد مهم در عرصه كارگرى در ايران است. اين يك كشمكش مستقيم ميان كارگران و جمهورى اسلامى است. آنرا بايد جدى گرفت. نتايج حاصله از اين كشمكش تاثيرات محسوسى بر روند حركتهاى جارى كارگرى در ايران خواهد داشت. خانه كارگر را سر جاى خود بنشانيم. جمهورى اسلامى را عقب برانيم و سنديكاى كارگران شركت واحد را از هرگونه تعرضى مصون بداريم. ملاط اين كار، و خيلى بيشتر از آن، مهياست.

 

چاقو و قانون و قرطاس بازى

صادقى از روساى خانه كارگر،  قبل و بعداز حمله به سنديكاى شركت واحد گفته است كه  سنديكا شركت واحد غير  قانونى است. راست ميگويد. اگر قانون حرف آخر را بزند، در جمهورى اسلام كارگر از كدام حق برخوردار بوده كه حق تشكل دوميش باشد!؟ هرچه توانستند  خطر و سنگ و كوه و كوفت جلوى راه فعالين اين سنديكا انداخته اند و بعدش هم كه مجبور به تن دادن به وجود سنديكا شده اند، همان قانون را زير بغل  خانه كارگرشان  داده اند كه با ضرب چاقو به اجرايش درآورد. اين داستان قديمى محيطهاى كارگرى در ايران است. چه بعنوان يك شهروند، و چه بعنوان يك فرد كاركن، با اين قوانين پدر كارگر را درآورده اند و شوراهاى اسلامى و خانه كارگرش در فاصله كارخانه تا آنطرف ديوار زندان،  مجريان اجرايى آن بوده اند. جاسوسى، لو دادن،پاپوش دوزى،  تهديد مستقيم، خفه كردن تحركات كارگرى مستقل، سمپاشى، گروكشى و لمپنيسم اين حضرات زخمهاى عميقى را بر پيكر جامعه كارگرى ايران بجا گذاشته است. ميگويند كه تنها تشكل شايسته كارگرى و در دفاع از كارگر هستند.  تخم دو زرده اينها را همين تازگى در هفته كارگر شاهد بوديم. در اوج  نمايش گارگر پناهى اينها، كارگر تا جايى حق ابراز "اعتراض"  دارد كه الياسين ميخواند، سينه ميزند و  به تداوم بردگى  خود با خشنودى  تعهد ميدهد. تازه بعدش هم بايد برود شش عدد راى هم به  رئيس جمهورى كه اينها ميگويند توى صندوقها بياندازد.  اين سناريو پيش نرفته است. بازار هفته كارگر كساد بود. در استاديوم آزدى كاسه و كوزه شان بهم ريخت. كارگران دنبال تشكل و اعتراضاتشان  مصر مانده اند و اين جماعت بايد راه چاره اى بيانديشند. حمله به سنديكاى شركت واحد " راه چاره " كل جمهورى اسلامى در مقابل اين شرايط است.

 

باز هم لولوى كمونيستها!

اشاره و دستاويز شوراى اسلامى به عبارات "منافق"، "توده اى" و "جريانات كمونيستى" در توضيح يورششان به سنديكا بيجهت و اتفاقى نيست. اينها خوب به خاطر مياورند كه هزاران هزار كارگر و فعال كارگرى و اعتراضشان با همين دستاويزها سركوب شده اند. آن زمان دست خودشان در كار بود. حساب كرده اند ميبينند از پس اعتراضات كارگرى بر نميايند. حنايشان رنگى ندارد. حساب كرده اند ميبينند "كمونيستها" از سر و كولشان بالا ميرود. سيصد تايشان مراسم اول مه را روى سر خانه كارگر خراب كردند. سه چهاهزارتا هم كه رفته اند سنديكاى شركت واحد را درست كرده اند. تازه برايش حق عضويت ماهانه هم ميدهند.  چند صد تا اينجا و چند صدتا آنجا، از همين "كمونيستها" مراسم روز كارگر را گرفتند و سخنرانى كردند و قطعنامه و عزم تشكل و تحرك را سر دادند. هزاران هزار از همين "كمونيستها" هر روز دارند بجاى مراسم گدايى و گردن كجى در مقابل مجلس و دفاتر امام، توى كارخانه ها اعتصاب ميكنند و  جاده ها را ميبندند. درست در مقابل اين وضعيت است كه در خانه كارگر طاقتشان طاق شده است. برادران نيروهاى انتظامى شان را خبر دار كرده اند. پيراهنهايشان را روى شلوار انداخته اند. چوب و چاقو بدست به جان شيشه و در و ديوار و هر چه جاندار است افتاده اند. از كارگران قديمى جاده كرج بپرسيد تا برايتان بگويند در حملات باند سياهى همين چند سال پيشتر،  درست در تشريفات مشابه، جلوى چشم بقيه با چاقو به خرخره و شكم و زبان كسى رحم نشد! بگذاريد يك جا يادداشت كنيم، بچه هاى قديم سپاه، شاگردان وفادار امام، اين قماش در خانه كارگر و شوراهاى اسلامى، تق اصلاح طلبيشان درآمد. بعد از كشتار بهشهر و خاتون آباد هنوز براى خود مجالى قايل بودند. اينها قرار بود با اداى تمدن و قانون و دفاع از استثمار شوندگان دل سازمان جهانى كار را ببرند. اينها قرار بود با پنبه سر ببرند. اما بيشتر از اين دوام نياوردند.  جمهورى اسلام هر چقدر هم كه شهر هرت باشد، اما به كسى، هر چقدر هم كه مثل محجوب و صادقى نمازخوان و پاك نيت و حج رفته باشند، "مزد"  مفت نميدهند.  گوششان را كشيده اند و اينها هم بايد فكرى به حال خود كنند. راه حلشان را مشاهده ميفرمائيد.

 

مزخرف ميگويند!   

آقايان ميگويند ماجرا ميان دو تشكل و داخلى است. ميگويند نيروهاى انتظامى در حال رسيدگى هستند. ميگويند چند سناريو و تشريح از اتفاق هست. ميگويند دستگاه قضايى رسيدگى خواهد كرد. ميگويند قانون و دولت تكليف نهايى را روشن كند. حمله و يورش و چاقو كشى را منكر هستند. سر تا پا مزخرف ميگويند. اتفاقا خاصيت اين تاكتيك در باند سياهى بودن آن است. اينها ميخواهند دردسر دستگيرى و محاكمه و اعتراض خانواده ها و مجامع بين المللى را دور بزنند. ميخواهند راه امتحان پس داده برادر گراميشان قاضى مرتضوى را بروند. در يك گاوبندى حساب شده همه ارگانها در ماجرا شريكند و همه هم منكر، و چرا كه نه شاكى هم هستند!  ميخواهند كارگرها از ديدنشان بترسند.  بياييد انصاف را رعايت كنيم و بهشان در اينمورد حق بدهيم. مگر اين قانون و دستگيرى و تهديد هاى رژيم جلودار كارگر ميتواند باشد؟ خانه كارگر هزار بار "هو شده" به جاى خود، رئيس قوه قضاييه و جناب سردار تازه دكتر شده، دو نمونه گوياى سنبل نظام، جواب منفى را كف دستتان ميگذارند.

اين يك تعرض كل رژيم به كل كارگران است. ميخواهند مشابه نمونه محاكمه كارگران سقز، و اينبار در تعرضى بزرگتر، فشار روى كارگر را نگه دارند. گاز ميگيرند. دارند ظرفيتهاى دفاع و مقابله كارگران را مزمزه ميكنند. و اينرا نبايد بيجواب گذاشت.

 

چاره اى بجز مقابله نداريم

موقعيت صف اعتراضى كارگرى در ايران بگونه ايست كه راهى بجز سنگربندى قاطع در مقابلمان قرار نميدهد. تحركات كارگرى در گام مهمى كه به جلو برداشته، چهره هاى علنى بسيار متعددى را از خود بيرون داده است. كلى تشكل و تحرك و سايت و نشريه و فراخوان و طومار در دستها ميچرخد كه يدك كش نام  انسانهاى واقعى در جامعه است. اين يك دستاورد مهم طبقه ماست. آنرا بايد محفوظ داشت. همه ظرفيت تحركات كارگرى در تمام عرصه ها، ميتواند به يك پاسخ شايسته در مقابل حمله به سنديكاى شركت واحد تبديل گردد. دستگيريهاى ديگرى نيز از ميان كارگران ايران خودرو و فعالين پيگيرى تشكلهاى كارگرى داشته ايم. اين تعرض ها را نبايد بى پاسخ گذاشت.

از همان روز اول كمپينى از جانب كميته اقدام كارگرى آغاز گرديد. دستشان درد نكند. كمپين حمايتى ديگرى توسط حزب حكمتيست در جريان است.  جا براى چتر بسيار گسترده تر چه در داخل و خارج كشور باز است. از هيچ اقدامى فروگذار نكنيم. اين تقابل هم صف كارگرى را از دست درازى  هاى بيشتر محافظت ميكند و هم اينكه ميدان تازه ترى براى صفوفى متحد تر، با اعتماد به نفس تر و قويتر فراهم مياورد.

شوراهاى اسلامى و خانه كارگر و صادقى و محجوب را از دست درازى خود، پشيمانشان كنيم.

 

مصطفى اسدپور

۲۲ ارديبهشت سال ۸۴